ننه جون میگه به این ده لوز (روز) میگن محلم ( محرم) اما محلم یک ماهه
. یه اتفاق مهمی افتاده اونم اینکه آقامون امام حسین (ع) و یزیدیا از لوی کینه و بی تلبیتی کشتن
یا به طول دقیق تل (به طور دقیق تر) شهید کلدن ( پیسته هنوز توی شهید مشکل مهنایی ( معنایی ) داله) .ننه جون میگه آدم باید توی این لوزا عزادالی ( عزاداری) کنه , هل چند پیسته تا اون شب که نلفته بود تیکیه ( تکیه) نمیدونست عزادالی یهنی چه
.ننه جون از ده لوز قبل دیگه موهاشو لنگ مکشی ( رنگ مشکی) و ناخوناشو حنایی نکلده.آبجی جون و مامانی هم از چند لوز قبل دیگه نلفتن آلایشگاه.مامانی میگه باید توی محلم ساده و مکشی پوش باشیم این نشون میده که ما غم دالیم و ما شیهه ( شیعه) هستیم
.داداشی جون لباس مکشی شو از توی کمد دل آولده و کلی قل و پُز داده که من میلم هیات.پیسته اولش نمیدونست هیات یهنی چه.داداشی گفته یه دسته آدمن که با هم عزادالی میکنن.خوب آخه یکی نیست بگه آخه پیسته مهنی عزادالی لو هم نمیدونه
.
دیشب پیسته ,مامانی, آبجی جون و ننه جون با هم لفتن تیکیه ( با هم رفتن تکیه).خیلی یه جولی ( یه جوری) بود. یهنی هجیب بود.آخه هجیب هم نبودا.پیسته نمی تونه دلُست حلفشو بهیان کنه (حرفشو درست بیان کنه).همه چیز مکشی بود.البته قلمز هم بود , یه کمی هم بلاق.بوی ادکلن خاله جون ها هم میهومد.مامانی گفته بود آدم وقتی میله تیکیه نباید خودشو آلایش کنه و نباید خودشو بلاق و خوشدل کنه
.باید ساده باشه.بابایی گلدالی با داداشی دهوا کلده ونگذاشته موهاشو تیغ تیغی بکنه اما توی تکیه همه چیز یه جولی بود.یکی نیست بگه آخه کودکی مثل پیسته دچال دوکانگی الزشی (دوگانگی ارزشی) میشود
. بیشتل خاله جونها خودشونو بلاق کلده بودن .خوش عطل و بو هم بودن هین (عین) آلایشی بهداشتی.تازشم کفشاشون و چادلها (چادرها) و مانتوهاشون خیلی نظلمو جلب کلد.کفشای بلاااااق با هوار متر پاشنه از همونایی که پیسته خیلی دوست داله
.
همه ی خاله جونها دو تا دو تا یا سه تا سه تا یا شایدم بیشتل با هم میز ملبع ( میز مربع) تشکیل داده بودن و حلف میزدند (حرف میزدند) .پیسته یواشکی گوش کلده اما به دلاهل امنیتی نمیشه دل این وبلاگ همومی بهیان کلد. یه همو جونی هم با لباس هجیب لفته بود اون بالا و هی میگفت : خواهلان هزیز ( عزیز) لطفا سکوت و نظم مجلس لو لعایت کنید اما خاله جونها گوش شنوا نداشتند.
بالاخله ( بالاخره) از دول یه سل و صدایی بلند شد.خاله جونها میز ملبع خود لا تلک کلدن ( خود را ترک کردن) .یکی میگفت هیات ابوالفضل هست یکی هم میگفت نه امام حسین.آخرش همون همو جونه توی بلند گو گفت هیات عاشقان امام حسین. دل این هنگام لفتال خاله جونها هیجان انگیز و گاهی هم لعب انگیز (رعب انگیز) بود
.همه ی خولاکی ها ( خوراکیها) و حلفهاشون و تموم کلدن و یه دفه به دل تیکیه خیله ( به در تکیه خیره) شدند
. ننه جون یه نگاهی به خاله جونها انداخت و گفت : لا اله الا الله .بهدش یه هالمه همو جونهای خوش عطل و بو در انواع و اقسام مختلف والد تیکیه شدند.همه ی لباسها مکشی بود و یه هالمه پلچم ( پرچم) و از این چیزا که نمیدونم اسمش چیه داشتند.خاله جونها همین طول میخ شده بودند و هموجونها هینهو ( عینهو) این مدل های پَشِـن (فشـن) که توی این کانالهای ممنوعه که مهسا اینا دالن والد میشدند
.بهدش شلوع کلدند دستشون لو میزدند توی سـینه هاشون و یه همو جونی توی بلند گو یکی از آهنگ های همو بنگامین ( بنیامین) لو میخوند اما خوب یه تفاوت هایی داشت که پیسته دلست متوجه نشد.همه ی همو ها با زنجیل و دستشون لوی بدنشون میزدندو خاله جونها با یه چشم گلیه میکلدند و با یک چشم به همو جونها نگاه میکلدند
.تازشم داداشی جونمم دیدم که از همه جیگل تل بود.یه دختل خاله داشت به داداشی نگاه میکلد.پیسته دل یک حلکت انهتالی ( انتهاری) خودشو به دختل خاله رسوند
و سوال کلد : مگه خودت داداش و بابایی ندالی ؟! اون دختل خاله هم قلمز شد و گفت به تو چه !! هل چند پیسته منظولش و متوجه نشد. آخه جواب پیسته آله یا نه ( آره یا نه ) بود اما این دختر خاله جواب دیگه ای داد که پیسته متوجه نشد
.
خلاصه اینکه تا آخل شب خاله ها چهار حالت: حلف زدن, گلیه کلدن, میخ شدن و نگاه کلدن لا از خود بلوز ( را از خود بروز ) میدادند و هموجونهای مختلف میآمدند و میلفتند.بهدش دیگه پیسته توی بغل مامانی خوابش بلد و چیزی نفهمید. نتیجه اینکه پیسته بالاخله مهنای سخت و دشوال عزادالی لا فهمید
.
محرم
پسته
تکیه
سنت
شیعه
عزاداری
آدرس دنبالک برای این نوشته:
http://www.m4ndm.org/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/178
فدات بشم
پس معنی عزاداری رو توی اين زمونه فهميدی
آفرين
چی بگم واللا
دوره زمونه خراب شده ديگه
پيسته جونم
بايد با حرکت انتهاری خودتو بهش ميرسوندی و ميزدی تو چشمش
[img]http://us.i1.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/emoticons7/66.gif[/img]
می يام دوباره
فعلا فقط اينو بگم که
خيلی خوب نوشتی پيسته جونم
این پیسته جونم فقط پيسته ی خودمه
گفته باشم
می یام باز
فعلا
ای بابا مزگان ميزاشتی يه ديقه آپ بشه بعد کامنت بزاری
چطوری پسته جونممممممممممممممممممممممممممممم بيا بگل خاله جيگرتو بخوره
الهی قربونت برم من که بلاخره معنای عزاداری رو فهميدی.
التماس دعا خاله جون. يعنی رفتی تکيه برای خاله ها دعاهای خوب خوب بکن.
بيا بگل خاله که دلم برات يه کوچولو شده عسيسممممممممممممممم
قربون اون قر و پز گفتنت بره خاله
وای وای پسته خيلی ازت خوشم اومد
چقد نازی تو
الههی بچم آخرش فهميد چقدم خوب فهميده
راستی يادم رفت بگم :
اوللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللل
سلام عزيزم
اميدوارم خوب باشی خيلی جالب بود
اومدم يه تشکر ابدار بابت وبلاگم بکنم دمت گرم خيلی زحمت کشيدی
ان شا ا.. بتونم جبران کنم حالا بدو بيا بغلم يه ماچ بده
اين پسته خانومم خيلی قشن حلف ميزنه
خوش باشيد
سلام خسته نباشيد خيلی قشنگ و لمانتيک (رمانتيک)بود.اين پيسته چقدل(چقدر)خلاقيت داله(داره) من يه آدم بيسوات( بيسواد)هستم يه قالب ميخوام که به موجب تحقيقات دل مولد (در مورد ) فالبهای عالی سل ( سر ) از اينجا دل آولدم (درآوردم) همه کالاتون(کاراتون ) ملتب ( مرتب ) و خوبه به جز يه کال (کار) اونم اينکه مثل من بيسوات بيشتل (بيشتر) فعاللتتون دل ( در )بلاگفاست
.بابت قالب بهتون ايميل ميدم. شاد و سل افلاز ( سرافراز ) باشيد.
سلام
سلطان بانو خانم ببخشيد تو زحکت افتادی عزيزم
من چند وقت نبودم مرسی که اينقد زود جوابمو دادی
راستش من هنوز خودم هم درباره شکل وبلاگم تصميم نگرفتم فعلاْ هم عجله ندارم
وقتی تصميم گرفتم خبرت می کنم عزيزم بازم ببخشيد
فعلاْ بای بای
سلام دوستِ عزیزم
من تازه با وبلاگتون آشنا شدم
یعنی اولش خواستم سفارش قالب داده باشم اما بعد منصرف شدم!...
نوشته هاتون خیلی جالبه
من که خیلی خوشم اومد
و اما راجع به محرم ... من نمی دونم که چی باید بگم
همینطوره متاسفانه
...
یه سوالی داشتم
کنجکاوم بدونم طراحی قالب از چه راه هایی انجام می شه و کلا سخت هست یا نه
آخه من خیلی به طراحی قالب علاقه دارم
دوست دارم یاد بگیرم
شما چه راهی رو پیشنهاد می کنید ؟
...
منتظرم
شب بخیر
سلام ...
حال شما ...
ما رو نمی بينيد خوشحاليد ديگه ؟
اين پسته خانوم و نفهميدم دقيقاْ کيه !!!
بچه شما هست !!!؟؟؟
--- --- ---
ما رو خوشحال کرديد که لينک وبلاگمون رو زنده نگه داشتيد در اين مدت
البته فکر کنم يک کوجولو پيش نبود لينکمون !!
به هر حال به خاطر معرفتتون آمدم که بگم آمدم ...
من و ....
http://RedStars.ir
منتظر شما هستیم
* لینکتون رو صبر کنید به زودی میزارم ( لینک کسی و نذاشتم فعلاْ )
سلام پسته ی نازنینم
چقدر تلخ و سنگينه که معنی عزاداری اونم برای آقا امام حسين رو اينحوری بفهمی
دلم گرفت ...
امام حسين برای چی رفت و شهيد شد و عزاداری های ما واسه چی شده ؟؟؟!!!
به قول تو شده سالن مد و فشن
امام حسين شهيد شد واسه زنده نگه داشتن اسلام ...
اينه اون اسلام حسين ؟!
به خدا اگر اين باشه ..
کاش به حرمت خون حسين هم شده اين روزها ادمها اگه تو درونشون تحولی ايجاد نميشه تو بيرونشون ايجاد بشه ...
خیلی دلم گرفت وقتی این حرفهاتو خوندم پسته ی گلم ...
وای خداااااااااااااااااااااااااا
جون دلم پيسته ی من
دلم برات مورچه شده بود
بهدا می خونم.الان کلی کار دارم
همو فندقی شنام
خاله سلطونم شنام.خاله ای ايول.قالب فاطمه زهرا حرف نداله
خاله قالب من کی کارش شروع می شه؟
منتظرم
بوس بوس
بابای
یه چیزی بگم آیا؟
الان کاملا متعجبم
یعنی این وبلاگ تانیه؟
http://mrs-tatoore.blogfa.com/
لابد اینا هم واقعا بچه هاشن
http://picass0.blogfa.com/
http://r0let.blogfa.com/
مامااااااااااااااااااااااااااان
شایدم تانی نباشه.نمی دونم
سلامممم
خوبين ؟
سلطانبانو جون يه فکری به حال قالبم ميکنی ؟
بشريت پشت درهای بسته وبلاگم می مونند
حجمش يه کم بالاست
سلامممممم
خوبين ؟
امروز تولد سلطانبانو ؟
مبارک باشه
شونصد سال به اين سال ها
۱۰۰۱ سال عمر کنی ايشالا
نگفتم ۱۰۰۰
خواستم رند نشه
کجاييييييييييييييييييين؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟ هووم ؟
چرا اينجا هيچ خبری نيست ؟؟؟




