وای الهی شوور عمش قربونش بره این فینقیل کوچولو رو فقط حیف که اون سر دنیاست و فقط میشه عکساشو دید . اگه دم دست بود حسابی گاز گازیش میکردم
به خانومی جونم هم یه عالمه تبریک میگم واسه عمه شدنش .شنیدم عمه ها بچه های برادرشون رو خیلی دوست دارن .واسه منم اینجوری بود. این چند وقت برق خوشحالی همش تو چشم خانومیه الهی فدات شم خانومی همیشه خوشحال باشی
سلام بر دوستان قدیمی
احوال شما. یه بار مزاحم شدم ازدواجتون رو هم تبریک گفتما فک نکنید خیلی بی معرفتم
راسی یه ماه قبل اصفهان بودم از جلوی پاساژی که داداش ممد رو دیده بودیم رد شدیم حیف که اینقدر شهرتون ترافیک داشت نشد زیارتتون کنم. البته نمیدونم هنوز اونجا هستید یا نه. با دختر خاله م بسیار یاد خواهرتون شقایق هم کردیم. خلاصه که یادش بخیر جوونیا. اونورا هم بیاید ما خوشحال میشیم:)
خيلي جالبه من بايد از اينجا متوجه ي عمه شدنت بشم ماشالله سلي جون مامان توداري داري اما عيبي نداره به هر حال مباركه دختر نازيه سلام ما را به آقا ممد برسون
ضد ارزش مربوطه : وقتی کار بدی در حق کسی میکنی شروع کنی به قایم موشک بازی , تا نبیندت
این کار درسته ؟ خوب اینطوری طرفت زود میفهمه تو خودتم میدونی که داری اشتباه میکنی و اونوقت گناهت چند برابر میشه
خودت میدونی اشتباه کردی یا میکنی و بازم ادامه میدی.
کپی برداری از مطالب وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز میباشد.در صورت استفاده از قالبهای رایگان از برداشتن لوگوی طراح خوداری کنید.منابع این وبلاگ متعلق به ماجراهای من و ممد است و برداشت غیر مجاز از آنها پیگرد قانونی دارد.
مبارک باد...
خدا سالیان سال شاد و سلامت و خوشبخت برای شما و پدر مادرش نگهش داره