واااااااااااااااای مُردم از خستگی تا همین امروز داشتم خونه رو تمیز می کردم.همه جور آزار شنیده بودیم صاحب خونه آزاری نشنیده بودیم . هی آقا شما رو میگم بله شما .آخه آدم میره مهمونی شب یلدا پوست پرتقال و زیر فرش قایم می کنه ؟ (همین امروز تازه پیداش کردم)
الهه خانوم مگه نگفتی زنگ زدی به قالیشویی پس چی شد .(چند دفه ممدرضا گفت این الهام و زودتر ببر دستشویی ) .نمی خواد دیگه زنگ بزنی خودم پریروز زنگ زدم اومدن قالی و بُردن .حالا واسه تلافی فردا میام یه گاز از اون لپای تپلی الهام می گیرم تا دیگه جرات نکنه بیاد خونه ی ما ....
یه درس عبرت گرفتم که دیگه تا عمر دارم از مهمون با انار پذیرایی نکنم (اینا همش به خاطر اینه که تازه کارم تجربه ندارم) .جارو برقی شده عین دستگاه آب انار گیری. تا دو روز هر کی وارد خونه میشد فکر می کرد وارد باغ انار شده.
میشا جون از من به تو نصیحت نذار جوجو قاطی این مجردا (نیما و شهرام و ...) بشینه .آخه وقتی داشتم تو آشپزخونه میوه ها رو تو ی دیس میچیدم صدا شونو شنیدم .خاک و چوووک .این جکا چیه اینا واسه همدیگه تعریف می کنن . البته ممدرضا هم پیششون بود که من جداگانه خدمتش رسیدم.
خانوما .ببینم شما داشتین آجیل می خوردین یا اینکه به همدیگه آجیل شلیک می کردین . کف خونه پر آجیل بود . الهی من بمیرم ممدم عادت نداره تو خونه دمپایی پاش کنه .همون شب یه پسته و یه تخمه ژاپنی فرو رفت تو پاهاش
آخر شب متوجه شدیم گوشه لاهاف عتیقه ی مادر بزرگ (انداخته بودیم روی کرسی ) سوخته. حالا جواب مامانمو چی بدم
گیس گلابتون جیگرم چند دفه گفتم این تریلی و اینجا پارک نکن . نمی دونم این پلیس آخر شبی از کجا پیداش شد .گیس گلابتون : من نمی دونم, اومدم خونه شما مهمونی که ماشینم جریمه شد. ممدرضا باید جریمه رو پرداخت کنه.
بیچاره آقا علی (شوهر شقایق (خواهر شوهرم)) از اول تا آخر مهمونی پانی رو محکم بغل کرده بود اما چه فایده. یهو از دستش پرید اونم کجا وسط خانوما .خانوما هر کدوم جیغ کشون به یه طرف فرار می کردن و پانی بیچاره هم از ترس خانوما به یه طرف دیگه فرار می کرد .آقایونم که داشتن از خنده می ترکیدن (این جای کمکشون بود) .خدا رو شکر این اتفاق نیم ساعته ختم به خیر شد و اِلا معلوم نبود یه مبل یا صندلی سالم تو خونه باقی میمونه یا نه
نمی دونم کدوم شیر پاک خوردهای هفت هشت تا پوست موز انداخته بود دم در خونه بعد از مهمونی دست و پا بود که به هوا پرتاب میشد.هر کی بوده زودتر خودشو معرفی کنه .شاید یه تخفیفی تو مجازاتش داده بشه.آخه همه رفتن به ادمین بلاگفا شکایت کردن
و این بود عوارض مهمانی بلاگفا نویسان
تبریکات ویژه به آقا ممد به خاطر برنده شدن در مسابقه ی خودمون.حالا ببینم بی وفا نمیشد ننویسی من کامپیوتر و خاموش کردم (بگی یکی دیگه بوده ) . خوب من چشمام پر خواب بود نگا نکردم ببینم که چیزی هست. تازه پیغام کامپیوتر واسه سیو رو هم فکر کردم صدای خور و پف توه .حالا نگو داشتی آب می خوردی
سلطان بانو
مهمونی
آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://www.m4ndm.org/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/17



