پنجشنبه 21 تیر 1386
پیسته و آلایشی بهداشتی

من و مامانی و آبجی گوگولو دیلوز لفتیم توی یه مغازه که لوش بزلگ نوشته بود آلایشی بهداشتی ( آرایشی بهداشتی). مامانی گفت من یه خولده خلید دالم.لامسب عجب مغازه ای بود. خنک , خوش عطل و بو , لوشن (روشن) , زیبا, جادال مطمهن. من تا حالا مغازه به این خوشدلی ندیده بودم.حتی از مغازه ی اسباب بازی فولوشی هم  خوشدل تل (خوشگل تر) بود .از همه ی اینا مهم تل خاله های فولوشنده ی خوشدلش .همشون منو نازی کلدن.فقط یه مشدلی ( مشکلی) داشتم اونم اینکه قدم کوتاه بود نمیشد ویتلین (ویترین) و خوب ببینم اما از اونجایی که پیسته کودک باهوشیه آبجیو مامانی لو مجبول کلدم منو  به نوبت بغل کنن. وااااااای امان از این ویتلین .یه هالمه ( یه عالمه) چیزای بلاق ( براق) و خوشدل.پیسته دوست داله پیسته چیزای بلاق دوست داله.


مثل اسباب بازی های خاله بازی بودن اماااا بلاق. مامانی میخواست یه کـِلـِم ( کرم) ضد آفتاب و یه کلم ملطوب کننده بلای من بخله.آخه آبجی باسه (واسه) خودش خلیده بود و به من نداد.بهدشم گفته اینا وساهل شخصیه.


الان داله نظلم هوض( نظرم عوض) میشه.من این چیزای بلاق و بیشتل از کِلـِم دوست دالم اما مامانی میگه تو به اینا نیازی ندالی. پیسته نیاز داله خیلی هم نیاز داله.


یه خانوم دیگه از اون خانومایی که ننه جون میگه پالچه ( پارچه) مانتوش آب لفته اومد داخل مغازه.وقتی اومد تو یه هالمه بوی خوش عطل و بو هم اومد تو.همه ی صولتش ( صورتش) بلاق بود پیسته صولت بلاق دوست داله.همه ی خاله های فولوشنده شلوع کلدن به لبخند زدن و سلام و احوالپلسی.مثل اینکه این خاله ی خوش عطل و بو لو خیلی وقته میشناسن. واااای چقــدل لویایی (رویایی) . این جمله لو تازه یاد گلفتم خیلی خوش دهنه : وای ی چقدل لویایی . این خاله ی جدید از همه ی خاله های فولوشنده می پلسید تازه چی دالین؟ اونا هم چند تا از اون چیزای بلاق میذاشتن لوی میز.خاله همشو میکشید لوی دستش و میگفت اینم قشنگه اون یکی لو میبلم.جل الخالق.خوش به حال خاله.


آخلش طاقت نیاولدم لفتم مانتو اون خاله لو کشیدم. البته دل زمان مناسب که مامانی و آبجی داشتن سر قسمت چونه میزدن « این چونه هم کلمه ی خوش دهنیه پیسته دوست داله » .بعد از اینکه مانتوی خاله لو کشیدم گفتم سلام خاله جونم چطولی ؟ چه خاله ی با شخصیت و مهلبونی.هم منو نازی کلد هم بوسم کلد.


گفتم خاله پیسته یه سوالی داله.


گفت : چی هزیزم (عزیزم) ؟


 پیسته : یه سوال که نه چند تا سوال دالم.


خاله : بپلس هزیزم.


بهدش کفشامو دل آولدم و لفتم لوی صندلی کنال خاله وایستادم.


پیسته : خاله اسم این چیه ؟


خاله : لـُژ (رژ ) « چه اسم خوش دهنی »


پیسته : به چه دلدی میخوله ؟


خاله : لبها لو با این بلاق و لنگی ( براق و رنگی) میکنن.


پیسته : هجـــــب !!( عجب) این یکی چیه ؟


خاله : سایه ی چشم


پیسته : چیکالش میکنن ؟؟


خاله : اینو میزنن پشت چشماشون.


..

..


..

همینطول منو خاله داشتیم با هم حلف میزدیم.که دیدم مامانی و آبجی دالن با چشمای قلنبه شده منو نگاه میکنن.من منظول نگاهشون لو متوجه نشدم.بلاشون لبخند زدم.بهد به مامانی گفتم من از اینا میخوام.مامانی بازم گفت تو نیازی ندالی. پیسته : اما من میخوام خیلی خوشدله . مامانی گفت : اینا بلای تو خوب نیست.پیسته : چلااااااا ؟ مامانی هصبانی (عصبانی) شد. منم لفتم پشت اون خاله ی مهلبون قامم شدم .بهدش اون خاله جونم یه دونه لژ به من داد و گفت : چه اشکالی داله خوب بچه خوشش اومده. مامانی گفت : نه خانوم دستون دلد نکنه نمیخوام بد عادت بشه .خودم بلاش میخلم. اما اون خاله اصلال کلد (اصرار کرد)  .دیگه از اینجا حلفاشون بلام مهم نیست . وااااایی  چقدل ل ل لژ بلاق دوست دالم .

در 0:56 بֽظֽ توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : خط خطی های پسته خانوم
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   36 نظر
           
دنبالک

آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://www.m4ndm.org/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/147

نظر شما
نام شما :
آدرس ایمیل :
وب سایت :
برای نگارش میتوانید از کدهای Html استفاده کنید
نویسنده : مرسدس

با سلام به شما دوست عزيز
من مدت ۵ ماه هست که اين سايت رو لينک کردم
اگر ممکن هست من هم لينک شما باشم
با تشکر(مرسدس)

نویسنده : من يك دختر فرورديني ام

عجب روزگاری شده هاااااااااااا

نویسنده : ღ پسر شجاع ღ

سلام ...
ديشب ميخواستم کامنتی کنم اينجارو باز نميشد البته چيز خاصی ندارم بگم ولی پسته جون ؛ شما ميتونی با همون آبرنگ و قلمويی که دستته سر و صورتت رو نقاشی کنی با مزه ميشی اگه مامانت دعوات کرد ؛ اون با من

نویسنده : يکی يدونه!

سلام..
برات اين چيزا خوب نيست خالهههههههههههه
حالا بزرگتر شدی..شايد..

نویسنده : پسته خانووم

به خاله ی فرولدینی : سلام خاله جون خوبی ؟ من یه سوالی بلام پیش اومد این لوزگار با اون لوزگال چه فلقی داله ؟ ننه جون هم همیشه این جمله شما لو میگه

دایی امین : لاستش من همون لوز که از اون مغازه اومدم همین تصمیم لو داشتم.اما آبجی جونم بلام توضیح داد که این لنگا با اون لنگا خیلی فلق داله و اینا بلای پوست مضله

حالا یهنی اگه مامانم دهوام کلد بیام پشت شما قامم بشم ؟

خاله یکی یه دونه : خاله خاله خاله چلااااا خوب نیست ؟

نویسنده : سهیل

سلام پسته کوچولو .عمو جان یک کمی صبر کن این چیزها هنوز برای شما خیلی زوده عمو. تمام این چیزهایی که میگی خوشگله و رنگارنگه و برق میزنه همه اش مواد شیمایی است که برای پوست لطیف کوچولویی مثل تو اصلا خوب نیست.
در ضمن عموجون از همین الان (گرچه میدونم که خودت خوب میدونی ولی باز من سفارش میکنم که ) سعی کن که به جای اینکه به ظاهر آدمها نگاه کنی و از روی ظاهرشون اونها را شناسایی کنی و قضاوت کنی بهتره با دقت بیشتری نگاه کنی ببینی که رفتار و افکار و سیرت و درون اونها چطوریه . ظاهر آدمها زیاد چیز خوبی برای تعریف از اونها نیست
عموجون ببخشید که یک کمی بزرگ بزرگ حرف زدم اگه اینها را به خاله سلطان بانو یا عمو ممد بگی فکر کنم که بتونن با زبون ساده تری برای شما تعریف کنند گرچه میدونم کوچولوی باهوش و زرنگی مثل تو همه این حرفهای من را میفهمه
به خاله سلطان بانو و عمو محمد هم سلام برسون و به عمو ممد بگو عمو سهیل گفته الهی درد و بلایت بخوره توی سرت دشمنات سهیل یک وقت نبیه که مریض شده باشی
میزبان هر روز شما باحافظ :سهیل

نویسنده : امیر خان

ای بابا....
چه روزگاریه
پیسته خیلی باحالی....
---
ممد خان و آبجی چطورن؟؟؟
خوبین الحمدالله؟
الهی شکر...
ما هم آپیدیم...
تا به امروز که یه کامنت ناقابل واسه ما نذاشتین دلمون خوش باشه بگیم باکلاسیم

نویسنده : ماه مانند

شه قد باحااااااااااااااااال بود
خاله پشته
راستی من هم هميشه می گم ممد ولی به جای تيکه کلام

نویسنده : ماه مانند

انقد عکسای خوگشل داری اينجا که ادم می خواد از همشون استفاده کنه
اخه من خيلی عکس استفاده می کنم
بعد بلاگفا هيشی نداله
ولی خيلی بلاگتون خوشگل
واستون ارزوی موفقيت می کنم

نویسنده : تينا

سلام

حالا پيسته خانوم ما اينجا با شو ما حرف بزنيم يا با خاله سلی و عمو ممد(عمو ميگی؟)

پس باهمه حرف ميزنم

خوبی سلی جون و اقا داداش؟

دلم حسابی براتون تنگ شده بوددد

اين پيسته جونت با حرف زدنش منو کشته

ديونه حرف زدنش شدم

ببين پيسته جون چه لژ و چه ابرنگ فعلا واسه پوست ناناز تو ضرر داره
حالا وقتی بزرگتر شدی بيا با هم صحبت کنيم ببينم می شه از ضرر مواد شيميايی برا پوستت گذشت يا نه

پيسته جون فعلا من برم شايد دوباره برگشتم

نویسنده : تينا

سلام

حالا پيسته خانوم ما اينجا با شو ما حرف بزنيم يا با خاله سلی و عمو ممد(عمو ميگی؟)

پس باهمه حرف ميزنم

خوبی سلی جون و اقا داداش؟

دلم حسابی براتون تنگ شده بوددد

اين پيسته جونت با حرف زدنش منو کشته

ديونه حرف زدنش شدم

ببين پيسته جون چه لژ و چه ابرنگ فعلا واسه پوست ناناز تو ضرر داره
حالا وقتی بزرگتر شدی بيا با هم صحبت کنيم ببينم می شه از ضرر مواد شيميايی برا پوستت گذشت يا نه

پيسته جون فعلا من برم شايد دوباره برگشتم

نویسنده : .·´¯`·«(SoReNa)»·´¯`·.

قربون دلت برم خاله جون ولی ميدونی کار بدی کردی؟ بچه که از حالا نبايد دور و بر اين قرتی بازيا بپلکه . شما مث گل می مونی خودت. نبايد دست به اين چيزا بزنی خاله
من يه بار دور از جون شما يه غلطی کردم واسه پارميدا بچه دختر خاله ام کرم زدم رو دستش که خشک شده بود. البته مامانش نديد. يه ساعت بعد ديدم خانوم قوطی کرم رو خالی کرده رو دستش. اين دخترا هم کافيه بهش رو بدی. اينقده مامانش دعواش کرد منم شرمنده شدم گفتم حالا ديگه ول کن نيست
شما هم به جای اين کارا پاشو برو نگاشی بکش آی قربونت بره خاله

نویسنده : روشنک

سلام
هر جوری تونستی برسون
جايزه محفوظه

نویسنده : علی

بابا آخرش بود کلی حال کلدم .حلف نداشت
من خاله لو دوس دالم .

نویسنده : ღ پسر شجاع ღ

آره خب بيا پيش خودم حالا درسته که اين رنگا با اون رنگا فرق داره !! ولی اونجوری مامانت بخاطر پوستت ميره از اونا ميخره که ضرر نداره ((( نگا چه جوری کار ياده بچه ميدم ))

نویسنده : سميرا

شنام پيسته جون عسيسه نی نی کوشولو
عسيس دلم کوشولوی من دوس جونم منم يه بال از اون بلاقيا زدم مامانی عصبانی شد .نيمی دونم چلا!!!!!!!!!!!!!۱اماگيده نمی ذاله مصلف کنم اخه از بس خوش عطل و خوش لنگه نی نی دوش داله بخوله اما خاله جون جونيم يه تونه(دونه)لژ صومتيه بلاق داشت که با اصلالای من دادش بهم خيلی خوبن (بيا يه بال قلال بذاليم بليم بخليم )چلا مامانی و بابای جواب منو نيمی دن؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منظولم خاله سلی و عمو ممديه من منتظرم يالا
خوب گيده پيسته جونم من بلم بعدا با هم می ليم خليد بلاقی
بوس بوس
بابای

نویسنده : رونيکا

جوبتون رو هم تووبلاگ دادم هم تو کامنت دونی

نویسنده : داستانک

جالب بود ممد/.

نویسنده : لاو

سلام
اره
اتفاقن خیلی نیاز هم داره
تازه شم باید خوشگل باشه


خیلی قشنگ نوشتی
اگه مایل به تبادل لینک هستی خبرم کن
مخلصیم
بای

نویسنده : نیوشا

جيگل ِ اين دخملی رو برم من که اين قده ناز تعريف ميکنه و دلش لژ ميخواد نيوش واست ميخره بزن به لبات بلاق شه .... آخ که من اين متن رو خوندم ٬ خودم رو توی لوازم آرايش فروشی حس کردم ... من غشم غش ! اگه من يه روزی شهيد بخوام بشم چه مکانی بهتر از لباس زير فروشی و لوازم آرايشی ..... راستی درود به بانوی نازنين و حاج آقا توی جواب کامنت قبلی خوندم که بانو ذوق زده شده واسه عکس جان نيوش اصلش رو ميآرم .. به اميد اون روز فدا

نویسنده : پلارک

سلام دوست عزيز
در روزگاری که هيچ کس حرف خاصی برای گفتن نداره
ما حرف برای گفتن داريم ولی نه از زبان خودمون
بلکه از ...........
پيش ما بيا

نویسنده : فرامرز

سلام بانو

فقط اینو بگم واقعا بانو بودند برازنده تو هست :إ«:

نویسنده : nardin

خيلی ناز بودن ايول خوشم اومد.خوشال می شم به منم سر بزنيد ممنون

نویسنده : ...¤ كارولين ¤...

ببين خاله من كه كامل خوندم تو چي گفتي قربونت برم..... خوب كردي....ول كن اين حرفاي عهد عتيق رو... دختر بايد از اولش هم شيك و تر و تميز باشه..... ايول... كلي كيف كردم قربونت برم من الهي........ شكلكا واسم باز نشدن وگرنه الان هزارتا ماچت مي كردم ..................

نویسنده : ...¤ كارولين ¤...

آخيييييييييش الان شكلكا واسم لود شدن...... قروبون تو من برم الهي كه اينقده شيرين زبوني جوجو جونم... خوب كردي خاله.... بازم ميگم از الان تميز و شيك باش.... خودم برات يه ست كامل لوازم آرايشي ميارم به شرطي كه قول بدي حتما ازشون استفاده كني ها باشه خاله؟؟؟؟؟؟؟ توام اصفهاني خاله كه برات بيارم؟ من از تهران بايد بيام ها آدرس دقيق بده برات كامل كاملشو ميارم قروبون اون زبون شيرينت برم من الهيييييييييي

نویسنده : يوشا -دريای واژگون

سلام سلطان بانو.........

به ياد دارم قبلا ها يعنی پارسال اين موقع بيشتر تحويل می گرفتی........

شايد آمارت......

نویسنده : مريم

وبلاگت قشنگه
قالبهای زيبايی طراحی ميکنی
اگه قابل دونستی پيش منم بيا

نویسنده : آلوچه

سلام بر سلطان بانو و آق شاهزاده!

این قده حال می کنم ادیتور این جا قویه که نگو

بی نوا بچه چه گناهی کرده که این طور فساد اخلاقیش کردین؟!
وقتی زنگ زدم به امنیت اجتماعی اون موقع می فهمید نباید کار به کار بچه مردم داشته باشید!

نویسنده : ...¤ كارولين ¤...


دلم هوای پسته جوووووووووووووونم رو کرده بود گفتم بيام بهش يه سر بزنم...... خوبی گلم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وای که من تو رو دوست دارم شيرين زبونم

نویسنده : داستانک

سلطان بانو
دلچسب می نويسی/.

نویسنده : مریم بانو

من از هر دوش خسته شدم ! این نی نی کی بود ؟‌

نویسنده : ...¤ كارولين ¤...


ممد يه دكتر برو داداش...... چشات مشكل داره هااااااااااا...... كامنتتو خودت نديدي؟
همون اول كه تاييد كردم بابا...... جديده رو تاييد نكردم........ تاييدش كنم يا نه؟
.....
خانم گل و پسته جوووووووووووووووونمو سلام مخصوس برسون.......
دكتر بري هااااااااا
نگران شدم واسه چشمات
.........

نویسنده : حضورناپديد

يه دستی به اينجا بکشين !

نویسنده : yalda

سلام
عالي بود
يعني محشر بود
به قصر منم سري بزن
باي