دوشنبه 17 مهر 1385
سرویس ملی افتخار ملی 2

پنج شنبه ظهر سر کارم بودم که تلفنم زنگ زد و یه خانم از اون طرف خط گفتند آقای مفید؟؟ گفتم بله خودم هستم ,از ایران خودرو تماس میگیرم, یه لحظه به خودم گفتم که حتما قطعاتی که علی واسشون طراحی کرده تایید شدند .
پرانتز باز - علی شوهر خواهر بنده هست که احتمالا مغزشو باید برای بررسی در بیاریم ببینیم این سیستم الکترونیکیش ساخت کدوم کشور این آقا از صبح تا شب در شرکت طراحی میکنه و از شب تا صبح هم تو اینترنت به دنبال اینه که ببینه کدوم کارخونه چه وطنی چه اجنبی درخواست طراحی قطعات مکانیکی داده . و از سکنات و وجناتشون بگم که هر هفته پنج شنبه به من میگه فردا پنج صبح بچه های فامیل رو جمع کن بریم کوه کله پاچه بزنیم و وقتی ما صبح باهاش تماس میگیریم میبینیم گوشی آقا خاموشه. همین جمعه ی پیش زنگ زدم بعد از چند تا بوق رفت روی پیغام گیر و صدای ضبط شده ی مهندس را شنیدیم که با خنده ای موزیانه گفت ممد جون فقط برو زیر پتو !!؟؟ پرانتز بسته.
خیلی زود این افکار پلید رو از اطراف سرم دور کردم و گفتم بفرمایید.. امرتون؟؟؟ فرمودند خودروی شما همونی که پول خون بابامون را بابتش ازتون گرفتیم آماده ی تحویل و تا آخر وقت اداری امروز برای تحویلش به نمایندگی ... مراجعه کنید. خیلی خوشحال شدم الان یک سالی میشه که بی ماشینم و صدمات و زجرهای زیادی را بر روح و جیگر نازنینم متحمل شدم , ولی ظاهرا دیگه لحظه ی وصال نزدیک است. به خانواده ی گرامی سپردم حسابی آب و جارو کنن که ممد با ماشین خوشگلش میاد خونه ...و نفهمیدم چطوری خودمو رسوندم نمایندگی و ماشینو تحویل گرفتم.
آخ که چه ماشین نازنینیه , وای چه خوشگله , لامصب چه شتابی داره ,کیلومترشو ببین 240 تا !!! یعنی اینقدر میره؟؟؟ , وای بوقم داره و... بعد رفتم تو اتوبان و یه دوری باهاش زدم , سلطان بانو و بقیه اعضای خونواده زنگ میزنن پس چرا نمیای؟؟؟
رسیدم خونه, سلطان بانو با یه حرکت منو پیاده میکنه میشینه پشت فرمون : وای همون رنگیه که من دوست دارم . مادر گرامی با اسپند میاد دور ماشین میچرخه و میگه ضبطشو روشن کن ببینم صداش خوبه؟؟؟
خواهر و شوهر خواهر محترم واسادن بالای پله ها سوت میزنن , شوهر خواهر میاد پایین میگه : میدی یه بوق باهاش بزنم؟؟
پنج شنبه شب :
همه مهمون من تو لابی هتل آسمان :
مهندس جون بابا کاه از خودت نیست کاه دون که از خودته
جمعه صبح : برو بچه ها همه کوه با اتول خارجی
جمعه عصر : یه سر بریم تکیه شهدا پیش قدیمیا (مادر میگه) ...
شنبه صبح : اما شنبه صبح ... 15/7/85 دو روز بعد از تحویل خودرو
تو راه ... چرا انگار مریضه؟؟ نفس نداره!! ریپ میزنه... این که خاموش شد.. الو امداد خودرو؟؟؟ استارت بزن , خاموشش کن , مشکلش چیه؟ متاسفانه موتور جام کرده ...بکشش بالا ... و من با رفیق نیمه راهمو کلی ناراحتی روی جرثقیل.
اینه ارئه خدمات به مشتری از همه جا رانده و مانده. بابا همین دیشب توی اخبار داشتید میگفتید اگه ثابت بشه که خودروهای تولیدی نقص دارند در کارخونشو گل میگیریم..
اون ماشین درست میشه ولی تولیدکننده و سرویس دهنده ی گرامی چی ؟ درست میشه؟؟ یعنی اونروز میرسه که اداره ی امور را بدند به چند تا جوون امسال مهندس ؟؟ به چند نفر که هدف و فکر و تلاششون رشد وکیفیت باشه به آدمای متعهدی که فقط برای مردم و مملکتشون تلاش میکنند به همین جوونایی که دارند هرز میرند . چند روز پیش داشتم سرویسای وبلاگ ایرانی اعم از بلاگفا و پرشین بلاگ و میهن بلاگ و... بررسی میکردم دیدم واقعا صاحبان بلاگفا دارند بهترین سرویس را میدهند اما چرا شش ماهه مرتب خرابه؟ چرا دوباره یه چیز خوب دیگه را خراب میکنند؟ چرا همه خشت اول را راست میذارند و از دومی کجش میکنند؟ طی ایمیل نگاری به حضرت شیرازی رئیس بلاگفا و درخواست پیگیری این قضیه و گوشزد کردن این موضوع که جناب شیرازی نقطه ی اوج هر فواره سر آغاز انحطاط آن نیز هست . ایشون بالاخره به درخواست های عدیده ی ما مبنی بر پیگیری این قضیه لبیک گفتند و زحمت چک کردن سرورهای سایت را بر خود هموار کردند و فرمودند : متاسفانه یکی از سرورها مشکل پیدا کرده و به زودی حلش میکنیم!!!
یعنی من هم اگر روزی مسؤلیتی را عهده دار بشم اینجوری میشم وقتی به سود دهی برسم دیگه همه چیز تموم میشه یا اینکه باز تلاش میکنم برای بهتر شدن؟؟؟
شما چکار میکنین ؟؟
اگه فردا به شما گفتند این مسؤلیت به عهده ی شماست ..!
ماندگاریم به ماندنتان
امضا : ممد رضا

Å با اجازه یه بخش جدید به وبلاگ اضافه کردیم به اسم روزنوشت.در این قسمت افکار روزمره مون رو مینویسیم این قسمت خیلی زود زود آپ میشه (میتونین سمت چپ وبلاگ مشاهده کنین).پس اگر دیدین وبلاگ پینگ شده اما پست جدید نیست یه نگاه به اون سمت ( یعنی سمت چپ ) بندازین.

در 3:46 قֽظֽ توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : اجتماعی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
دنبالک

آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://www.m4ndm.org/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/67

نظر شما
نام شما :
آدرس ایمیل :
وب سایت :
برای نگارش میتوانید از کدهای Html استفاده کنید