روزی دیدیم که از صندوق ریاست جمهوری نام کسی بیرون آمد که اندیشه ی ما را نمایندگی نمی کرد٬و پذیرفتیم رئیس جمهوری را که با دغدغه های خاص خود مدیرانش را انتصاب کرد٬ پذیرفتیم او هرکه باشد بالاخره رئیس جمهور این مملکت است و خدمتگذار همه ملت و ریاست همه ی مجموعه.
گفتیم که مجموعه جدید ریاست به زودی ذائقه ملت را خواهد فهمید٬ گفتیم آنها با ما تعامل خواهند داشت و گفتیم شرایط جدیدی است ولی بالاخره او رئیس مملکت ماست ( اگرچه...) ولی بر اساس احترام متقابل ما همدیگر را خواهیم فهمید.
زمان گذشت و گذشت٬ چه دیدیم؟!
مجموعه ای دیدیم به جای اینکه ذائقه ی ما را بشناسند برایمان تعریف کردند که از این پس آنچه ما بگوییم شما باید بخواهید٬ اجرا کنید و خوشتان هم بیاید. امور فرهنگی٬ اقتصادی٬ سیاسی٬ علمی و غیره این بار با این ارزشها اجرا می شود٬ از اول میشد حدس زد که این مجموعه هنوز خود را وامدار کسانی می داند که آنها را به مسند رسانده اند٬ و حالا با همان تفکرات تصمیم دارند غیر خودی ها را مجبور به اطاعت از ارزشهای خویش کنند.
اما به راستی آقایان روسا٬ کدام سیاست فرهنگی و اقتصادی و سیاسی شما تا به امروز به ذائقه ملت خوش آمده؟ کدام محدودیت را برداشته اید؟ برای چه رفاه و منزلتی تلاش کرده اید؟ کدام حریم را پاس داشته اید و به ایران و ایرانی چه شخصیتی در عرصه ی بین الملل داده اید؟
و اما یادآوری:
آقای دکتر احمدی نژاد جشنواره ورزشی سال گذشته را به یاد دارید؟ یادتان هست دانشجویان در آن برنامه ترانه می خواندند و شادمانی خاص خود را داشتند و شما خطاب به دانشجویان چه گفتید؟ من آنجا بودم من یادم می آید با خنده گفتید: از این شادمانی و نشاط مشعوف شدید٬ و چند بار خودمانی گفتید: تو این دوران دانشجویی سعی کنید حالشو ببرید!!؟
دست شما را می بوسیم اگر دیگر حالی به ما ندهید! علی الخصوص از این حال های جدید.
و اما دانشجویانه:
در بعد دانشگاهی زود فهمیدیم که دیگر انتخاب رئیس دانشگاه توسط هیئت علمی(این روش نوپا) دیگر یک افسانه می شود اما پذیرفتیم.
پذیرفتیم رئیس دانشگاه منتصب دولت رئیس جمهور است و با خود گفتیم: او هرکه هست رئیس دانشگاه است و خدمتگذار دانشجو.
از برخوردهای زشت و مکرر افرادی که به خاطر سنجش حجاب و لباس و قد شلوار دانشجو در دانشگاه ها حقوق می گیرند و تجهیز می شوند٬ تا محدودیت های برگزاری جشن ها٬ و زیر ذره بین بردن تمام فعالیت های دانشجویی با آن محدودیت های آنچنانی.
براستی برای شادی آفرینی و نشاط دانشجویان چه کرده اید؟ وقت آن نرسیده که اعلام کنید آمار جشن ها٬ اردوها٬فعالیت های فرهنگی دانشجویی٬ نشریات٬ سمینارها و کنفرانس ها نسبت به سال گذشته چه تغییری کرده؟ با تشکل های برآمده از دانشجویان چگونه برخورد کردید؟ نمیخواهید با مراجعه به مرکز مشاوره آمار تمایل به مصرف مواد مخدر و افسردگی را بدانید یا خدای ناکرده آن را اعلام کنید؟! تا کی بشنویم که فلان دانشجو خودکشی کرده و خبر آن را در محیط دانشگاه خفه کنید؟!
به راستی با دانشجویان پرنشاطی که با تمام شور و هیجان خود پا به دانشگاه می گذارند چه می شود و چگونه پا از این دانشگاه بیرون می گذارند؟
یاد روزهایی می افتم که به دکتر ارباب شیرانی(مدیریت امور فرهنگی سابق) به خاطر یک تذکر کوچک و یا سیاست های آن زمان چه خرده ها که می گرفتیم٬ ولی امروز که آرزوی یک ارباب آنچنانی داریم حاصل چیز دیگریست٬ یاد روزهایی می افتیم که دکتر ابطحی معاون دانشجویی همه ی ما بود کسی که بر او می خروشیدیم که چرا به ما فشار می آورد و محدودمان می کند٬ اما آقای ابطحی با رفتن شما محدودیت برای ما معنی شد. یاد دکتر عباسی که می خواست دانشگاه علمی باشد٬ بر فعالیت های دانشجویی-فرهنگی سخت می گرفت ولی این دید را تا حدودی بر کلیه افراد و تشکل ها اعمال می کرد٬ امروز قرار است دانشگاه چگونه شود؟ امروز که محدود شده؟ امروز قرار است در کدام شعار چپانده شویم؟
و اما پیشنهاد:
برای ملت و دانشجویان بسیار خوش گوار است که بدانند مجموعه ریاست در این مدت چه دستاوردی داشته و چه ها کرده, پس آن را بیان کند.
و اما پاورقی:
در پست پیشین دلگویه هایی دانشجویی را با زبانی کودکانه و تفکری دانشجویانه به قلم آوردیم و از شما خواستیم بیندیشید و آن را با ابعادی بزرگتر بررسی کنیدو امروز این بررسی را خود نوشتم تا شاید برای آنچه میخوانیم و وقتی که برای خواندن از دست می دهیم ارزشی بیش از این قائل باشیم.
و سخن آخر برای آنکه نمیخواهد بداند:
ایران و ایرانی این نبوده که شما امروز می بینید و وظیفه ی هیچ یک از ما حفظ وضع موجود نیست بلکه...
هیچگاه پیش بینی نخواهید کرد ماجراهای من و ممد چه خواهد نوشت!!!!
امضا:
ممدرضا
آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://www.m4ndm.org/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/77



