پنجشنبه 25 مرداد 1386
وقایع اخیر

امسال تابستون , تابستون جالب و پر حادثه ای برای من و ممده.بعد از درس خوندن های طاقت فرسا انواع و اقسام مسافرت های سیاحتی , زیارتی و کاری . خیلی وقت بود مسافرت نرفته بودیم حدود 5 شش سال.توی این گیر و دار مانیتور من که غوز بالا غوز شده بود .


اوایل تابستون بعد از یکی از مسافرتها بود که فهمیدم توی این مانیتور به غیر از حرکتهای معمول انواع حرکت های دیگه هم مشاهده میشه از جمله عمودی و افقی .پس از سه چهار روزکار کردن متوجه شدم که گهگاهی یه بویی هم ازش بلند میشه.خلاصه اینکه یه روز که داشت از خودش حرکات موزون بروز میداد.صدای مهیبی شنیدم که بند دلم پاره شد و بعد از اون دود خاکستری رنگی از پایینش بیرون اومد و یه بویی که آدمو به یاد لاستیک سوخته می انداخت .مانیتور مورد نظر به تمیرگاه انتقال داده شدو دوباره یه سفر کاری پیش اومد.بعد از برگشت مانیتور و از تمیرگاه آوردیم خونه.تعمیرکار گفته بود یکی از مدارها در اثرحرارت و دمای اتاق سوخته .


دوباره باهاش کار کردم ولی چند ساعتی نگذشته بود که اون حرکات موزون از گوشه و کنار مانیتور شروع شد .درد سرتون ندم , بعد از چهار روز کار کردن دوباره همون اتفاقات تکرار شد .اینجا بود که من و ممد با چهره های برافروخته مانیتور و برای بار دوم بردیم تعمیرگاه . بنده خدا تعمیرکار بعد از مدتی ور رفتن با اون مانیتور گفت که ایراد از جای دیگه ای بوده و علت نوسانات برقه نه دمای اتاق .


آخرین اخبار : هنوزم که هنوزه مانیتور در تعمیرگاه به سر میبرد و امید چندانی به بازگشتش به صورت صحیح و سالم نیست  .


از اونجایی که من به غیر از کامپیوتر خودم عادت ندارم با کامپیوتر کـَس دیگه ( از جمله ممد) کار کنم  یه دونه مانیتور دیگه از بنده خدایی قرض کردیم و حالا مدتیه که با اون کارهام و انجام میدم.
این بود که ما مدتی دست و پا شکسته در خدمتتون بودیم و نشد مراتب خاکساری رو درست به جا بیاریم .

چند روزی میشه که دارم با کامپیوتر خودم کار میکنم .فقط فرصت کردم کارهای عقب افتاده رو یکی یکی سرو سامون بدم.اولیش قسمت قالب های رایگان بود که با اجازتون به هاست اصلی سایت انتقال دادیم و یک سری تغییرات که خودتون میتونین ببینین.امیدوارم خوشتون بیاد و کار با این قسمت براتون راحت تر از گذشته بشه.کارهای دیگه ای هم در شرف انجامه که به موقش براتون رو میکنم  .

پ . ن یک : این بلاگرد دیگه شورشو در آورده دنبال سرویس و امکانات جدید و بهتری هستم به محض اینکه وقت کنم براتون مینویسم تا شماها هم راحت بشین و دیگه به اینجور مشکلات برخورد نکنین.


پ.ن دو : در نظر دارم یک دوره نوشته های کوتاه ( پست های کوتاه) در مورد رموز وبلاگ نویسی براتون بنویسم که حاصل تجربه های خودمه.

تگ ها:
           
در 1:12 بֽظֽ توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   26 نظر
           
دنبالک

آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://www.m4ndm.org/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/162

نظر شما
نام شما :
آدرس ایمیل :
وب سایت :
برای نگارش میتوانید از کدهای Html استفاده کنید
نویسنده : يکی يدونه!

سلااااااااااااام
چه عجب واقعا! ما شما رو ديديم!
نازی کامپيوترت اوف شده بود؟
دستت بابت تمام اين زحمت هايی که می کشی درد نکنه.. خيلی ماهی.
هميشه شاد شاد شاد باشی خانم گل

نویسنده : خانمه

به به سلام .
چشممون به جمال يه خانم از نوع سلطانش مزين شد
بايد ببينم چه نفعی واسه اون آقای اصفهانی داشته که به اين لقب مفتخرتون کرده
بابا تو محيط مجازی که ديدوبازدید خرج نداره که يه سر به ما نميزنين (عجبا !!! چه خون اصيلی تو اون رگهاست )

نویسنده : سهیل

سلام و وقت بخیر.
چشم ما روشن شد به نوشته های سلطان بانو.خوبید شما؟ چند وقتی بود که دیگه خیلی کم پیدا شده بودید گرچه داداش ممد همچنان چراغ اینجا را روشن می نمودند و ما هم گاهگداری سری می زدیم (گرچه شاید کامنتی نگذاشته باشیم برای پست قبلی ولی این دلیل بر نخواندم و نیامدن ما نیست) به هرحال امیدوارم که هرچه زودتر این مانیتور شما خوب و سرحال گردد گرچه از قدیم گفته اند چینی که برش خورد دیگه مثل اولش نمیشه. از ما می شنوید یکی از این ال سی دی ها تهیه کنید که به درد شما حرفه ای ها بیشتر میخوره . ما هم از این مانتیورها داشته باشیم شما هم از این مانیتورها اونوقت فرق شما با ما چی میشه؟ شما طراحی قالب و سایت و اینجورکارها انجام میدهید باید وضوح تصویر و رنگتون بهتر و بیشتر باشه تا هنرتون بیشتر به نمود بیاید.ما که همینطوری چند کلمه ای کنار هم میگذاریم با همین مانیتورهای هندلی باید کار کنیم.
سفرها بی خطر انشاءالله که خوش گذشته باشه
پ ن 1: از بلاگر نگید که دل من یکی حسابی خونه.ای کاش یک خط درمیان کار میکرد باز قابل تحمل بود. اصلا می ترسم لینکهایم را بپرونه اونوقت من بمونم دست خالی چکار کنم.منتظر معرفی سرویسی خوب و توپ از جانب شما هستم واقعا اگه می شناسید معرفی کنید. من یکی که خیلی مشتاقم
پ ن 2 : حتما این پستهای کوتاه را زودتر شروع کنید استفاده از تجربیات دیگران میتونه خیلی مفید باشه مخصوصا در مورد وبلاگنویسی.منتظرش هستیم
اعیاد زیبا و پرشکوه شعبانیه بر شما مبارک باد
میزبان هر روز شما باحافظ :سهیل

نویسنده : امیر خان

سلام
ایول
خوبه دیگه...
همه چی اختصاصی شد....
خبرگزاری هم میشه یعنی؟؟؟
در ضمن....
چرا شما دارین دیکتاتور بازی درمیارین؟؟
طفلی پیسته مگه دل نداره که هی شما میاین مطلب مینویسین؟؟
پیسته جان بیا من خودم حمایتت میکنم...

نویسنده : سلطان بانو

به خانومه جان : عزیزم میایم انشاالله اگه خدا بخواد این ممد آقامون هم همراهی بکنه

به اقا سهیل : بابا داداش سهیل پولمون کجا بود بریم ال سی دی بخریم هر کی کامپیوتر منو ببینه در جا سکته میکنه و تعجب از اینکه این قراضه چطور هنوز کار میکنه .مدل پنتیوم تیری .خوب به هر حال آدمیزاد چیزای خوب دلش میخواد اما تا بیاد توانش و پیدا کنه و تهیه کنه طول میکشه
در مورد اون دو تا پ ن هم تمام تلاشمو میکنم

به داداش امیر : خبرگزاری رو نمیشه اختصاصی کرد البته کاری نداره ها اما چون یه جورایی بو داره ممکنه به سرعت فیل -- تر بشه. براش فکرایی هم دارم امید به خدا ببینیم چی میشه
در مورد پیسته خانومی هم خودش میاد مفصل

نویسنده : ستاره

سلام
من اون قالب نوتبوک شما رو کپی کردم برای وبلاگ خودم اما همه چيز پاک شده هی ميگه حجم وبلاگ شما ۰ چی شده برنميگرده به حالت اولش من دارم از ترس ميميرم

نویسنده : رونيكا

سلام
خوب هستيد سلطانبانو؟
سفر چطور بود؟

اي بابا از دست اين مانيتور
يه محافظ برقي براش بگيريد كه قدرت برق رو تنظيم كنه
اينطوري باشه كه به لوازم ديگه ي خونه هم ممكنه آسيب برسه
دارم قسمت قالب ها رونگاه مي كنم
اول فكر كردم واسه ام تي هم قالب گذاشتيد كه ديدم نوشته شده كامينگ سوون
ايشالا موفق باشيد
اميدوارم مانيتور هم زودي درست بشه

نویسنده : سلطان بانو

به ستاره : عزيزم فکر کنم مشکل از وبلاگ خودتونه .قالب که سالمه و همه دارن ازش استفاده ميکنن

به رونيکا جونم : بله قصد دارم همين روزا برم و چند عدد محافظ جو ر وا جور واسه تمام وسائل خونه بگيرم .ولی چشمت روز بد نبينه همين ۵ ماه پيش تلويزيون خونه هم کارش ساخته شد

در مورد قالبها هم همين که فرصت کنم و کارهای ديگه رو سر و سامون بدم ميذارم تا همه استفاده کنن

نویسنده : کلاغی

الهی خاله قربونت بره با اين حرف زدنت

نویسنده : .·´¯`·«(SoReNa)»·´¯`·.

سلااااااااااااااااااااام به ستاره سهيل خودم سلی جوننننننننننننننن قربونت برم خانوم کجا بيدی شما
هميشه به گل و گشت هميشه تفريح و سفر. هميشه گشتن. الهی که مارکوپولو بشی الهی روی منو سفيد کنی
منور فرموديد
مشرف فرموديد شد خود تعارفات اصفاهانيا
ای بابا مانيتور رو بده داداش ممد مانيتور ايشونو بگير اينم چاره کار زن و شوهر که اين حرفا رو ندارن با هم

من که هيچ مشگلی با بلاگرد ندارم ميخواين شمارو پينگ کنم. فقط کافيه سوت بزنيد

به پسته جونم هم بگو اون روزشمار از بين رفت نظرشو ديگه جلب نکنه

نویسنده : سانی

اميدوارم مونيتورتون زود درست بشه.
موفق باشيد

نویسنده : خانمه

وای پسته جون سلامممممم.
بازم به معرفت تو. اين نمیدونم خاله و داييت ٬عمه و عموت ٬ يا مامان و بابات (نميدونم چه نسبتی دارین) که به ما سر نزدن بازم به تو .
تصميم داشتم اينقدر برو و بيام که يا من از رو برم يا بزرگترات
خيلی عزيزی

نویسنده : پسته خانووم

خاله کلاغی : خدا نکنه خاله من خودم پيش دستی ميکنم

خاله سولنا جون جون جوونم : ببین خاله من هل چقدل هم مسافلت بلم نصف مال شما هم نمیشٍد خلاصه خاله که خیلی دوست دالم .ببين خاله اگه من ماتيتول همو ممد و بگيلم پس خودش چیکال کنه آخه ميدونی که ما دوتاييمون يه کوچولو علاقه ی زيادی به منقل و زغال داليم .
در مولد آخر .وووای خدا ملگم بده خاله چلا .دالم از تهجب شاخ شاخی ميشم .خاله از اين به بهد مواظب باش چيزی نظل منو جلب نکنه

من الان از خاله سلطون پلسيدم ميگه .شايد ايلاد از سلول (سرور) سايت باشه دلُست ميشه خاله جونم نتلس بابا

خاله سانی : باشه خاله جون اميدمو از دست نميدم

نویسنده : شهلا

سپاس که به کومه من آمدید.

نویسنده : باران

سلام خانومی گل پسته خانوم
من وب شمارو از وب کلاغی ديدم چه وب جالبيه اولين باره ميبينم جل الخالق
اجازه لينک ميفرمايين؟
خبرم کنين ميسی
بووووووووووس

نویسنده : ممد

جوابيه بقيه حضرات رو که اين پسته ی ما پيشدستی کرد و داد مام چون بچس و دلشو نميخوايم بشکنيم جواب بقيه ای که نداده رو ميديم
به شهلا خانوم:
استاد اختيار داريد باعث افتخار ماست که ردی از قلم شما رو در اين خرابه ببينيم
به باران:
اصلا اشک تو چشمونم حلقه زد..
چرا که نه فقط قربونت بپا خيسمون نکنی..
شوخی کردم يه وقت به دل نگيريد من کلا يه ذره زود با همه خودمونی ميشم...
در مورد لينک هم آبحی اون بالای سايت قسمت چپ يه چيزايی توی يه لينک نوشتيم اگه بخونيد ممنون ميشم

ديگه نبوووود.......

نویسنده : باران

سلام داش ممد و آبجی نازم پسته خانوم
خيلی خوشحال شدم قدمتون رو چشم تشريف آوردين
ميخوام لينکتون کنم با اجازه شما هم لينک کنين
راستی يه انتقاد اونم اينکه خيلی دير وبتون باز ميشه نميدونم چرا
شاد باشين هميشههههه
اين واسه پسته جووووون
واسه داش ممد هم

نویسنده : خانمه

والا طی سه دهه و خرده ای زندگی به اين نتيجه رسيدم آقايون يه چند تايی دل دارن...حالا هم ميخوام آقاهه رو تست کنم ببینم اهل بفرما هست یا نه

در ضمن آبا اجداد پدری بنده اصفهانی هستن خودم هم يه ۷ سالی در خدمت نصف جهان بودم.آقاهه هم ميگه بچه تهرونه(البته عمرآ . تا حالا که فهميدم به استان خراسان و سمنان و...يه جورايی مربوطه)
اما گفته باشم ما جفتمون بچه تهرونيما

نویسنده : ممد

به حضرت بارون: آبجی غصشو نخور ک کم عادت می کنی ...ديگه دوطرفه بيشتر از اين نميشه


به خانومه:
درود بی کران و کراندار و همه رقم عرض ارادت ها به حضرت خانومه ی مهربان
اصلا اين که اصفهونی باشيد شما کلی قضيه رو عوض ميکنه...
نه آبجی شما هم يه نمه ظريف شی ميبينی آقاهه يه قلب بيشتر نداره که اونم قفل و کلون شده دست شماست ...

نویسنده : هستی

هميشه وبتو ميخونم ولي كامنت نميذاشتم
حالا وقتشه ديگه ردي از خودم بذارم
آره گلم اگه دوره رو بذاري خيلي خوب ميشه آخه من
در اين مورد اطلاعات زيادي ندارم
ميسي دوست جونم من هستي ام بوووووووس س س

نویسنده : سلطان بانو

به هستی : به به خانوم خانوما پس اينجا در خفا بودين خوب خدا رو شکر بالاخره تصميم گرفتی که خودتو به ما نشون بدی خوش اومدی عزيزم .اميدوارم دوستای خوبی برای هم باشيم و از نوشته های همديگه لذت ببريم.
من امروز چند تا مطلب از وبلاگت و خوندم خيلی از هم از طرز بي ريای نوشتاريت خوشم اومد

نویسنده : کلاغی

سلام سلطان بانو جون و پسته جونم
به محض رفع ترکیدگی بلاگرد من اجازه دارم لینکتون کنم؟

به خاطر مهربونی تون ممنون

نویسنده : .·´¯`·«(SoReNa)»·´¯`·.

سلام داداش ممد
ميدونی چرا رفته بوديم اصفهان؟
دختر خالم که همراهمون بود که يادته گفتم باباشون مريض هستن و تو کما. خب برای مراسم چهلم بابای اکرم رفته بوديم
ضمنا به پسته خانوم هم بگو اتفاقی که قرار بود توی اون روز بيفته ديکه نميفته نه اينکه روزشمار از بين رفته باشه

نویسنده : هيفا

سلام و خسته نباشی
دوست عزیز با اینکه اولین باره که به وبلاگت سز می زنم ولی خیلی لذت بردم. زحمات بیشمارت از گوشه گوشه وبلاگ قشنگت نمایانه. خوشحال می شم که به من هم سر بزنی.
به امید دیدار...

نویسنده : مکافات

با سلام و درود فراوان خدمت یاران دیرینه...

از آنجایی که سالیان طویل انگون و درازی میزند که بدین مکان نیامده بودم...کلی تبریک و کف و اینا به مناسبت محیط زیبا و خوش سلیقه ی چاردیواریه همیشه گرمتون به پسوند سلام افزوده...ارادت مخصوص بنده را پذیرا باشید.

تا بعد

زت زیاد

نویسنده : حسنلوئي

مطالب جالبي داريد.اگه دوست داشتي تبادل لينك داشته باشيم سري به وبلاگم بزن بعد از اينكه بررسي كردي خبرم كن.