تا حالا فکر کردید اینترنت چه شباهت خوشگلی با دوش حمام داره؟ باور کنید اصلا شوخی نمیکنم .الان توضیحات کاملش را عرض میکنم تا بر همگان روشن بشه این ادعای عجیب, بعد خودتون قضاوت کنید که حرف من درسته یا نه. وقتی دوش حمام از دیار فرنگ وارد ایران شد, بعضی ها گفتند (اشاره ی مستقیم به علمای حوزه نمیکنم) : دشمن, دین ما را هدف قرار داده است و می خواهد با این وسیله غسل های ما را باطل کند. استفاده از آن به ایّ نحوٍ کان غیر مجاز است. کم کم راه حلی هم واسه این مسئله پیدا شد و دوش جزء جدا نشدنی از منازل شد. بعد نوبت رسید به رادیو. اولین روزایی که اومده بود, لقب شیطان بهش دادند که شیطان میخواهد از زبان آن ما را گمراه کند. خب آخرش هم که معلومه. بعد نوبت تلویزیون بود. این بار شیطان به وسیله ی آن متجلی نیز می شد. قضیه ویدئو هم که مقارن است با دوره ی خودمان. آخ آخ که پتوهای چهار خونه و ویدئو شده بودند رفقای گرمابه و گلستون یکدیگر, شده بود پایه ثابت بزمای شبونه ی خانوادگی, تا الان که نوبت به اینترنت رسیده. اگر جلوی دوش گرفته شد جلوی اینترنت نیز گرفته خواهد شد. حالا شما قضاوت کنید. آیا اینترنت شبیه دوش حمام نیست؟
خب میرسیم به بحث اصلی و موضوعی که این روزها عجیب فکر کردن به آن بعد از خبرهای ناگواری که در مدت تکیه زدن جناب اینقدی نژاد بر تخت حکومتی آدمی را آشفته حال میکند . این روزها هر شب که سر به بالین می گذاریم مطمئنیم که فردا اتفاق جدیدی به وقوع می پیوندد که بیش از پیش احساس خفگی را تلقین می کند. بله بعد از شیرین کاری های شخص رئیس دولت و به تبعات آن کابینه ی محترم . وزیر ارشاد نیز برای خالی نماندن عریضه و برای آنکه بگوید ما هم آره ... با خود فکر کرد برای آنکه بتواند دعواهای درون جناحی بین طرفداران دولت و هواخواهان شهردار تهران قالیباف را به نحوی ساماندهی کند برای جلوگیری از این اتهامات که از خود اصولگرایان سرچشمه میگرفت. طرحی را به تصویب برسانند که سایتها و وبلاگهای فارسی به قول خودشان ساماندهی و به قول ما خفه شوند ٬حال در این میان وبلاگهای شخصی نیز شامل این قانون می شدند . خوب گرچه این بسته نگه داشتن جامعه به مذاق قدرت بسیار خوشگوار است بر هیچکس پوشیده نیست که با شکستن هر قلم و خفه کردن هر صدای مستقل این جامعه بیشتر دچار انحطاط فرهنگی خواهد شد. سالهاست که بر افق اندیشه و فرهنگ ایرانی بجای رنگین کمان تنها رنگ زشت تک صدایی نشسته است. آیا به نظر شما پذیرفتن طرح ساماندهی آن هم به سبک حکومت کمونیستی چین مهر تایید بر استبداد نیست؟ به وضوح روشن است که با ثبت مشخصات و زیر سلطه ی استبداد رفتن همه ما بیش از پیش بسوی انحطاط فکری خواهیم رفت. امروز آزادی ما ناموس ماست آن را ارج بنهیم. و اما پیشنهادی به آقایان داریم: بهتر است به جای جمع آوری اطلاعات شخصی و محرمانه ی مردم, قوانین کپی رایت را ساماندهی کنید که تا از سوی روزنامه های دولتی و غیر دولتی, مطالب وبلاگها دزدیده نشود ( مانند دزدی روزنامه ی اعتماد, هفته نامه ی همشهری جوان و یا خبرگزاری فارس). حتی این طرح ساماندهیتان نیز پایبند این قوانین نیستید و تمام قالب سایت را از سایت checkm8 کپی میکنید!
دوستان بلاگر و مخاطبان عزیز توجه داشته باشند که فعالین بلاگری فارسی زبان به شدت در برابر این عمل ننگین صف آرایی کرده اند و با امضا اعتراض نامه ای ( به علت ممانعت سایت بلاگفا از ذکر لینک معذورم) مربوط به این طرح نامه ی سرگشاده به وزیر ارشاد رنگ و بویی عملی به این اعتراض دادند و احتمالا میز گردی وبلاگی در رابطه با این بحران تشکیل خواهد
با تشکر از امین ثابتی ( ندای امروز)
حرفهای بی ربط:
از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است.
در روزگار ما مردمان بر این باورند که فرهاد کوه کن از کوه افتاده و مجنون به خاک نشسته است. ببینید عشق را فرهاد را مجنون را که چگونه پاکبازانه میزیند با آرزوی سلامتی و خوشبختی روز افزون برای نیما و تانی عزیز و مهربان.
ماجراهای من و ممد
آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://www.m4ndm.org/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/82




