پنجشنبه 15 شهریور 1386
وقتی اون اتفاق می افته

نميدونم تا حالا براي شما اتفاق افتاده . اينکه يهو براي عزيزي که از خودتون بيشتر دوستش دارين اتفاقي بيافته . طوري که در اون لحظه اصلا متوجه نشين چي شده . بي اختيار فقط پيگيري کنين که اصل ماجرا چي بوده. تا مدتي همش فکر کنين اين يه کابوسه که ممکنه هر آن از اون بيدار بشين اما هر چه زمان ميگذره متوجه ميشين که اين کابوس تمومي نداره.
يه لحظه به خودتون مياين که که با يک فاجعه روبه رو هستين و همه شما رو به صبر و کنار اومدن با اون مسئله دعوت ميکنن اما اين چيزي نيست که آسون باشه.هنوزم وقتي به اتفاق رخ داده فکر مي کنين  باورتون نميشه.فقط يه کلمه بهت , تعجب مفرط , غم و اندوه.
اميدوارم هيچ وقت اينچنين اتفاقي براي کسي پيش نياداما توي زندگي آدما اين اتفاقيه که حتما چند بار رخ ميده مگر اينکه از همه زودتر بميريم.واقعا نميدونم در چنين شرايطي بهترين کار چيه چون ممکنه حادثه اي که دخ داده خيلي تلخ باشه.
اين چند روز من اين اتفاق و از چشم عزيزترين کسم تجربه کردم.فکر کنم شايد اين سخت تر باشه, اينکه ببيني عزيزت با غم بزرگي درگيره و در حالي که خودتم با اون غم درگيري نميدوني براي آروم شدن کسي که دوستش داري چه کاري بايد انجام بدي.ممد مثل هميشه نبود.به معناي واقعي غمگين بود و احساس اندوه ميکرد.اون عموشو که نزديکترين فاميل بهش بود رو به طور ناگهاني از دست داد.خيلي طول کشيد تا با قضيه کنار بيادو خيلي براش سخت بود.تو اين مدت فهميدم همسرم چقدر با عاطفست و چقدر در برابر غم ها استواره و حتي ميتونه در چنين شرايطي ديوار امني براي تکيه ي ديگران باشه.
عمو رفت و از خودش يه کوله بار خاطره و خوبي به جا گذاشت.خداش بيامرزد.

پ ن اول : نيکاي عزيزم در کماست. اون دوست عزيز و در واقع آبجي قديمي و مهربان.از خدا ميخوام که لذت تجربه ي دوباره ي زندگي رو به اون بچشونه.اينجا براي نيکا و سلامتيش ختم قرآن گرفتن.ميتونين شرکت کنين.

پ ن دوم : وقتي کسي براي دوستاش کامنت نذاره دليل بي وفايي , قهر , کينه , دو رويي  و .. ميشه يا نميشه ؟؟!! به خدا ممد اين چند وقته امکان اينکه بياد نت رو نداشته و فعلا هم نداره.منم تا اونجا يي که تونستم به کارها رسيدگي کردم و ميکنم.

پ ن سوم : در پست بعدي ميخوام روشي رو نشنتون بدم که ديگه نيازي به بلاگرد , بلاگرولينگ , پينگ کردن و .. نداشته باشين.اين روش خيلي ساده و آسونه و کلي امکانات ديگه هم نصيبتون ميشه. ديگه نيازي به لينک هاي کنار وبلاگ نيست و فقط جنبه ي تزئيني پيدا ميکنه. منتظر آموزش باشين.

پ ن چهار : لينک هاي کنار وبلاگ رو طوري تنظيم کردم که فقط 30 لينک به روز شده ي اخير رو نشون بده .باقي لينک ها حذف نشدن بلکه فقط نمايش داده نميشن تا وقتي که پينگ بشن.کافيه به هنگام به روز کردم وبلاگتون در اين صفحه خودتون رو پينگ کنين.

تگ ها:
               
در 1:07 قֽظֽ توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : خانوادگی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   46 نظر
           
دنبالک

آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://www.m4ndm.org/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/166

نظر شما
نام شما :
آدرس ایمیل :
وب سایت :
برای نگارش میتوانید از کدهای Html استفاده کنید
نویسنده : ღ پسر شجاع ღ

سلام ...
برميگردم ..

نویسنده : نیوشا

مصيبت وارده رو از منتهی عليه وجودم به آقا ممد و خانواده تسليت ميگم .. روحشون شاد ... روحشون شاد .. روحشون شاد .. گل رز سفيد . گل رز سفيد . گل رز سفيد ..

نویسنده : محمد جواد عبدی


دوست دارم رفيق جالب بود

نویسنده : .·´¯`·«(SoReNa)»·´¯`·.

خدا رحمتشون کنه. ميدونم که در فقدان پدر داداش ممد عموشون جای پدرشون بوده. پس اين غم فراقشون رو سنگينتر ميکنه.

چطور ميتونه کسی توی اين موقعيت از داداش ممد انتظار کامنت گذاشتن داشته باشه !!!

منتظر آموش جديدت هستيم سلی جونم

نویسنده : ممد

آبجی سورن بابای من صحيح و سالم الان بغلم نيشسته مرسی از لطف همه ی شماها دوستان(نچکه)
ايشالا تو شادياتون لطفتون رو جبران می کنم
واسه نيکا هم دعا کنيد

نویسنده : ميثم

با سلام
سايت عالی و ژر محتوايی داريد. اگر مايل به تبادل لينک هستی منو با عنوان
Ω PersianBoys.ir Ω لینک کن سپس خبرم کن
منترت حضور سبزتان هستم

نویسنده : ღ پسر شجاع ღ

خب سلام ...
ديشب نميتونستم کامنت بذارم ...
خوبين ايشالله ؟ داداش ممد شما چطوری ؟
درسته ؛ از اين اتفاقا زياد می افته .. بايد تحمل کرد .. چون ديگه کاريش نميشه کرد .. به هر حال قانون طبيعته .. شعار نميدما ... به خدا درک ميکنم .. حد اقل من يکی که خودت ميدونی اگه صد در صد نيست ولی هفتاد هشتاد در صد ميفهممت .. حالی که داری رو ميفهمم داداش .. من هم از اين مصيبتا کشيدم ... برای نيکا هم از ته دل دعا ميکنيم تا زود تر سلامتی شو بدست بياره انشالله .. حال همه گرفته شده والا ... من هم اصلاْ انتظار کامنت گذاشتن ندارم بخدا .. چنان چه بار ها شده اومدم ولی چيزی کامنت نذاشتم .. حالا اونم توی اين موقعيت کسی ازت انتظار کامنت و سر زدن داشته باشه خداييش نوبره ..! در مورد آموزش فقط ميتونم بگم خدا خيرت بده ايشالله .. زحمت ميکشين ... به هر حال اگه زنده بوديمو قسمت شد بازم سر ميزنم .. فعلاْ خداحافظ .

نویسنده : احسان

سلام. ممد جون ايشالا غم آخرت باشه. خدا رحمتشون کنه
ايشالا نيکا هم به زودی از اولش هم بهتر ميشه

نویسنده : يکی يدونه!

سلام..
تسليت می گم..
اميدوارم به آرامش برسين..

نویسنده : ღ پسر شجاع ღ

سلام به داداش ممد عزیز و سلطان بانوی گرامي ... تشکر ميکنم از حضورتون و کارت قشنگتون.

نویسنده : حوری

سلام...دوست نداشتم اولين کامنتی که ميذارم پيام تسليت باشه....به هر حال غم آخرتون باشه......اومدم که يه قالب اينجا پيدا کنم که نشد

نویسنده : رضا

وبلاگتون خيلی زيباست

نویسنده : ღ خانوم کوچولو ღ

سلام خانوم گلم

با اين نوشته هات رفتم به ۱۵ سال پيش ، سنی نداشتم ولی هنوز اون روزها يادمه ، روزی که پدربزرگم رو از دست دادم ، پدر بزرگی که تا ۱۲ شب پيشش با هم بوديم و با هم می خنديديم ، هنوز سجاده ی نمازش تو اتاقم پهن بود که خبر دادن پدرجان رفت ......

با هم سن کمم شکستم ... همه شکستيم ... يه ستون محکم زندگيمون رفت ...

يادم نمی ره اون روزی که بابا گفت : وقتی حاج آقا رفت پشتم شکست ، ديگه کی پشتوانم باشه ، يادم نميره که بابا اندازه ی چند سال پير شد ، روز ۷ پدرجان خبر دادن که عمو هم رفت ، عموی بابا ...

ديگه بابا کمر راست نکرد ، اين حست رو تا حدی تو همون زمان کوچيکيم درک کردم که ببينی کسی که تکيه گاه زندگيته ، حالا با از دست دادن تکيه گاه هاش به چه روزی ميافته .......

ولی اين وسط خدايی بود که هم بابا رو کمک کرد و حالا هم داداش ممد رو ... و در کنارش همسرانی مثل مامان و تو خانوم گل که اجازه ندادن که عزيزشون خيلی تنها باشه ...

خيلی حرف زدم ولی با خوندن نوشته هات تاريخ برام تکرار شد ...

پ ن ۱ : خيلی ناراحتم و براش آرزوی سلامتی دارم ....ولی گويا اتفاقاتی در کنارش داره می افته که بدجور حال ادم رو بهم می زنه ..

پ ن ۲ :اين حرفها رو بيشتر بچه ها می زنن !!! لطف شما همیشه به همه ثابت شده :۱:

پ ن ۳ : الهی خدا خير دنيا و آخرت بهت بده ، بگو که بدجور مچل شديم

پ ن ۴ : مرسی استاد

نویسنده : ღ خانوم کوچولو ღ

و اما ازتون بی نهايت ممنونم ...

جداً خوشحالم کردين که تو جشنمون شرکت کردين ...
ممنون از پسته ی نازنيم با کادوی خوشمزش و از حرفهای قشنگش و توصیه های خوبش :۳:

ممنون از خانوم گل برای کارت قشنگش

و ممنون از داداش ممد که منت گذاشتن و تو اين شرايط تو جشن ما شرکت کردن

دوستون داريم ...

خالق عشق ، نگهدار شما . :7

نویسنده : .·´¯`·«(SoReNa)»·´¯`·.

داداش ممد جدی ميگيد. به جان خودم الان قلبم يهو درد گرفت. من معذرت ميخوام. ولی به جان خودم وقتی اومده بودم اصفهان خودتون گفتيد که پدرتون فوت کرده اند. آخه من که همينطوری يه حرفی نميزنم
ولی خوشحالم که اشتباه فکر ميکردم و ازتون واقعا عذر ميخوام
وای رفتم زير خاک

نویسنده : سهیل


سلام و وقت بخیر.میدونم که روزگار بسیار سختی را هر دوی شما پشت سر گذاشته اید. ولی با توجه به شناختی که دارم و با توجه به دوراندیشی و مقاومتی که در هر دوی شما سراغ دارم امیدوارم که این روزها را با قدرت و توانی مناسب سپری سازید.شرایط کاملا سختی است که امیدوارم هیچ کس نبیند گرچه به قول شما از ان گریزی هم نیست. مجددا به محمد اقا و شما تسلیت عرض نموده و برای ان مرحوم طلب امرزش و مغفرت و برای بازماندگان صبری جمیل را ارزومندم.
پ ن 1: برای نیکا خانم نیز ارزوی سلامتی و تندرستی دارم و امیدوارم که هرچه زودتر خبر صحت و سلامتی ایشان را بشنویم.راستش قبلا هم گفته ام بعلت مشغله کاری و خانوادگی که وجود داردمتاسفانه نمیتونم در این ختم قرانی که برای ایشان ترتیب داده اید شرکت کنم.اما همینجا پیش امام رضا(ع)یقین بدانید که برای سلامتی اش دعا خواهم نمودو یقین دارم که روزی باز سلامت و تندرست برخواهد گشت و برایمان خواهد نوشت.
پ ن 2:ای خانم این چه فرمایشی است کی گفته که نوشتن کامنت نشانه دوست داشتن و ننوشتن ان نشانه بی اهمیتی است. این حرفها را به دل نگیرید. به هرحال اگر هم کسی اینچنین منظوری را بیان میکند شاید بابت این است که دوست دارد از شما زود به زود خبردار شود و نگران احوال شماست. به هرحال اصل مهم در دوستی این است که طرفین همدیگر را شرایط یکدیگر را درک کنند و توقعات زیادی و بیجا نداشته باشند.گاهی اوقات خودم هم دچار این مسئله میشوم ولی خوب دوستان به بزرگی خویش می بخشند. به هرحال در محبت شما و محمد اقا هیچ شکی نیست
پ ن 3 :ای خانم ای کاش این را زودتر میگفتید تا ما اونشب اینقدر مزاحم شما نمیشدیم و شما را اذیت نمیکردیم باور کنید وقتی این را خواندم بیشتر شرمنده شما شدم.پیش خودم گفتم نگاه کن این سلطان بانو یک شیوه جدید یاد داشت ها اما چون فقط به ما یاد بده که چطوری با بلاگرولینک کار کنیم اونقدر وقت گذاشت و زحمت کشید .باز هم شرمنده . ما بیصبرانه منتظر هستیم تا این روش جدید شما را یاد بگیریم.
پ ن 4:این هم کار خوبیه . اینطوری یک ستون طویل کنار وبلاگ ردیف نمیشه .تازه بلکه شاید هم یک طوری باعث بشه تا فعالیت وبلاگنویسی هم بشتر بشه.
موفق باشید و سربلند
میزبان هر روز شما با حافظ :سهیل

نویسنده : محمد رضا الماسی

با سلام.در نظر دارم انشاء الله با عنايات حضرت مهدی وبلاگی برای حضرت مهدی (عج) درست کنم که البته توجه خاصی به خانم فاطمه (س) در اين وبلاگ خواهم داشت.
بهمين دليل نياز بيک قالب خوب دارم.

بسيار خوشحال ميشوم که همراه شما وبا کمک شما اينکار را بکنم.

نویسنده : خانمه

سلام پسته جون.خوبی عزيز؟
خيلی خوشحالم کردی بهم سرزدی.
عزيزم اميدوارم هميشه سلامت و شاد باشی.
برام دعا کن

نویسنده : پريسا

salam dustan
az inja kheili khosham umad
khoshhal misham age biaino nazar bedin....

نویسنده : درختان ايستاده ميميرند

سلام دوستان
خواستم به ممد تسليت بگم وايشا ا.. غم آخرتون باشه
موفق باشيد خداحافظی

نویسنده : قاصدک

سلام.حال شما؟
من ميخواستم يه سفارش قالب اختصاصی بدم...
امکانات زيادی نميخوام جز همين امکانات خود قالب های بلاگفا همراه تعداد بازديدکنندگان .
از اين عکس هم ميخوام سمت چپ استفاده بشه:http://i9.tinypic.com/4qfxmj7.jpg
اطراف عکس یه طوری تو سیاهی محو باشه طوری که خط های مستطیلی معلوم نباشه.


۵۰۰۰تومان حداقل قيمتتونه که منم قبولش دارم.

منتظر نظرتون هستم(فقط خصوصی نظر بدين.)

ممنونم.
قاصدک

نویسنده : نازنين و شهرزاد

لطفا وقتی آپ کرديد خبرمون کنيد...

guardian angels آپ است.......""" اگر می خواهید جذاب باشید"""
...1...2...3...4...5...6...

پست به درد بخوریه...سر بزنید

نویسنده : .·´¯`·«(SoReNa)»·´¯`·.

والله داداش ممد ما که سر در نياورديم آخرش چی به چيه

نویسنده : ·▪•●ღنــــــــــــــــیایـــشღ●•▪·˙

سلام
خوبيد

نيکا که خدا رو شکر بهوش اومد امروز مرخص شد

و من به خدا اين پست رو خوندما چند روز پيش جان خودم حالا چرا من اين همه قسم ميخورم؟؟؟

نویسنده : احسان

يکی اين بچه رو جمع کنه! يک نصفه شب تو اينترنت باسه مردم کامنت ميذاره !

نویسنده : خانمه

يعنی اينجا همينه که هست!!!!!نمي خواهيد بنويسيد؟

نویسنده : فرزانه

سلام سلطالنبانوجان
وبلاگمو عوض كردم
آدرس جديدم
http://joojeeee.blogfa.com/

نویسنده : حيدريان

سلام. وب زيبا و جالبی داريد. اميد وارم که هميشه سبز باشيد. يا حق

نویسنده : پسته خانووم

به خاله کوچولو جونم : تولدت مبالک باشه خاله البته من ملاتب لو قبلا دل وبلاگتون اعلام کلدم

به خاله سولنا : خاله کجايی خيلی کم پيدا شدی

به خاله محدثه : سلام خاله دوباله نوشتن و شلوع کلدی خاله ؟ موفق باشی
لاستی خاله لوزنوشت آپ شده دیدی؟ .این واسه اینکه میگی این نوشته لو خوندی

به همو احسان : مگه هيبی داله همو تازشم سحلاش (يهنی بهد کامنت گذاشتن ) لوزه هم ميگيلم . يه کم منو تشويق کنين

به خاله خانمه :خاله جونم آژ ميکنيم شما خودشو نالاحت نکن

به فلزانه جونم : ملسييی خاله که گفتی

نویسنده : ·▪•●ღنــــــــــــــــیایـــشღ●•▪·˙

سلام

کی اپ ميکنيد؟؟؟

نویسنده : ياسر

سلام ممنون بابت فرستادن کد وبلاگم
اون وبلاگ رو شيرازی معدومش کرد حالا تو اين وبلاگ کار می کنم با ادرس
http://s0-s0.blogfa.com
آدرسم رو درست کنی ممنون میشم
بازم ممنون و بای

نویسنده : sahel

سلام دير اومدم اما تصليت می گم........
در مورد نيکا مطمينید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟دارم ديوونه می شم يعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چه جوری؟؟؟؟؟
تو را خدا يه چيزی بگين...........

نویسنده : سلطان بانو

به ياسر : چشم آدرس و تغيير ميدم

به ساحل : کجايی تو دختر معلوم هست .دلمون تنشگ شد بابا
عزيزم خدا رو شکر به هوش اومد و حالشم رو به بهبوده بعدا مفصلا مينويسم و اميدوارم خودش بیاد بويسه

نویسنده : فرزانه

به پسته ؟
قربونت بشششششششششششششم

نویسنده : مريم بانو

اميدوارم دوستتون هر چه زودتر به زندی برگردن ..اون روش رو هم حتما بگين خيلی لازمه

نویسنده : سميرا

شنام شنام
پيسته جونم خوفی عسيس دلم؟ خاله جون و همو جونم شطولن؟
يه سوال اين وبلاگ رو از طريق چه سايتی ساختين؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ حتما بگينا.مل شی.
پيسته جونم ببشخيد بی خبل(خبر)لفتم.خودمم نيمی دونشتم.
قلبونتون
يه خواهش می تونم يه قالب سفارش بدم آيا؟
يه سوال ديگه يه سايتی هس که بوسيله ی اون می تونيم خودمون بدونه اينکه بلد باشيم قالب بسازيم.اگه آدرسشو دارين بدين.مل شل می شم.
بوس بوس
بابای

نویسنده : نيکا

سلامي به گرمي دلهاي مهربانتان بر شما دو گل نازنين و دوستان گرامي و عزيزتر از جانم. زبان قادر به بيان تشكر و سپاس من از شما دو نازنين نيست. فقط اين دستخط ناقابل و نازيبا را تقديمتان مي كنم و اميدوارم به بزرگواري خود من را ببخشاييد و اين هديه كوچك
http://i18.tinypic.com/4qxpzmb.jpg
را از من قبول بفرماييد كه بر من منت مي گذاريد اگر قبولش كنيد. متأسفانه همانگونه كه در وبلاگم گفتم دست راستم هنوز درست در اختيارم نيست. شما نازيبايي اش را ببخشاييد.
اميدوارم هميشه خوشبخت و سعادتمند باشيد و عشقتان پابرجاي و روز به روز گرمتر باشد.
يا حق.

نویسنده : نيکا

خوب حالا بريم سر مطلب اين بار وبلاگتون ببينم چه كرديد....
واه واه ممد شاهكار كرده ها... دو سه كلوم نوشته... نه دلم نمياد شوخي كنم بخدا ممد... مي دونم عزاداري و خودمم شوخي كردنم نميادش... بانوي نازنين چه طوري شما؟ خوش مي گذره با اين داداش ما؟
اذيتت كه نمي كنه؟ اگه از گل نازكتر بهت گفت به خودم بگو كه درجا اعدامش كنم... دهههههههههههههههههههه.... جرأت نداره به زن داداش من تو بگه ها... البته مي دونم هر دو تاتون اينقدر گل هستيد و عاقل كه قدر عشقتون رو مي دونيد. شوخي كردم... هوي ممد به دل نگيري خبرت رودل مي كني هااااااااا...راستيييييييييييييييييي جواب معما رو اعلام نكرديد هنوز؟؟؟ به مرگ خودم جوابو براتون ايميل كردمااااااااااا...... ممد اگه جايزه رو به من ندي تيكه تيكه ات مي كنماااااااا...... حالا جايزه اش چي چي هست؟ فكر كنم كوفت هم بهمون ندي تو آخرش................ شكلكا رو بي خيال برو تو كار دو نقطه دي باحالتره .... يه يه يه يه ........
پسته جونم چه طوله؟ خوبه؟ خوبي پسته گلم؟ من كه خيييييييييييلي مي خواااااااااااامت...... خيلي ماهي ها.......... دخمل من مي شي پسته؟ كلي اسباب بازي دارمااااااااااا...... يه دونه عروسك دارم كه به جونم بسته است...... همه دنيا خواستن اينو از چنگ من در بيارن نتونستن..... اگه بدوني بچه هاي فاميل چه خودشيريني هايي كردن كه اينو من بهشون بدم ولي نتونستن از چنگم درش بيارن...... ولي به تو يكي مي دمش...... ميايي پسته جونم عروسكمو بهت بدم؟؟؟؟؟ به اين همو ممدت بگو يه لوسلي خوگشل خوگشل از اونايي كه تازه مد شده باشه هاااااااااااا برام بذاره كنار ميام لوسلي رو مي گيرم عروسكمو مي دم بهت...... باشه گلم؟؟؟؟؟ بهش بگو اصفهاني بازي در نياري هااااااااا،بهش بگو يه لوسلي خوگشل مي خواماااااااااا بگو من كه از مد سرم نمي شه، خودش اوني كه تازه مد شده باشه رو واسم كنار بذاره، تازه شم از اين روسري كوچولوها مي خوام كه قدرتي خدا يه تار موي آدمم نمي پوشونن، آي باحالن.... مگه نه پسته جووووووونم؟........اوووووووووف كه من اين پسته جوووووووونمو مي خواااااااام.......

می گما بانو چه قدر هنرمندی.... ممد کوفتت بشه زن به این هنرمندی از کجا گیر آوردی ناکس؟
هميشه شاد باشيد جفتتون گلهاي نازنين اين دنياي مجازي..
يا حق.....

نویسنده : نيکا

خوب حالا بريم سر مطلب اين بار وبلاگتون ببينم چه كرديد....
واه واه ممد شاهكار كرده ها... دو سه كلوم نوشته... نه دلم نمياد شوخي كنم بخدا ممد... مي دونم عزاداري و خودمم شوخي كردنم نميادش... بانوي نازنين چه طوري شما؟ خوش مي گذره با اين داداش ما؟
اذيتت كه نمي كنه؟ اگه از گل نازكتر بهت گفت به خودم بگو كه درجا اعدامش كنم... دهههههههههههههههههههه.... جرأت نداره به زن داداش من تو بگه ها... البته مي دونم هر دو تاتون اينقدر گل هستيد و عاقل كه قدر عشقتون رو مي دونيد. شوخي كردم... هوي ممد به دل نگيري خبرت رودل مي كني هااااااااا...راستيييييييييييييييييي جواب معما رو اعلام نكرديد هنوز؟؟؟ به مرگ خودم جوابو براتون ايميل كردمااااااااااا...... ممد اگه جايزه رو به من ندي تيكه تيكه ات مي كنماااااااا...... حالا جايزه اش چي چي هست؟ فكر كنم كوفت هم بهمون ندي تو آخرش................ شكلكا رو بي خيال برو تو كار دو نقطه دي باحالتره .... يه يه يه يه ........
پسته جونم چه طوله؟ خوبه؟ خوبي پسته گلم؟ من كه خيييييييييييلي مي خواااااااااااامت...... خيلي ماهي ها.......... دخمل من مي شي پسته؟ كلي اسباب بازي دارمااااااااااا...... يه دونه عروسك دارم كه به جونم بسته است...... همه دنيا خواستن اينو از چنگ من در بيارن نتونستن..... اگه بدوني بچه هاي فاميل چه خودشيريني هايي كردن كه اينو من بهشون بدم ولي نتونستن از چنگم درش بيارن...... ولي به تو يكي مي دمش...... ميايي پسته جونم عروسكمو بهت بدم؟؟؟؟؟ به اين همو ممدت بگو يه لوسلي خوگشل خوگشل از اونايي كه تازه مد شده باشه هاااااااااااا برام بذاره كنار ميام لوسلي رو مي گيرم عروسكمو مي دم بهت...... باشه گلم؟؟؟؟؟ بهش بگو اصفهاني بازي در نياري هااااااااا،بهش بگو يه لوسلي خوگشل مي خواماااااااااا بگو من كه از مد سرم نمي شه، خودش اوني كه تازه مد شده باشه رو واسم كنار بذاره، تازه شم از اين روسري كوچولوها مي خوام كه قدرتي خدا يه تار موي آدمم نمي پوشونن، آي باحالن.... مگه نه پسته جووووووونم؟........اوووووووووف كه من اين پسته جوووووووونمو مي خواااااااام.......

می گما بانو چه قدر هنرمندی.... ممد کوفتت بشه زن به این هنرمندی از کجا گیر آوردی ناکس؟
هميشه شاد باشيد جفتتون گلهاي نازنين اين دنياي مجازي..
يا حق.....

نویسنده : آلوچه

سلام
تسلیت میگم. خدا بیامرزتشون.
می دونم چه حسی دارین. امروز تازه چهلمین روز درگذشت خاله م هست...
برای نیکای عزیز هم دعا کردم...

نویسنده : آلوچه

من می تونم چند تا نظر کوچولو از خودم در کنم؟؟!

۱. چرا نظرها از پایین به بالا نیست؟ یعنی آخرین نظر بالا بیاد؟ اینطوری آدم وقتی نظر میده لازم نیست اسکرول رو تا آخر پایین ببره تا ببینه. (سازمان حمایت از مچ دست کاربران اینترنتی!!)

۲. بهتر نیست از راست به چپ اول گزینه بفرست باشه بعد انصراف؟؟ اصولا در زبان هایی که از راست به چپه اولین گزینه باید کار اصلی باشه که ارسال مطلب هست. من خودم چند بار نزدیک بود اشتباه کنم.

همینا دیگه.

البته ببخشید. شکی نیست که شما خودتون استاد هستین. من فقط به عنوان یه آلوچه لهیده نظر میدم!

روشی که می خوای یاد بدی، همون استفاده از feed هست (RSSrader)؟

نویسنده : فائزه

ان شاء الله که هميشه روح عموی بزرگوار آقا ممدرضا شاد باشه و شما هم ديگه غم نبينين
سلطان بانو جون منم اين وضعيت شما رو تجربه کردم و ميفهمم شما چه حسی داشتين
البته من تو انجمن خودمون بهتون تشليت گفتم ولی دوست داشتم بيام اينجا هم دوباره تسليت بگم و بگم که به يادتون بودم به آقا ممدرضا هم سلام ما رو برسون اميدوارم ديگه غم نبينن

نویسنده : محمد

سلام
من ميخوام برام يه قالب بسازين برام اين کارو ميکنيد يا نه خبرشو بدين تا صحبت کنيم
بای

نویسنده : معصومه

باعرض تاسوف برای عموی اقا ممد ولی خدا هميشه بهترين هارو می بره تا امتحان معرفت ازما بگيره.راستي من دارم دير تسليت ميگم.ولي امشب شب احياست قول ميدم جبران كنم.التماس دعا
شايد برگردم!

نویسنده : بهار

سلام
چه قدر قشنگ حرف می زنی

خیلی ازت خوشم اومد

راستی شکلت هات که منو کشته

خیلی با نمکند

دلم می خواد بازم بیام

نویسنده : مبينا

خوبه‌ بدک نيست