Thursday December 13, 2007
مونولوگی چند در باب سارقان اینترنتی

به تازگی از برخی دوستان عزیزمان شنیدیم که برخی قالب هایی که برای مشتریان به صورت اختصاصی طراحی کرده ایم را یک قالب دزد برداشته و و در وبلاگش به فروش می رساند و یک لیوان آب هم رویش , بعد اسم قالپاق دزد ها بد در رفته ...خب به چنین کسی چطور می شود حالی کرد که تویی که حتی معنای آن قانون کپی رایت در آن گوشه را نمی دانی و نمی فهمی که تنها برای این قالب چقدر زمان و هزینه صرف شده و تو که نه خلاقیتی داری و نه حرفی برای گفتن, مگر مجبوری ضمن سرقت از دیگران وقتت را تلف کنی انگل عزیز؟؟؟!!!

خب به نظر شما مخاطبان ارجمند , ما چطور به این زالو حالی کنیم که فقط به اندازه هیکلش بابت همین فضا و سایت و اعتبار هزینه کرده ایم؟؟ چطور حالی کنیم که در اوج فشار روحی و جسمی و سوزش چشم, جان آدم بالا می آید و کلی فسفر می سوزاند تا این قالب ها طراحی و کد نویسی شود؟ چطور حالی کنیم که آنقدر برای مخاطبان و مشتریان خود احترام قایلیم که گاهی روی ساده ترین افکت ها , متن ها و طرح ها کلی کار می کنیم تا مناسب شأن خوانندگان و مشتریان عزیز این وبلاگ شود, چطور حالی کنیم که انگل بودن و کپی کردن به اسم خود ,هنر نیست؟؟!! چطور حالی کنیم که شخصیت و فرهنگ تنها داشتن بلیط اتوبوس نیست؟ خب عزیز من وقتی از خود فکر و اندیشه و خلاقیت نداری مگر مجبوری این همه برق و وقت خودت را مصرف کنی؟

حالا ما هم ادعای شاخ فیل شکستن نداریم و اگر هدف نیز انتشار اندیشه ها و هنر ها باشد به کنار, طرف هم آدم معقول و مطمئنی باشد باز هم می شود چشم پوشی کرد ... اما متاسفانه صاحبان وبلاگ هایی این کار را می کنند که اکثر مطالبشان زرد و سطحی است... وبلاگ هایی که مشهور شدن به هر قیمت ممکن, نوعی ارزش برایشان محسوب می شود و حاضرند دروغ هایی به خورد مخاطبان دهند( اهانت به شعور خوانندگان ) تا به نظرشان موفق محسوب شوندو هر روز با گزارشی  از یک رمان گون در زندگی هندی شان به خنده می افتیم...این پدر مقدس و مادر روحانی , فردا هم حتما یه هاله نورانی دور سر خود احساس خواهند کرد...

یک نمونه جهت مطالعه چنین وبلاگ هایی وبلاگ همراز است که به عناوین مختلف و در چهره های گوناگون سعی در رسیدن به مطلب فوق الذکر دارد... همراز با ثبت وبلاگ های مختلف و مفت و مجانی بلاگفا در موضوعات مختلف این روزها در نظرش یکه تاز عرصه ی وبلاگ نویسی شده است... اما فکر نمی کرد با ثبت وبلاگی به دور از معرکه و کپی قالب های دیگران و فروش آنها و یک پیگیری ساده و قانونی مشتشان باز شود ..حتی خودشان نیز طاقت نیاورده و دست به اعتراف زدند و در شرایطی که ما هیچ نامی از کسی در همین روزنوشت سمت راست نبردیم خود را معرفی کردند و مصداقی از ضرب المثل معروف چوب را که بر میداریم گربه دزده حساب کار دستش میاد را برایمان مسجل کردندو برای تبرئه خود شخصی مجازی را از بستگان خود معرفی کرده و به عنوان کپی کننده ی قالب ها معرفی کردند ... اما مدارکی که در دست ماست که بعدا ارایه خواهد شد مانع از فریب خوردن ما می شود... کلی هم خط و نشان برایمان کشیده اند و به در و دیوار زده اند تا چهره ی ما را مخدوش کنند ...به آنها حق می دهم چون خود به خوبی میدانند که چه چیز هایی در ارتباط با آنها می دانیم....

همراز برای کسب شهرت و برخی مقاصد کودکانه ی دیگر که در این مقال نمی گنجد به کار هایی خلاف قانون دست می زند...شاید به این خاطر که بر بسیاری از مسایل مطالعه, هنر و پشتوانه ی فکری ندارد و چون مورد توجه واقع نمی شود و بنیان فکری و سواد روشن فکری لازم برای تاثیر بر دیگران را نداردناگزیر به نوع خاصی از "نمایش خود" و یا در واقع نوعی خود نمایی دست می زند که متاسفانه با خود فروشی هیچ تفاوتی ندارد , یک خود فروش نیز که از تن خود مایه می گذارد اغلب فاقد هنر و تخصص است. آیا به فرض می توان طراحی و قالب های کپی یا دزدیده شده توسط چنین فردی را قالب سازی یا هنر خواند؟ و آنرا با آثار و هنرهای ,طراحی که وقت و انرژی اش را روی این کار گذاشته مقایسه کرد؟؟؟ و از یک جنس دانست؟؟؟ و آیا هر بوریا بافی را می توان حریر باف خواند ؟یا پالان دوزها را هم اهل بخیه محسوب کرد؟!

از وبلاگ همراز معذرت می خواهم که او را به عنوان نمونه و مثال اینجا آوردم , نمونه هایی چون او زیادند و اینجا تنها به دلیل دم دست بودن به او اشاره شده است

ظاهراً هر چه بسياري از ما «ياسين» به گوش بعضي‌ها در مورد اخلاق ارتباطي مي‌خوانيم اشتباه است. ما بايد «تلقين» بخوانيم و براي طرف طلب آمرزش كنيم و اسم و فكر و حرف‌ها و وبلاگش را ببوسيم و بگذاريم كنار. شايد بهترين راه براي طرد آنهايي كه از راه وبلاگ مردم‌آزاري و شايد ارتزاق عقده مي‌كنند بي‌اعتنايي باشند. فردي كه جمعي به او بي‌اعتنايي كنند خود به خود يك فرد مرده است

.امضا ممدرضا

 رو نوشتی از شکوائیه تنظیم شده توسط وکیل مربوطه 

 باسمه تعالی

ریاست محترم دادسرای استان...

.سلام علیکم

 احتراما اینجانب ..............وکیل سرکار آقا و خانم................مدیریت سایت www.m4ndm.org بدینوسیله اعلام می دارم....

 1- .با توجه به این که منابع سایت موکلین بنده که قالبهای طراحی شده توسط تیم هنری ایشان می باشد و دارای سابقه ی ثبتی با شماره ی............می باشد توسط اشخاصی که ذیلا نام انها ذکر می شود به سرقت رفته و کپی برداری شده است.علی ای حال با استناد به ماده ی 1 و بند 1 ماده ی 2و مواد 3 و4 قانون حمایت حقوق مولفان و مصنفان و هنرمندان و ماده ی 1 قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرم افزارهای رایانه ای خواستار پیگرد ایشان هستم.

 2- به دلیل وجود قرارداد کتبی بین موکلین بنده و مشتریانشان از انجا که منابع مذکور توسط این اشخاص به فروش رفته و منافع معنوی موکلین من مورد تضییع واقع شده با استناد تبصره ی ماده ی 13 قانون اخیر تقاضای جبران خسارت از جانب متخلفین را خواهانم.

 3- ضمنا با توجه به این که پس از تذکر به متخلفین موکلین بنده با فحاشی از جانب ایشان روبرو شده اند به استنادماده ی 608 قانون مجازات اسلامی از محضر محترم دادگاه درخواست رسیدگی و مجازات ایشان را دارم.

                                                                                                            با تجدید احترام  

پ.ن1: اگر از این پس راجب وبلاگ من و ممد بدون آنکه دهان خود را آب بکشید یاوه بافی کنید پیشنهاد می کنم بهترین وکیلی که در ولایت خود سراغ دارید را برای تبرئه ی خود از جرایم الکترونیکی به کار گیرید... ما دیگر شنونده ی حرف های شما نیستیم و برای اطلاعات بیشترتان در صورتی که مایل باشید شماره ی دفتر وکیلم را برایتان ایمیل میکنم.

 پ.ن2 : توجه داشته باشین امکانات این سایت به ما اجازه میده تمامی فعالیت ها درون سایت رو کاملا پیگیری کنیم .تمامی آی پی ها و فعالیت ها به صورت لحظه ای در سرور ثبت میشه و همیشه به صورت مستدل قابل ارائه هستند.همین طور آی پی ها قابل پیگری و ردگیری به طور مشخص هستند.( قابل توجه اونها که یک نفر هستند اما نقش سیاهی لشکر رو بازی میکنند و یا حرمت شکنی میکنند و کارهایی از این قبیل ...)

تگ ها:
           
در 2:34 AM توسط ممدرضا ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   77 نظر
           
Saturday November 10, 2007
یاد و سپاس

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

یک سال دیگه هم گذشت و این بچه ی ما دو سالش تموم شد و وارد سومین سال حیاتش شد  درست 2 سال پیش تو یه شب سرد پاییزی تو همچین حال و هوایی من و ممد رو زاییدیم...  باور بفرمایید این بچه پدرینمون رو درآورد تا به اینجا برسه اما حالا نیشستیم و داریم هزشو می بریم.
یه شب که منو سلطان بانو نیشسته بودیم کنار هم و در یک خلصه ی عرفان انگونی فرو رفته بودیم و در کنار یک قوری دو تا لیوان از نوع دسته دارش که فضای رمانتیکی به محیط داده بودند گل میگفتیم و گل میشنفتیم ناگهان درد جانکاهی را در ناحیه مخ احساس کردیم٬ اولش فکر کردیم چاییش مونده بوده و مسموم شدیم اما بعد ها فهمیدیم این کودک من و ممد بوده که تا حدی از موندن تو ذهن ما خسته شده بود و از اینکه لای اون همه آب و مواد چسبونکی هیکلش نوچ شده بوده عذاب روحی شدیدی متحمل شده بود و با توجه به اونکه تو اون تاریکی باطری چراغ قوه اش هم ته کشیده بوده و نفس کشیدنش به شماره افتاده بود کفری شده و با حرکات دست و پا خودشو به در دیوار میکوفیده بلکه خلاص شه و البته همین حرکات اخیر سبب درد در کله ی ما شده بود مام زاییدیمشو ولش دادیم این وسط که الان با کمی تفاوت در شکل و سایز و شعور در خدمت شماست...!!
از اینکه خون دلها برایش خوردیم میگذریم و به درسها و دوستیهایی که به ما داد میرسیم از اینکه از یه گوشه طلوع کرد و میون کارای ما سرک کشید... یه مدت که باهاش زندگی کردیم دیدیم  این بچه انگار یه جور دیگه اس... یه جورایی خیلی پاکه خیلی با زندگی واقعی فرق داره ..اصلا یه جوری شد که دیگه خیلی حرف ما رو نمیخوند و خودش روشو به سمت حقیقت در هر کجا و هر زمان میچرخوند ...مام تصمیم گرفتیم نگهش داریم واسه همیشه پیش خودمون تا با ما بمونه نه به اون نشون که خود را حقیقت بپنداریم و نه حتی به آن توهم که روی خودمون رو مثل این کوچولو به سمت حقیقت بدونیم بلکه به نشان آرزویی که در سویدای قلبمون شروع به رشد کرده بود که ای کاش میتونستیم آنگونه باشیم...
حالا اینبار دلم میخواد بیشتر به جای من و ممد از پدید آورندگانش حرف بزنم... خیلی قبلترا وقتی می دیدم روی جلد کتاب یا تو شناسنامه کتابی نوشته پدید آورندگان این کتاب فلان و فلانی بودند کلی تو دلم ذوق مرگ می شدم که چقدر کلمه ی پدید آورندگان از مولفان زیباتره... اما اینبار که این کلمه رو دیدم ناگهان یه چیزی قارپی به ذهنم حمله کرد و بند دلمو جرواجر کرد و اون اینکه واقعا پدیدآورندگان این وبلاگ چه کسانی هستند؟ خیلی قبلتر از فلان و فلانی . شاید برگرده به آغاز پیدایش جهان و پدیده های مجازی تو اون! آیا میدونید پدید اومدن این کتاب کی به انتها می رسه؟ وقتی  آخرین نفر این وبلاگ رو باز کنه و اون رو بخونه, تازه اون موقع شاید پدید اومدن این وبلاگ به انتها برسه.
پس برآن شدیم تا جایی که عقلمون میرسه و جای نوشتن داریم, یادی و سپاسی از پدید آورندگان گذشته, حال و آینده ی من و ممد کنیم. برای این منظور از آخر شروع می کنیم .
*تویی که این صفحه رو الان جلو روت داری, یا اون رو خوندی یا میخوای بخونی. از تو سپاسگزاریم چون پدید آمدن این کتاب با خوندن تو کامل می شه.

*سپاسی از تمومی برو بچه های من و ممد همونایی که این بغل سمت چپ اسمشون رو ردیف کردیم از الف تا ی ... که خالصانه به من و ممد عشق ورزیدند و و هرکدام سهم بزرگی در پدیدآوردنش داشته اند که اگر اینان نبودند منو ممدی هم الان نبود که جشن دو سالگی اش را بگیرد.

سپاسی از مادر بزرگوار من و ممد , سلطان بانوی نازنین که چون مادری واقعی شبها و روزها با تمامی عشقش از این کودک مراقبت کرده و میکند و چشمهای زیبایش را حتی یک لحظه بر آن مبست... دست مریزاد ... امروز نتیجه ی آن همه تلاشت به تمامی در مقابل چشمانت گشوده است ...

یادی هم می کنیم از همه ی معلم هایمان که اندیشیدن را به ما آموختند (و حیف که ما خوب نیاموختیم). از آنها بیشتر از همه متشکریم.

و نهایت, سپاس خدای را که پدیدآورنده ی همه ی پدیده ها و پدیدآورندگان است.

ماندگاریم به ماندنتان
امضا:
پدیدآورندگان

تگ ها:
           
در 4:50 AM توسط ممدرضا ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   130 نظر
           
Saturday November 3, 2007
مرسی کم الله جمیع جیگران

درود فراوان بر یاران دیرینه و مخاطبان نصف عمر شده ی این خرابه ی مادر مرده, که بنده به صور منقول و غیر منقول و در حد و اندازه های خفن السایزی شرمنده ی این دلبران شده و با دک و دهنی چارطاق باز, مبهوت مانده ام که چگونه الطافشان را که گونی گونی حواله ی کمر این جنوب (جمع عشقی جانب ها)  میکنند جبران نمایم.

جون شما نباشه جون شما مدتهاست در این فکر لگد میزنم که در زمانی بکر و خالی و مامان, جوهری به قلم خشکم بچپانم و کاغذی بی خط به رویم بگشایم و در این دنیای پاک و آرام, دنیایی که تنها حروف به جای صورتک های نقاب کشیده حکومت میکنند دل لامصبی را گشاده کنم و تلنبار شدگانش را که کبابمان نمودند بر سفره ای بچینم و همراه مخلفاتی چون دوغ و پیاز و دو پر ریحان خوش عطر  در خاطره ها بر یاد گذارم.

روده درازی های ما پایانی ندارد پس سر اصل جنس میروم.

چقدر کار ریخته رو سرم, سه تا پروژه ی ناتموم مونده , اوخ کمرم, آخ سرم, ننه دک و دهنم... در همین راستای زجر آلود که بند دلی هم برایمان نمانده و همش جرواجر شده (منم حساس) رفیقی از نسل رادمردان نیک ما رو بدرود گفت و برای دانش اندوزی در رشته ای فوق تخصصی به هزاران کیلومتر آنطرف تر, آنسوی اقیانوس ها, به وادی شیطان بزرگ رهسپار شد  و داغی بر جگرمان گذاشت. هرچند نیک میدانیم که تبعات مثبت این تلاش او, روزی دوباره به کار هموطنانش خواهد آمد, اما نبودش در دلمان کمبود بزرگیست. ولی اشکالی ندارد,برآیند خیرات موجود در تصمیمات صالحان مقداریست مثبت... حضرت مکافات, آن قلم فرسای قدر عرصه ی وبلاگها مقاله ای که مدتها در زمینه ای فوق تخصصی زحمتش را کشید و خون دل برایش خورد, به ثمر نشاند و مهر تاییدش چشم جهانیان را از هنر و خلاقیت ایرانی از حدقه درآورد و بورسیه ی فوق لیسانس و دکترایش را یکجا به ارمغان آورد, آن هم در معتبرترین دانشگاه این کره ی خاکی...

لحظه ی خداحافظی کلامی به او گفتم تا مطمئن شوم عشق او به وطن , جایی که وفا و جفای مخلوطش گاهی آدم را مثل پاندول سرگردان می کند, کمرنگ نمی شود و چشمان مهربان و به حق زیبایش نمناک شد  و من پاسخ خود را گرفتم.... حال ما از اینجا واسش کف میزنیم و تشویقش میکنیم تا با افتخار برگردد ...برگشتنش رو ازش قول گرفتم و در ازایش قول گرفت که به او بپیوندم و من نیز او را لبیک گفتم و با تمام توان برای رسیدن به افتخار نه برای خود بلکه برای مادر همه ی ما ,ایران تلاش خواهم کرد... پس اگر چندیست کمتر از فیض حضور در جمع پر مهرتان بی نصیبیم ...ببخشایید...

کسی هست که به این جرگه بپیوندد؟؟؟

بی ربط:سنگی از روی زمین برداریم
وزن بودن را احساس کنیم
                                    سهراب

تگ ها:
         
در 1:10 AM توسط ممدرضا ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   31 نظر
           
Saturday August 25, 2007
هیاهوی درون..!!

درود بر یکایک جیگران و مخاطبان ریز و درشت این چار دیواری خشت و گلی...!

چندیست که روزگار نافرم خفتمان کرده و بوی کاه نم خورده از این خرابه نوازشگر بینی خوش فرم و مبارکتان نشده.... !

به جایی رسیده ایم که بند جیگرمان دگر به مویی بند است و هر لحظه امکان جر خوردنش دور از ذهن نیست ... شبها هنوز پلکهایمان گرم نشده افکاری نهیلیسمی به مغز تهی و سردمان هجوم آورده و تا خود صبح رباعیاتی از خیام نیشابوری زیر لب زمزمه می کنیم و به یاد شریعتی بزرگ قلم به دست می گیریم و لیوان دسته دارمان را تا خرخره از چایی تازه دم و خوش عطر مادر پر کرده و پشت میز می نشینیم و در فضایی کاملا رمانتیک که پر شده از عطر صدای استاد شجریان آنقدر می نویسیم و خط می زنیم تا با نوازش دستان خورشید بر خیزیم و به دنبال بدتر از دیروزها روانه شویم...!!!!!

چه کنم که دگر حال از خاطر سردم پاک شده است و از ترس فردا در دیروزم فرو می روم....!!!

پ.ن: روزگار, روزگار گربه نره ایست...! مراقب پنجولهای نرم آدمهاش باشید..!!!

پ.پ.ن: ادامه سفرنامه رو فراموش نکردم...فقط...اندکی سکوت....!!!! لـَختی تامل...!!!!!

تگ ها:
         
در 2:31 PM توسط ممدرضا ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   46 نظر
           
Thursday August 16, 2007
وقایع اخیر

امسال تابستون , تابستون جالب و پر حادثه ای برای من و ممده.بعد از درس خوندن های طاقت فرسا انواع و اقسام مسافرت های سیاحتی , زیارتی و کاری . خیلی وقت بود مسافرت نرفته بودیم حدود 5 شش سال.توی این گیر و دار مانیتور من که غوز بالا غوز شده بود .


اوایل تابستون بعد از یکی از مسافرتها بود که فهمیدم توی این مانیتور به غیر از حرکتهای معمول انواع حرکت های دیگه هم مشاهده میشه از جمله عمودی و افقی .پس از سه چهار روزکار کردن متوجه شدم که گهگاهی یه بویی هم ازش بلند میشه.خلاصه اینکه یه روز که داشت از خودش حرکات موزون بروز میداد.صدای مهیبی شنیدم که بند دلم پاره شد و بعد از اون دود خاکستری رنگی از پایینش بیرون اومد و یه بویی که آدمو به یاد لاستیک سوخته می انداخت .مانیتور مورد نظر به تمیرگاه انتقال داده شدو دوباره یه سفر کاری پیش اومد.بعد از برگشت مانیتور و از تمیرگاه آوردیم خونه.تعمیرکار گفته بود یکی از مدارها در اثرحرارت و دمای اتاق سوخته .


دوباره باهاش کار کردم ولی چند ساعتی نگذشته بود که اون حرکات موزون از گوشه و کنار مانیتور شروع شد .درد سرتون ندم , بعد از چهار روز کار کردن دوباره همون اتفاقات تکرار شد .اینجا بود که من و ممد با چهره های برافروخته مانیتور و برای بار دوم بردیم تعمیرگاه . بنده خدا تعمیرکار بعد از مدتی ور رفتن با اون مانیتور گفت که ایراد از جای دیگه ای بوده و علت نوسانات برقه نه دمای اتاق .


آخرین اخبار : هنوزم که هنوزه مانیتور در تعمیرگاه به سر میبرد و امید چندانی به بازگشتش به صورت صحیح و سالم نیست  .


از اونجایی که من به غیر از کامپیوتر خودم عادت ندارم با کامپیوتر کـَس دیگه ( از جمله ممد) کار کنم  یه دونه مانیتور دیگه از بنده خدایی قرض کردیم و حالا مدتیه که با اون کارهام و انجام میدم.
این بود که ما مدتی دست و پا شکسته در خدمتتون بودیم و نشد مراتب خاکساری رو درست به جا بیاریم .

چند روزی میشه که دارم با کامپیوتر خودم کار میکنم .فقط فرصت کردم کارهای عقب افتاده رو یکی یکی سرو سامون بدم.اولیش قسمت قالب های رایگان بود که با اجازتون به هاست اصلی سایت انتقال دادیم و یک سری تغییرات که خودتون میتونین ببینین.امیدوارم خوشتون بیاد و کار با این قسمت براتون راحت تر از گذشته بشه.کارهای دیگه ای هم در شرف انجامه که به موقش براتون رو میکنم  .

پ . ن یک : این بلاگرد دیگه شورشو در آورده دنبال سرویس و امکانات جدید و بهتری هستم به محض اینکه وقت کنم براتون مینویسم تا شماها هم راحت بشین و دیگه به اینجور مشکلات برخورد نکنین.


پ.ن دو : در نظر دارم یک دوره نوشته های کوتاه ( پست های کوتاه) در مورد رموز وبلاگ نویسی براتون بنویسم که حاصل تجربه های خودمه.

تگ ها:
           
در 1:12 PM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   26 نظر
           
Monday August 6, 2007
زیر گنبد کبود

با وارد آوردن چندین فقره سلام و درود و حال و احوال پرسی بصورت گونی گونی از حضور مداوم و ایول وجود مبارکتان تشکر و قدردانی می عملانیم....!...از این که هی به روزانیدن این مکان عمومی و گاها خصوصی... طویل و دور میزند..واقعا با بند بند سلول های محترم دم و دستگاه هایمان شرمنده ی هیکل ردیفتان هستیم....اصلا جون شما این روح لطیفمان هم بسی در عذاب شدیدی رنج میبرد.....اما چه کنیم که لا کردار زندگی گربه نره یمان نموده..(این تیکه منظورم مخلص است..خیالتان آسوده بزند که از کیسه ی خلیفه نبود..(!)..)..دقیقه ها و ثانیه ها هم خرناز کنان پشتش چسبانده و ده برو که رفتیم....آره اینه که خلاصه جریانات بد تریپ اعم از بدقولی و بلا و ... اونم پشت سره هم مث نخود کشمش میباره به جون شما من خودم هم از اين واقعه ی بد رقم..... در ناراحتی روحی و تا حدی اخلاقی بصورتی سنگين و خفن گفتنی بسر ميبردم...اينو...خيال کردی راس راس بعد اوووووووه اين همه ماه و روز و ساعت و... مث اين کپکا راحت و آسوده خاطر لم دادم اين ور و حالا بگو کی نگو..!...نه داداش...نه جونم..!..نه..!!!!!...واسا یه چند تا پاراگراف پایینتر ميگم چی چی شده ؟
....!...!...///..خب حالا بابت اونم از کل جمعیتی که در ریز گروهک های ذیل جمع بندی میشن.. عذر خواهی و طلب آمرزش عرفان حالتی می نمایم..!

اهل معرفت : اون مشت از ملت تریپ ایول خودمان که هرچند از گرفتاری شدید نتوانستیم سری بهشان بزنیم....نامردی نکردند و سر نزدند...!

اهل مخان : بدون شرح بابا...!

اهل جیگول : که با سلام و صلوات اون تریپ بیست ها رو می تشکیلونن....!

اهل عرفان و اخلاق : بحثی نیست...!

و اما اصل جنس..

در يه بعدازظهرجمعه که آدم از غم باد می خواد بترکه پاشدم و يه فروند ليوان دسته دار..( از اون مشتی هاش)..بلند کردم و تا خرخرش پر چايی کردم و به برای اينکه خستگی رو از تو تنم شوت کنم بيرون ..چايی رو گذاشتم روی ميز و خودمم نشستم روی صندلی..(اين محوطه در منتها اليه سلول بنده زير پنجره قرار دارد..!)...چند شخصيتی رو از پنجره ديد زدم تا بلکه اين چايی يکم سرد بشه...(آخه دفعه ی پيش حول زدم زود خوردم ،نیس داغ بود ،تموم زبونم جيزغاله شد مخصوصا قسمت نوکش،جون شما تا همين امروز همه چيز و با عذاب روحی ميلمبوندم...!) خلاصه بعد اينکه تامل مون رو هم کرديم و چايی هم کمی خنکيده بود شروع به نوشيدنش کردم و به فکر عمق داری از نوع پدر مادر دارش برخوردیم در ذهنمون. و همچین تصمیم گرفتیم ایول ناک با انرژی خفنناک وبلاگ نویسی رو از سر بگیریم به کوری چشم همه ی دشمنان اسلام و قرآن و از قبیل دسته جات که کم نیستن.

و اما در زاویه ای دیگر که به این نکته بنگرید چند مسئله ی دیگر هنوز مونده که دهانش را سرویس ننمودم در این مدت که کمتر لنگ و پاچه ی خویشتن را بر روی لاین میافتیم و کلی دل و جیگرمان هوای حضراتعالی را کرده بود کلی فشار به اقصی نقاط پیکر مبارک وارد شد که خلاصه یکدفعه همه را روی هم ریختن کرده تا بعد از این بازیهای گاگول ناک تیم لقارتی مان دهان مبارک را چار طاقیده و هر آنچه دلمان تنگ شده بود .. گشاد کرده و تل انبار شدگان را گونی گونی بر روی آنتن فرستاده...فیض جیگولی حواله ی جمال جیگول یکایکتان نمایم ...خرپی آدم مخش با بازی های این تیم گاگول مثلا ملی ما درگیر میشه و دل و جیگر جیزغاله شده و اعصاب آب لمبو شده یاد و خاطر آدم و انگولک میکنه که هی این دهن و وا کنی و بگی تف به این شانس که از کره گی دم نداشت...!

به جون شما نباشه به جون شما همین برو بچز سوپر آیکیوی محل ما...همین رضا سیبیل..همین علی بشکه ..ممد طلا ...قاسم شوشی...کریم گربه ...همین چار تا و لپی که از فوتبال فقط کوچه های تنگ و یه توپ پلاستیکی و یه جفت کفش پاره رو دیدن و سر یه نوشابه خودشون و نفله میکنن ...اینقدر مامان بازی میکنن که کفتون میبره...همین خود من...با لقب زاقارتی ام...توپ و از ده کیلومتری میچپونم تو کل کوچیک...(اهل فوتبال میدونند گل کوچیک و از ده سانتی متری ام بزور میشه گل کرد...چه برسه با در وازبان...!)...حالا اینهمه خرج این گاگولان تیم ملی کردیم.....جز اینکه توی هر بازی شون هفتاد میلون آدمیزاد جد و آباد و ننه و آقاشون و در ضرایب خیلی خفن گلاب میپاچند خاصیت دیگه ازشون دیدید...؟...ده اگه دیدید بگید دیگه..!

خدایا آنهایی را که نامشان نتوان برد..بطرز مامانی جــــرشان بده...هرچند میدانم کلفت تر از این حرف هایند...!

تیکه ی اخلاقی : (غیبت..!)

این چند که همی در غیبتی کوته به سر بردم دریافتم که امام زمان(عج) چی میکشه...خدایی صبر نوح خدا بیامرز و میخواد و یه عالمه خرت و پرت دیگه...الهی(!) برات بمیره...!(در اینجا شخص مجهول است..!

پ.ن.اینم تلافی فونت قبلی...حسابی با سایزش حال کنید...!

پ.ن:همینجور عشقی حال کردم یه بیوگرافی کامل از خودم بچسبون قد این تابلو

ممدرضا

نام

بازم ممد رضا

شهرت

چون دلم میخواد همینه که هست !

چرا ممدرضا

مهندسی شیمی گرایش پتروشیمی می خوندم و در حال حاضر در رشته مکانیک شاخه ساخت و تولید ادامه تحصیلات می دهیم

تحصیلات

یک و هشتاد و هفت

قد

یه حالت فنریت داره ! (د ..آخه شا فنره!)

دور کمر

اوا ادیسون پدر سوخته تو هم !

دور باسن

گرفتی چی چی میگم؟؟, گلابی

تیکه کلام

م.ن.ا
در 2:02 AM توسط ممدرضا ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   13 نظر
           
Thursday May 31, 2007
ماکس ها و مین های زندگی

دیر زمانیست که زندگی بدو و ما بدو اما هر چه جلوتر می رویم گویی فشارش را بیشتر می کند تا جایی که با بررسی های اهل فن امروز به چیزی در حدود شیش ممیز بیست و دو هزارم ضربدر ده به توان بیست و سه پاسگال رسیده, که با ایزوله بندی که ما از ازل  شده ایم و سیستم بی دررویی که از خود ساخته ایم انقریب است منفجر شویم و تکه هایمان را به جای واشر سرسیلندر به کار گیرند.

 گاهی با خود چنین اندیشه میکنیم که ای کاش روزها به جای 24 ساعت 26 ساعت و 45 دقیقه بود تا حداقل میتوانستیم 45 دقیقه با آرامش از رفع همه ی امور سر بر بالین گذاریم ؛ اما دریغا که همین چند روز را بیداریم و تا ابد فرصت برای خواب ابدی وجود دارد. واقعا لذتیست بلاوصف آن زمان که در ماوای جاودانمان تکه سنگ لحدی را  زیر سر گذاریم و چشمانمان را ببندیم و دلی سیر بخوابیم , تنها امیدوارم در آن نزدیکی باز هم درختی نباشد که ریشه هایش سبب سلب آرامش شوند و هر از گاهی از روی کج طبعی سر در جایی فرو برند؛ آخ یکیشون داره میاد طرف چشم چپم ... نکنه میخواد بره تو !! ببین جون مادرت بیا و مردی کن بکش کنار .. نخیر ! داره میاد .. این که مرام حالیش نیست . داره دنبال غذا میگرده و به هیچی رحم نمیکنه... .

 اما بعد از همه ی اینها چیزهای شیرینی هست که چون تکه یخی بر دیواره ی رآکتور درونمان احساس لذت را همراهمان میکند. فکر کنم این بخش از بحث را احسان جانمان از دایره ی حضرات ناپدید بهتر بداند چرا که این ترم رآکتور پاس میکنند و دلیلش هم کتابی بود که چند روز پیش برایم به آدرسمان ارسال کرد که از خواندنش گویی دمای درونمان تنظیم شد و کارکردمان به حد مطلوبی افزایش یافت . کتابی بود از مصطفی مستور با نام چند روایت معتبر .. میدانم ربطی به رآکتور و ترمودینامیک ندارد اما فلسفه اش در یک راستاست, اگر به عمق مطلب پی ببری باور میکنی که استاتیک و دینامیک و ترمودنامیک و انتقال حرارت و جرم و مقاومت با پیچش و تنش و خمش و کنشش دارند فلسفه ی خلقت را فریاد میزنند و یادمان میدهند که چگونه طبق یک فرآیند آرمانی بزییم و  همیشه سوپاپ های اطمینانی هم وجود دارند...!! مثل وقتی که حروف دوستت دارم بر لبان معشوقت نقش میبنند و یا کتابچه ی اشعاری از خواهرانت هدیه میگیری... آن زمان است که خدا را لمس میکنی.. انرژی درونی ات به ماکس میرود و فریاد برمی آوری: 


چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد / من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

پ.ن: عکسشو خودم گرفتم, دو یادگار است از احسان عزیز و 5 خواهر مهربانمان

:موندگار به موندنتون: ممدرضا

برای بزرگ شدن روی عکس کلیک کنید

در 8:18 PM توسط ممدرضا ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   31 نظر
           
Sunday May 13, 2007
چند کلوم حرف قلنبه شده
اول نوشت توسط پسته خانوم: پیسته چند لوزه (روزه) میخواد اینجا پست بذاله این خاله سلطون و هَمو ممد(عمو ممد)  نمیذالن .میگن حالا زوده الان که موقش بوده این خاله سلطون اومده میگه من چند تا کال واجب دالم (کار واجب دارم) شما بعدا پست بده .آخه من دلد دلمو به کی بگم. آخه مگه یه دل کوچیک چقدل جا داله صبل کنه .ای هوال ای داد ای بی داد. یکی حق من واز اینا بگیله. یه صدایی داله میاد .. وای خاله سلطون اومد.الانه که بغلم کنه بذالتم پایین ...اِ ا ِ خاله من میخوام بنویسم من من پیسته پیسته .... مخاطبان عزیز شرمنده این پسته خانوم ما الان نوبتش نیست آپ کنه .یعنی نوبتش بوده ها ولی خوب چند تا کار واجب دارم نمیشه .حالا اگه خدا بخواد میاد مینویسه ما که از پسش بر نمیایم که .نیم وجبی هنوز دو روز نیست اومده داره واسه خودش اینجا کلوپ طرفداران باز میکنه .جل الخالق . خوب برم سراغ کارهای خودم .چند کلوم حرف بوده من میخواستم بگم همینطور قلنبه شده تو انگشتام الان که این تریبون آمادست چه جایی بهتر از اینجا. اولین و مهمترین ( اِهن اِهن سرما خوردم) یک نکته قابل توجه بلاگران عزیز : حتما تا حالا شده دیدین یک وبلاگ پینگ شده وقتی به وبلاگ مراجعه میکنین میبینین که مثلا پست چند روز گذشته هنوز اونجاست .حالا هی از شما ریفرش (refresh) از اون طرف وبلاگ که همون پست قدیمی رو نشون میده.یا مثلا میرین یه جایی کامنت میذارین صفحه پیغام میده که کامنت شما پست شده اما خبری از اون نیست.حالا دوباره از شما ریفرش و از صفحه انکار.البته حتما همه ی شما عزیزان این چیزی رو که من الان میخوام بگم رو میدونین اما تکرار باعث میشه آدم یه مطلب بیشتر تو ذهنش بمونه.بله میگفتم .یک مسئله ی مهمی در میونه به نام Ctrl+f5 . ما دو نوع تازه به تازه کردن یا ریفرش داریم در صفحات وب . یکی ریفرش معمولی ( با کلید معادل f5 ) و یکی بارگزاری صفحه از نو ( با کلید معادل Ctrl+f5 ) .خوب وقتی که میبینین با ریفرش معمولی اطلاعات نو نمیشه باید راه حل دوم رو انتخاب کنید یعنی کلید ctrl رو همراه با f5 فشار بدین .اونوقت حتی عکس های به کار رفته در صفحه وب دوباره گرفته میشه ومیتونین آخرین تغیرات صورت گرفته در صفحه رو به طور تازه و نو دریافت کنین.امیدوارم دیگه از این به بعد این مشکل اساسی حل بشه .اگر به زبون من با دقت نگاه کنین متوجه میشین که چند عدد موی سیاه رنگ که روش کلمه ی ctrl+f5 حک شده دیده میشه.این از این .. دومین مسئله ای که میخوام دربارش صحبت کنم از خدمات بی شائبه ی استاد عزیز جنای آقای شیرازیه. نه بی راهه نرین نمیخوام در مورد اون دو روز کذایی صحبت کنم .نه . مسئله چیز دیگریست که هنوز کسی دربارش حرف نزده و اگر هم کسی چیزی فهمیده فکر کرده تقصیر خودشه.حتما در ده روز اخیر متوجه شدین که دیگه چت باکس هایی که در ساید بار وبلاگ ها قرار داشتن باز نمیشن .یا اینکه از لینک باکس های رنگارنگی که این روزا مثل نقل نبات شده خبری نیست. فکر کنین.. مشکل ممکنه از کجا باشه ؟ حالا نمیخواد زیاد فشار بیارین. مشکل از همون خط اول این پاراگراف آب میخوره.یک تگ در زبان اچ تی ام ال وجود داره به نام Iframe با استفاده از این تگ میشه صفحات وب دیگران رو در وب خودمون باز کنیم.اما این تگ دیگه در بلاگفا کاربردی نداره به همین راحتی.یعنی اینکه اگر شما در قالبتون این تگ رو به کار ببرین وقتی صفحه سیو شده رو نگاه کنین میبینین که خبری از اون نیست . یعنی هیچی به هیچی دیگه .ای بابا چقدر توضیح بدم.. سه : روز نوشت من و ممد فعلا در حال ساخته .تا چند روز دیگه مشاهده میکنین .خیالتون راحت. چهار : دوستان عزیزم میخوام یک سرویس خوب وبلاگ نویسی رو معرفی کنم.اونایی که میخوان تازه وبلاگ بنویسن و هنوز سرویسشون رو انتخاب نکردن بهتره اینو انتخاب کنن تا دچار مشکلات بعدی نشن.این سرویس wordpress هست که امکانات کنترل در حد یک سایت داره .البته این یک سایت خارجی هست اما بخش فارسی داره و به راحتی میتونین از خودش و قالبهای آمادش استفاده کنین. امکاناتش زیاده و در حد این پست نیست.فقط گفتم بگم که بدونین.البته مدت زیادیه که سرویس میده اما حالا بهترین انتخابه.دست بردارین از این سرویس وبلاگ های غراضه ی ( درسته ؟ ) ایرانی.حالم به هم خورد. 

پنجمیش دیگه مال انجمن بانوانه  : به یاری خدا انجمن بانوان روز به روز در حال پریدن از این پله به اون پلست. یک تالار جدید داریم با نام حقوق یک زن , حقوق یک جامعه الهام عزیزم که حقوقدان هستند مدیریت این تالار رو به عهده دارن .خانومایی که مشکلات حقوقی دارن یا سوالاتی در زمینه ی حقوق بانوان یا حقوق خانواده میتونن در این انجمن سوال کنن.

شش : ببخشین اینو الان اضافه کردم چون فراموش شده بوده ( ممنون از تذکر داداش امیر ) .راستش رو بخواین وقت سر خاروندن ندارم. اگر کسی از بعد از عید درخواستی داشته, ایمیلی داده ,خورده کاری داشته سوالی کرده .... ببخشین اگه جوابی دریافت نکردین. من سعی میکنم کم کم به همگی رسیدگی کنم .خیلی دلم میخواد کار همه رو زودی راه بندازم اما واقعا خیلی سرم شلوغه .میبینین وقت یک کامنت گذاشتن ندارم ممد هم خیلی کار داره .حتی از من پر مشغله تره .اگر بتونه گهگاه کامنتی میذاره.اما با این حال همه ی وبلاگ ها رو میخونم .خوندن خیلی راحت تر از نوشتنه .ولی بگم این وضع زیاد طولانی نمیشه .به زودی همه چیز به مثل قبل میشه . (Coming Soon ... ) هفت: داداش امیر و رونیکای عزیز گفتن این کار و بکنین .البته من حتی یادم نمیمونه یک ساعت پیش در حال انجام چه کاری بودم اما حالا تا اینجاییم تاریخ تولد چند تایی که فل بداهه میاد تو ذهنم و مینویسم پس اگه اسم شما نبود به گیرنده های خودتون دست نزنین ایراد از حافظه ی منه.ممد : 30 اردیبهشت خانوم کوچولو : 22 شهریورسورنا : 17 اردیبهشتحضرت آشغال :16 اردیبهشتداوود همیشه بهار : 31 اردیبهشت ( چون یه روز بعد از ممد بوده یادم مونده) سلطان بانو  پی نوشت توسط پسته خانوم : من میام زودی میام دیگه نمیذالم کسی حقمو بخوله .دهههه آی ی ی نفس کشششش

در 2:37 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   5 نظر
           
Monday April 23, 2007
کوروش بیدار شو، اینجا همه خوابند..!!!
آقای رئیس جمهور آخر تا به کی؟ اصلا ما مهرورزی نخواهیم که را باید ببینیم. یادمه گفتی می خوای بیایی واسه ساختن، واسه رسوندن معلما به شان و منزلت واقعیشون، واسه مبارزه با قله های ثروت، واسه تو بوق کردن عدالت، واسه نفت، مسکن، آزادی.. کدوم مسکن که وقتی تو کشورمون مردمش گوشت ندارند بخورند خونه ی متری 10 میلیون داریم. اینم به یمن قدمهای مبارک دولت مهرورز بود. کدوم نفت، کدوم سفره؟ راستی یادم نبود که اینا را تکذیب کرده بودید، آخه کدوم عدالت که طلب کردنش زندان به ارمغان می آره ،کدوم مبارزه با ثروت اونجا که مدیران روزنامه های دولتی سمند عیدی می گیرند و معلمان، اوین. کدوم منزلت، معلم را از سر کلاس زندون میبرید؟ و کدوم سازندگی؟ تیشه به ریشه ی ایران میزنید؟ خبر خوش میدید؟ سد سیوند با حضور شما آبگیری میشه؟ ایران بدون مقبره ی کوروش هم ایران است با تاریخ درخشان هخامنشی اش با زرتشت ،اما ایران به چهار سال که هیچ به چهار صد سال تلاش هم ایران موند ما مغول از سر گذروندیم ما را چه باک از رهگذری. تا ما زنده ایم و خون کوروش در رگهایمان میخروشد فرزندانمان ایران را به کوروش سلام خواهند داد،به تو ای کوروش که میگویی پس از مرگت بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا پس از مرگت اجزای بدنت قسمتی از خاک ایران شود. و تویی که خداوندت در تورات می گوید:

ای کوروش ما کمر تو را بستیم آنگاه که تو خود نبودی و ندانی و آنگاه که هنوز پای بر دنیا ننهاده بود.

آری کوروش کبیر آنان بر تو رشک میبرند چرا که خود گفتی :

اي آدمي‌زاد، هر که باشي و از هر جا که بيايي،و از آن ِهر زماني که باشي،زيرا مي‌دانم خواهي آمد، من کورشم، که براي پارسيان اين کشور پهناور را ساخته‌ام،پس به اين مشت خاک، که تن مرا پوشانده، رشک مبر هر کس آرامگاه مرا ويران کند اهورامزدا او را نابود کند.

اگه سال 57 به صورت واقعی نظام پادشاهی به پایان رسید احمدی نزاد میخواد به صورت نمادین یک بار دیگه این پایان را تکرار کنه و نام خودش رو در کنار نام کوروش در تاریخ قرار بده. و حالا بعد از یک سال تلاش برای جلوگیری از آبگیری سد سیوند و در حالی که هیچ نهاد داخلی و خارجی نتوانست سدی شود در برابر این سد در واپسین لحظات این کودکان و نسل فردای ایرانند که به صدا درآمدند و حق خویش را میخواهند و میپرسند آیا میخواهید جوابشان را همانطور که به معلمهایشان دادید بدهید؟ اوین بند کودکان هم دارد؟ آقای رئیس بچه ها منتظرند

نمیخواهید جوابشان را چه بدهید؟

کوروش آسوده بخواب فرزندانت بیدارند.

ای ایران ، ای مرز پر گهر ، از فرزندان پاک طینت سرزمینت حمایت کن که اینچنین آگاهانه به دفاع از میراث گرانبهای تاریخی و طبیعی سرزمینشان پرداخته اند. دیروز ۱۶۰ نفر از این جوانان  در برابر سازمان میراث فرهنگی و در اعتراضی  زمزمه سرود غرور آفرین ای ایران ...، عرق میهن پرستی خود را به منصه ظهور رساندند.

پ.ن: آنکه خون کوروش در رگانش جاریست امضا کند.

پ ن۲: تشکر میکنم از همه ی بزرگان و ایرانیان که فریاد ننگ بر تو باد را برآوردند. بخصوص جامعه ی بلاگری ایران . کوروش به شما فرزندانش افتخار میکند.

پ ن۳: لطفا تنها چند لحظه از وقت خويش را به نجات پاسارگاد اختصاص دهيد و اين جمله ي ساده و کوتاه را به ميل يا فكس(يونسكو)ارسال فرماييد ...

...."Please save Pasargad The city and mausoleum of Cyrus the Great”....

fax : 33-1-45 68 55 70.....E-mail: wh-info@unesco.org....

اهورا مزدا نگهدارتان

ماجراهای من و ممد و جامعه ی بلاگری ایران.

در 2:28 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Monday April 23, 2007
کوروش بیدار شو، اینجا همه خوابند..!!!
آقای رئیس جمهور آخر تا به کی؟ اصلا ما مهرورزی نخواهیم که را باید ببینیم. یادمه گفتی می خوای بیایی واسه ساختن، واسه رسوندن معلما به شان و منزلت واقعیشون، واسه مبارزه با قله های ثروت، واسه تو بوق کردن عدالت، واسه نفت، مسکن، آزادی.. کدوم مسکن که وقتی تو کشورمون مردمش گوشت ندارند بخورند خونه ی متری 10 میلیون داریم. اینم به یمن قدمهای مبارک دولت مهرورز بود. کدوم نفت، کدوم سفره؟ راستی یادم نبود که اینا را تکذیب کرده بودید، آخه کدوم عدالت که طلب کردنش زندان به ارمغان می آره ،کدوم مبارزه با ثروت اونجا که مدیران روزنامه های دولتی سمند عیدی می گیرند و معلمان، اوین. کدوم منزلت، معلم را از سر کلاس زندون میبرید؟ و کدوم سازندگی؟ تیشه به ریشه ی ایران میزنید؟ خبر خوش میدید؟ سد سیوند با حضور شما آبگیری میشه؟ ایران بدون مقبره ی کوروش هم ایران است با تاریخ درخشان هخامنشی اش با زرتشت ،اما ایران به چهار سال که هیچ به چهار صد سال تلاش هم ایران موند ما مغول از سر گذروندیم ما را چه باک از رهگذری. تا ما زنده ایم و خون کوروش در رگهایمان میخروشد فرزندانمان ایران را به کوروش سلام خواهند داد،به تو ای کوروش که میگویی پس از مرگت بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا پس از مرگت اجزای بدنت قسمتی از خاک ایران شود. و تویی که خداوندت در تورات می گوید:

ای کوروش ما کمر تو را بستیم آنگاه که تو خود نبودی و ندانی و آنگاه که هنوز پای بر دنیا ننهاده بود.

آری کوروش کبیر آنان بر تو رشک میبرند چرا که خود گفتی :

اي آدمي‌زاد، هر که باشي و از هر جا که بيايي،و از آن ِهر زماني که باشي،زيرا مي‌دانم خواهي آمد، من کورشم، که براي پارسيان اين کشور پهناور را ساخته‌ام،پس به اين مشت خاک، که تن مرا پوشانده، رشک مبر هر کس آرامگاه مرا ويران کند اهورامزدا او را نابود کند.

اگه سال 57 به صورت واقعی نظام پادشاهی به پایان رسید احمدی نزاد میخواد به صورت نمادین یک بار دیگه این پایان را تکرار کنه و نام خودش رو در کنار نام کوروش در تاریخ قرار بده. و حالا بعد از یک سال تلاش برای جلوگیری از آبگیری سد سیوند و در حالی که هیچ نهاد داخلی و خارجی نتوانست سدی شود در برابر این سد در واپسین لحظات این کودکان و نسل فردای ایرانند که به صدا درآمدند و حق خویش را میخواهند و میپرسند آیا میخواهید جوابشان را همانطور که به معلمهایشان دادید بدهید؟ اوین بند کودکان هم دارد؟ آقای رئیس بچه ها منتظرند

نمیخواهید جوابشان را چه بدهید؟

کوروش آسوده بخواب فرزندانت بیدارند.

ای ایران ، ای مرز پر گهر ، از فرزندان پاک طینت سرزمینت حمایت کن که اینچنین آگاهانه به دفاع از میراث گرانبهای تاریخی و طبیعی سرزمینشان پرداخته اند. دیروز ۱۶۰ نفر از این جوانان  در برابر سازمان میراث فرهنگی و در اعتراضی  زمزمه سرود غرور آفرین ای ایران ...، عرق میهن پرستی خود را به منصه ظهور رساندند.

پ.ن: آنکه خون کوروش در رگانش جاریست امضا کند.

پ ن۲: تشکر میکنم از همه ی بزرگان و ایرانیان که فریاد ننگ بر تو باد را برآوردند. بخصوص جامعه ی بلاگری ایران . کوروش به شما فرزندانش افتخار میکند.

پ ن۳: لطفا تنها چند لحظه از وقت خويش را به نجات پاسارگاد اختصاص دهيد و اين جمله ي ساده و کوتاه را به ميل يا فكس(يونسكو)ارسال فرماييد ...

...."Please save Pasargad The city and mausoleum of Cyrus the Great”....

fax : 33-1-45 68 55 70.....E-mail: wh-info@unesco.org....

اهورا مزدا نگهدارتان

ماجراهای من و ممد و جامعه ی بلاگری ایران.

در 2:28 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Sunday April 1, 2007
مخصوص بانوان و مادران
خوب دیگه الوعده وفا . نوبت اون عیدی ها رسید .میخواستم یه خورده زودتر این کارو انجام بدم .اما به علت شلوغی های عید و مهمانان ریز و درشت نوروزی آن هم از سرار ایران و جهان به مشکل برخورد کردم. خدا بخواد خاطرات این چند وقته رو هم مینوسم که خودش یک داستان پر ماجراست.

بریم سر اصل مطلب.چند وقت بود به چند تا از دوستان مثل مامان تینا و سینا قول داده بودم که یک قالب مخصوص خانوما و مادرا طراحی کنم .طبق معمول مشغله ی زیاد مانع شد که من این کارو زود انجام بدم  اما این دو روز اخیر و با کم شدن تعداد مهمانان گرامی من افتخار پیدا کردم که چند عدد قالب طراحی کنم. چون خیلی از خانوما در پرشین بلاگ اکانت دارن تصمیم گرفتم که تمامی این قالب ها رو به سیستم پرشین هم ترجمه کنم. پس هنگام دریافت قالب توجه کنین که توی کدوم سیستم وبلاگ دارین و کدهای مربوط به همون سیستم رو دریافت کنین. انشاالله اگر از این جور قالبها استقبال شد باز هم چند نمونه ی دیگه میذارم.

اولین قالب قالب گل بانو هست و با توجه به استایل تالار گفتمان بانوان طراحی شده. قالب پر سرعته و امکانات خاصی داره. امکانات قالب و در قسمت دریافت میتونین مشاهده کنید.

مشاهده و دریافت قالب

 

قالب دوم قالب مادر و بچه هاست .این قالب هم بسیار پر سرعته . امکانات قالب و در قسمت دریافت میتونین مشاهده کنید.

مشاهده و دریافت قالب

قالب سوم مادرو بچه نام داره .رنگ قالب خیلی روشن و شفافه .سرعت بینهایت بالاست. امکانات قالب و در قسمت دریافت میتونین مشاهده کنید.

مشاهده و دریافت قالب

اگر سوالی داشتین کامنت بذارین تا جواب بدم.

سلطان بانو

در 2:17 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Sunday March 25, 2007
ماجراهای من و ممد چیست؟!
شاید مشکلترین کار برای ما همین یک تعریف باشد. خیلی سخته چیزی رو تعریف کنیم، که اصلا "چیز" نیست! خودش یک اندیشه است، سیال است و در حال تغییر دائم. هرچه دنبالش می دویم که بگیریمش و یک مقدار با دقت نگاهش کنیم، تا بتونیم "تعریف"ش کنیم، هی وول میخوره و لیز میخوره و از دستمون در می ره. انگار اصلا یک جا موندن را دوست نداره حتی چند لحظه برای گرفتن یک عکس یادگاری!
مشکلتر اینه که این سیال ناآرام، خودش هم دائم در تعریف خودش دست می بره! هرچه جلوتر می ره هرچه کاملتر می شه هرچه شناخت بیشتری از جهان اطراف و آدماش پیدا می کنه، برمی گرده و نگاهی دوباره، بر مبنای اون شناخت جدید، به خودش می اندازه و خودش را مطابق با اون تغییر میده. اینه که اگه کسی یک مدت اون رو نبینه و بعد از مدتی دوباره اون رو ببینه، حتما نمیشناسدش!

 

ما یک بار اول حرکت، اون موقع ها که کوچیکتر از این حرفا بود، بهش گفتیم: " بیا با هم باشیم، بیا با هم کار کنیم، توی این دنیای پر از خوبی و بدی!"

گفت: "چی کار کنیم مثلا؟!"

گفتیم: " هرکاری که به نوعی بتونه موجبات تعالی ذهنی نوع بشر را فراهم کنه."

گفت: " امان از دست این حرفای گنده گنده. سنگ بزرگ علامت نزدن است!"

گفتیم: " سنگ بزرگ یا کوچیک، بالاخره اهل زدن هستی یا نه؟"

گفت: "اهل زدن که نه، بیشتر اهل گفتگو هستم! ولی حالا یه مدتی باهاتون میام، آزمایشی. ببینم مرد عمل هستین یا از اونایی هستین که فقط شعار می دین.... ."

و از همونجا شد که با هم شروع کردیم . اولاش توی یک صفحه ی صورتی ساده، که بهمون اجاره داده بودند. ماجراهای من و ممد ، از اینجا شروع کرد، با مساحتی کمتر از یک نیم نگاه! سوژه ی کار مباحث اجتماعی بود حالا به هر زبونی. اونجا شروع کردیم گل هایی رو پرورش دادن، و میون شماها پرت کردن. بعد از مدتی دیدیم بچه ها یکی یکی از راه می رسند:

- " آقا باغبون نمی خواین؟"

بعد دو تا دو تا می اومدند، بعد چند تا چند تا، بعد......

یه جوری شد که ما تا چشم به هم زدیم، دیدیم این "ماجراهای من و ممد" داره باد می شه، گنده می شه، هی از این طرف و اونطرف، پروانه ها می آن می شینن رو شاخ و بالش. یهو شروع کرد "یورتمه" رفتن. یه تکون محکم هم به خودش داد و ما رو انداخت پایین! البته ما از دمبش محکم گرفتیم و ولش نکردیم، ولی اینطور شده که ما رو کشون کشون داره با خودش می بره.

"ماجراهای من و ممد" حالا شده حاصل سیلان روح جمعیه همراهاش. حاصل برآیند ذهنی خواننده ها، نویسنده هاو...... . دیگه حرف ما رو هم خیلی نمیخونه! و چقدر اینجوری خوبه. چقدر خوبه که یه جایی باشه یه عده با هم فکر کنند، همدیگر رو " دوست" داشته باشند، و برای این فکر کنند که عده ی دیگری ساخته بشند، که با هم فکر کنند، و همدیگه رو دوست داشته باشند و ....

یعنی میشه یه روز این موج همه ی زمین رو بگیره، همه جا رو پر کنه، بعد، از زمین سرزیر شه، بریزه پایین، عرش رو هم بگیره!

میگم مثل اینکه سنگش خیلی بزرگه ها، این طور نیست؟!

- امروز ماجراهای من و ممد از فقط یک ماجرا گذشته، از شعار عبور کرده و با در اختیار داشتن یک وبلاگ مادر به انضمام روز نوشت و یک خبر گزاری فعال و مهمتر از همه داشتن اولین انجمن تخصصی بانوان در یک فضا و دامنه ی شخصی . و بزرگترین آرشیو قالبهای رایگان و گالری در کمتر از یک سال روز به روز به سمت تعهدات و پرورش گلهایش کوشش میکند .

پینوشت: دوست عزیز ، آره با خود بزرگت هستم . به خودت سخت نگیر ... هنوز مونده تا بزرگ شدن و درست شناختن فقط ای کاش دیر نشه واسه بزرگتر فکر کردن و بزرگ تصمیم گرفتن . من راهمو اون بالا مشخص کردم و ادامش می دم . تو بمون تو فضای کودکانه ی خودت. بدرود برای همیشه.

حرفهای بی ربط:

خدایا دوست دارم ، نه واسه خودم ، واسه اینکه حقیقت رو برام نگهداری. واسه اینکه همیشه لبخند می زنی.

ممد رضا

در 2:07 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Wednesday March 21, 2007
عمو نوروز اومده

تیک تاک تیک تاک .من دارم تموم میشم.از یه طرف تاپ توپ تاپ توپ ( صدای قدم .به نظر شما صدای قدم همینطوریه) من دارم میام.

چه لحظه های نشاط انگیز و اضطراب آوریه رفتن تو سال جدید .چه رویای قشنگیه اومدن بهار. چقدر شادی بخشه گذاشتن یک سال پشت سر با یه کوله بار خاطرات دو نفره ی شاد. همین دیروز بود که همگی خونه ی مادر بزرگ واسه شام عید جمع شده بودیم (دوباره فردا باید بریم شام بخوریم) گل میگفتیم و گل میشنیدیم. به سال جدید که فکر میکنم یه شادی کوچیک ته دلم می جنبه.میگه اگه بدونی سال آینده چی دارم واست.بهش میگم شادی یا غمگین ؟ میگه مگه نمیبینی چقدر شادم .بعد رو به خدا میگم خدایا یعنی میشه شادی بدی؟ بعد میگم من تنهایی شو دوست ندارم واسه همه میخوام .واسه ممدم میخوام واسه مریض ها میخوام واسه این دوستم میخوام واسه مامانا میخوام واسه گرفتارها میخوام… اصلا چی میشه همه از اینا زیاد داشته باشن ؟؟؟؟ ما میخوایم . از حرف خودم خندم میگیره. بعدش میگم خوب مگه چیه .کجاش خنده داره؟ اونجاش که همه شاد باشن.یه جایی خوندم غم و شادی از طرز نگاه ما به وجود میاد پس زیاد هم غیر ممکن نیست. حتی میشه به بدترین اتفاقات هم با دید مثبت نگاه کرد فقط باید بخوایم.پس مشکل از دادن و ندادن خدا نیست مشکل از خودمونه .مثل همیشه. فکر کنم کل بدبختی های آدما از خودشون باشه.خدا که ما رو دوست داره. دنیا رو هم زیبا آفریده. همه چیز واسه همه ( به تعداد ) آفریده. این وسط خودمونیم که کار شکنی میکنیم مثلا یک عده حق خوری میکنن و یک عده گرسنه میمونن. پس ایندفعه که غصه دار شدی ببین کجای کارت ایراد داره.

عید نوروز مبارک باشه.با آرزوی شادکامی در سال جدید واسه ایرانیان داخل و خارج کشور .

ماجراهای من و ممد

پ ن یک : لوگوی انجمن بانوان رو عوض کردم ( هورااااااا) در تعطیلات نوروز هم کارای ویژه ای داریم . در این ارتباط واسه همه ایمیل دادم.اگه امتیازتون از دیگران کمتره من چیکار کنم خوب ؟ خودتون تنبلی کردین و بیخبر موندین از من گفتن بود.

پ ن دو : آخه من چقدر بگم ما روزنوشت داریم .عزیزان من دلبندانم اگر وبلاگ ما پینگ شده بود و مطلبی در قسمت اصلی وجود نداشت شما به سمت راست صفحه بالا قسمت روزنوشت مراجعه کنید .اون موقع با متن روزنوشت مواجه میشین.فداتون بشم من یک کمی دقت کنید.

پ ن سه : فکر نکنین کارت پستال نوروزی یادم رفته ها دیروز آماده بود اما از بس این کارای آخر سال زیاده تا الان نتونستم آپ کنم ببخشین دیگه چند تا از نمونک هاشو میذارم اینجا با مراجعه به قسمت گالری میتونین بردارین


پ ن چهار :بازم واستون عیدی دارم فقط چون سرم شلوغه فرصت میخوام .اگه بدونین چیا دارم ؟ الان احساس بابانوئل بودن بهم دست داده.

پ ن پنج : شرمنده ما یه مدتی اصلا براتون کامنت نذاشیتم .انشاالله در آینده جبران میشه این ممد بیاد خودم خدمتش میرسم ولی بمیرم الهی از کار زیاد خیلی خسته شده .از همین تریبون اعلام میکنم : همسر عزیزم خسته نباشی.


دریافت کارت پستال نوروزی

در مورد این پیوست: من معذرت میخوام واقعا ببخشیدا اما خیلی خندم گرفت. اول واسه اینکه یک انسان باید به چه حد از استیصال برسه که بگه منم بلدم .دوم از کامنتهای اون کسی که مثلا اومده بود طرفداری به یاد دوستی خاله خرسه افتادم .به ایشون هم بگم یادم نمیاد در مورد موضوع به این بی اهمیتی با کسی حرفی زده باشم.در کل مهم برای من فقط دفاع از دوستم بود و نظر کسی برام اهمیت نداره چون خودم خودمو و دوستانم منو خوب میشناسن.

در 2:00 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Sunday March 18, 2007
خدایی هست که همه چیز را میبیند

تو نه دیدیش و نه میشناسیش اما من هم دیدمش و هم میشناسمش.

یه دختر صاف و ساده با صورت گرد و چشمای سیاه و براق.نمونه ی پاکی و صفا.حتی یک تار موهاشو نمیتونی ببینی. وقتی باهات صحبت میکنه تو چشمات زل نمیزنه با نجابت و یک لبخند گه گاه واسه تایید با سر تاییدت میکنه. بار اول که میبینیش اصلا احساس غریبگی نمیکنی.صداش تن خاصی داره محکم و استواره. اگه باهاش دوست بشی از ته قلبش دوست داره اصلا اهل رنگ و ریا نیست.مشخصه که از ته قلبش عشق می ورزه. نمونه ی یک دختر کامل ایرانی.با نجابت با حیا.آبروش از هر چیز براش مهمتره . در تمام زندگیش برای نجابتش و حفظ اون تلاش کرده. از اون دخترایی که هر کس آرزوی دوستی پاکش و داره و هر مردی آرزوی داشتنش.

وقت ازدواج دختر قصه مونه.اون عاقل و بالغه .همه ی فکراشو کرده.همه ی اعتقاداتشو در نظر گرفته. از هر کس به مسائل دینی خودش آگاهتره.اون خوب رو از بد به بهترین شکل ممکن تشخیص میده.اون آدم دمدمی مزاجی نیست دوتا جوون با دلهای پر عشق و احساس. با ذهن و عقلی که هرگز تصمیم احساسی نمیگیره.با چشما و دلهایی که پاکه و یک تصمیم بزرگ.یا او و یا هیچ کس.در اولین فرصت خانواده ها با خبر میشن چون دختر خانوم با نجابت ما هیچ وقت هیچ چیز رو از خانوادش مخفی نمیکنه.کم کم وقت ازدواجشون میرسه در این حین دختر خانوم وبلاگنویسی میکنه و از خاطراتش با اولین و آخرین عشق زندگیش مینویسه.یک روز معتدل اسفند ماه یک کامنت در وبلاگش میبینه:

توسط: نیما و تانی...

پنجشنبه 24 اسفند1385 ساعت: 3:17

شما مگه با هم نامزد نیستین هنوز؟ آخه خاطراتتون جدا از همه... من فکر میکردم که نامزدین... و اون پستی که پسر شجاع از مانتو خریدنتون با هم گفته بود، مطمئن شده بودم که نامزدین... ولی خاطراتتونو جوری نوشتین که معلومه هنوز خونواده هاتون از ارتباطتون خبر ندارن .شاید فضولی باشه... ولی بهتر نیست تا قبل از اینکه به هم محرم بشین، یه سری کارا رو نکنین؟ از نظر شرعی فکر کنم اشکال داشته باشه... باز به خودتون مربوطه ها... ولی چون میدونم آدمای مقید و مذهبی هستین، اینا رو گفتم...

دختر قصمون به فکر فرو میره .مگه این دوستم در این مدت طولانی و با این همه ماجرا که در شادی و غم هم داشتیم من و نمیشناسه. منظورش از یک سری کارها چیه !!! یعنی فکر میکنه من آدم خوبی نیستم.یعنی فکر میکنه من باری به هر جهتم. و در جواب اینو مینویسه :

تانی عزیز ...

باید بگم که همونطور که تو پست "سفرنامه ( قسمت سوم ) " گفتم ما هنوز عقد نکردیم ... و همونطور که از نوشته ها هم معلومه خانواده ی ما خبر داشتن ... و فکر نمی کنم بیرون رفتن با هم و یا صحبت کردن و خرید کردن دو نفر که می خوان تا چند وقت دیگه ازدواج کنن اشکالی داشته باشه ... حالا ما که انشالله به زودی هم جشنمون رو میگیریم .... ماه محرم و صفر برنامه هامون رو عقب انداخت ...ولی می تونم بپرسم منظورت از " یه سری کارا " چیه ؟! .... نه کار خلاف شرع کردیم ونه خلاف عرف ... و اگه حرفهامون جداست از هم ... چون تو هر لحظه هر آدمی حسش جداست ... و ما این مطلب رو گفتیم که هنوز محرم نیستیم ... ولی هر جا که بیرون بودیم با هم بودیم و بازم این مسئله تو نوشته ها معلومه ... ما هم در حد خودمون اعتقادات خودمون رو داریم ... و می دونیم که چطوری بر خورد کنیم .

(برای اطلاعات بیشتر این پست و کامنت های مربوط به این پست رو مطالعه کنید )

هر کسی درکش از دین در یک حده .یکی فقط در مرتبه ی تشخیص حرام و حلال میمونه یکی در مرتبه ی محرم و نامحرم و یکی تا حد انسانیت پیش میره. اما واقعا دین و مسائل شرعی برای چیه ؟انسان باید یک انسان میشد و تنها دلیلی ظهور پبامبران و احکام دینی همین بود.آیا دین به ما اجازه میده هر موقع دلمون خواست دل کسی رو بشکنیم و در عوض بهش امر به معروف و نهی از منکر کنیم. من که یک انسانم هرگز به خودم اجازه نمیدم با نیش کنایه کسی رو امر به معروف کنم چه برسه به خدا که ارحم راحمینه.

در اینجا خانوم کوچولو شروع کرد به دفاع از خودش. مسلمه هر کسی که به خودش اعتقاد داره از کارش هم دفاع میکنه .نباید انتظار داشت کسی که انقدر مواظب رفتار و حرکات خودشه و خودش رو کنترل میکنه از کنار هر حرفی به سادگی بگذره. مگه آبروی یک دختر نجیب چیزه کمیه که نخواد ازش دفاع کنه .اون هم دختری که در طول زندگیش بیش از هر چیز به نجابتش اهمیت داده.

اینجا بود که یک سری ... ( نمیدونم چه اسمی برای این افراد انتخاب کنم )دست به کار شدن و به دفاع از تانی شروع به زیر سوال بردن خانوم کوچولو کردن البته نمیدونم خانوم کوچولو هنوز این کامنتها رو تایید کرده یا نه اما خودم کپی کردم و اینجا میذارم تا بخونین .اونایی که خانوم کوچولو را خوب میشناسن میدونن که این کامنت ها تا چه حد توهین کننده هستند.

شنبه 26 اسفند1385 ساعت: 11:16 توسط:ستاره

منم سلام نمی کنم

چون ارزش سلام کردن نداری!

خیلی این حرف رو دلم مونده بود که بهت بزنم

ولی به احترام تانی گلم هیچی نگفتم

ولی الان که می بینم

انقدر بی ادب تشریف داری

اون چیزی رو که مدت هاست میخواستم بگم رو الان می گم

تو و پسر شجاعت نه تنها با هم نامزد نیستید

بلکه فقط دوست دختر و دوست پسر هستید

و اینجا از حسادتی که از داداش نیما و تانی عزیزم کم نیارید

خودتونو نامزد معرفی کردید

و حاضرم سر سیبیل بابام قسم بخورم که خونوادتون هنوز خبر از ارتباط غیر شرعیتون ندارن

تانی عزیزم توی کامنتش گفته( ولی جاهایی مثل این قسمت که: آقا امین وقتی میاد در اتاق شما تو هتل، خیلی راحت میتونه با تو صحبت کنه، ولی با پدرت صحبت میکنه... ) ولی تو به همین قسمت اشاره کردی و با بی ادبی موضوع حموم بودنت رو گفتی

ولی یادت رفته که پسر شجاعت همش برا شام و ناهار گفته که خانومی و بابایی و مامانی چند میز جلوتر بودند اگه شما نامزدید پس چرا جدا از هم غذا می خوردید؟

خانوم

مردم رو خر فرض کردید؟

نه جانم

اگه کسی چیزی نگفته

فقط حرمت نگه داشته

تانی عزیزم هم چیز بدی نگفته که تو دور برداشتی

از قدیم گفتند چوب رو که برداری گربه دزده خودش فرار می کنه

تا تانی یه حرفی زد

تو هول برت داشت

چون خیلی دروغ بافتید به هم و تحویل مردم دادید

لباس خریدنتون اشکالی نداره

ولی پسر شجاعت از ماه شدنت و ناز شدنت تعریف کرده

یعنی با ولع همه جاتو دید زده که حالا هم از ماه بودن همسرش!!!!؟؟؟؟!!! اومده برا دیگران حرف زده

بی غیرتی بیداد می کنه

یه جا هم که گفته با چهره ی زیبای خانوم کوچولو عذاشو خورده

بی غیرتی تا کجا؟

همه باید بدونن که همسرش!!!!!؟؟؟؟؟؟ زیبا و خوردنیه؟

شما از عشق نیما و تانی فقط کلمات عاشقانشو یاد گرفتید

و تازه به شکل نا صحیح هم ازش استفاده می کنید

برید عشق واقعی رو یاد بگیرید

نه فقط حرفای عاشقانه رو

شنبه 26 اسفند1385 ساعت: 13:21 توسط:ترنم

کامنت من به ضررت بود که تایید نکردی؟


شنبه 26 اسفند1385 ساعت: 15:40 توسط:مهپاره

به حماقتت و به شعور نداشته ت خندیدم

چون تانی برات مراسم اش پشت پا گرفته بود

فکر کردم خیلی عاقلی

ولی وقتی دیدم به خاطر یه حرفی که تانی زده

و هیچ اشکالی هم در نصیحت یا راهنماییش نبوده

اینجور پرو شدی و به همه پریدی

فهمیدم که تانی خیلی شخصیتش والا تر و برتر از اون چیزیه که ما فکرشو می کنیم و تانی چون خودش بزرگه از همه هم به خوبی یاد میکنه ولی بعضی از دوستاش باری به هر جهتن هر جا که به نفعشون باشه تانی رو بهترین ادم میدونن و هر جا که به ضررشون بشه می گردن تا ازش عیب و ایراد بگیرن

مسخره س واقعا

تو نه احترام بزرگ عزیز رو گرفتی

و نه مامان پیشی و جوجو و ترنم رو

توهین به شخصیت نیما و تانی

جوابی میخواد بزرگ و توجیهی میخواد بزرگتر

توهین به دوست عزیزم مامان پیشی و جوجو هم میاد روش

هیچ حرفی در مورد نامزدیت نمی زنم

در صورتی که خیلی چیزها رو فهمیدم

ولی به من مربوط نمیشه که بگم

کل این کامنت ها و این بی حرمتی هایی رو که به خانوم کوچولو شده رو میتونین در این پست بخونین.این حرفها همش رو به زنی بود که من اون اول توصیفش کردم.یک لحظه درنگ و تامل عرق شرم رو روی پیشونی آدم میاره. واقعا متاسفم.خوب این زیاد مهم نیست همیشه و در هر زمان آدمهایی پیدا میشن که عقلشون به چشمشونه و برای خوش آمد کسانی که میشناسن دست به هر کاری میزنن ( حتی به قیمت زیر سوال بردن شخصیت دیگران ).مهم اینه که این افراد تمامی کامنت هایی رو که خانوم کوچولو تایید نکرده بود رو در وبلاگ همراز کپی کردن و از همه بدتر صاحبان این وبلاگ این کامنت ها رو در این پست تایید کردند. این چه مفهومی میتونه داشته باشه. تایید یک چنین توهین هایی یعنی تایید رفتار این اشخاص و یعنی اینکه صاحب وبلاگ با نظرات اونها موافق بوده که تایید شده.

نمی خوام یک طرفه به قاضی برم و رفتار کسی رو تایید کنم اما اینجور لشکر کشی و آزار روحی کسی فقط و فقط نشان بیرحمی میتونه باشه.روابط عاطفی یه چیز کاملا شخصیه و هدف خانوم کوچولو ایراد گرفتن از کسی نبوده همون طور که شما هدفتون انتقاد نبوده.خودتون تصور کنین هر کسی دوران آشنایی با همسرش یک سری رفتار های خاص داره که خاصه اون دورست .هر کسی باید در دورانی از زندگیش جوونی کنه که اگر این کارو نکنه ادم سالمی نیست و حتما مشکل روحی داره.حالا فکرشو بکنین که بعد از مدتی کسی این رفتارتون رو به رخ تون بکشه .چه احساسی پیدا میکن. اولین واکنش یک انسان سالم جبهه گیری و دفاع از خودشه.همونطور که خانوم کوچولو از خودش دفاع کرد .البته در جاهایی به علت حمله های شدیدی که بهش شده بود عصبانی شده بود و حرفهایی زد که مطمئنا از ته قلبش نبوده.هر کس ندونه فکر میکنه که خانوم کوچولو رو نمشناسین.اون همون کسیه که در هر زمانی برای هر کدوم منون کاری کرده.بله شما هم کارایی کردین اما این جواب دختریه که از دوستاش فقط انتظار کمی دلگرمی و همدلی داره. اینه جواب کسی که میگه میترسم آه بکشم و خدا بشنوه و دوستام طوریشون بشه. چند نفر به یه نفر . زشته واقعا زشته. وقتی میتونیم در مورد یک مسئله نظر بدیم که از هر نظر آگاهی داشته باشیم و کل جریان رو بدونیم.چند ایراد شرعی گرفته شده که ناشی از ناآگاهی از واقعیت امره .

همسر ( همسر خطاب میکنم چون از نظر من اونا زن و شوهر حساب میشن.وقتی دو نفر همدیگه رو از ته دل دوست دارن و فقط همون یک نفر تا پایان عمر تو زندگیشون وجود داره و حتی اگه تنها بمونن تا آخر عمر به همدیگه وفادار میمونن چه اسمی میتونه داشته باشه. ازدواج که فقط هم آغوشی دو تا اسم در یک دفتر کهنه نیست)خانوم کوچولو برام یک ایمیل دادند. و اون چند مسئله رو برام موشکافانه توضیح دادند.

اول بگم که از نظر من نگاه عاشقانه و ... برای دو نفر که تا چهار روز دیگه باید جشن بگیرن اصلا چیز مهمی نیست که اگر نباشه جای شک داره .چطور دو آدم که همدیگه رو با عشق ندیدن میخوان با هم ازدواج کنن .ازدواج بدون علاقه ! تعریف از سیمای یار: از هر چیز تعریفی باید تعریف کرد البته با حفظ حدود که دل کسی نلرزه .که بیچاره پسر شجاع دو کلمه در این ارتباط نوشته بود همین.اگه کسی از این حرف دلش بلرزه دیگه خیلی مشکل داره.

اینا نظر من بود حالا از لحاظ شرعیش رو مینویسم برای اونایی که چسبیدن به فرع دین.

یکی پرو مانتو.اولا مانتو اندامی نبوده که اندام زن رو مشخص کنه.ثانیا یک نظر حلاله.اون هم برای دو آدم که قصد ازدواج دارند اون هم به صورت صد در صد. ثالثا نگاه فقط برای تایید خرید بوده نه برای عشوه گری.

مطلب دیگه ای که عنوان شده بود جدا غذا خوردن بود که اونم پسر شجاع برام کاملا شرح داده: در غذا خوری آقایون یک طرف مینشستن و خانوما یک طرف ( اگر خودتون هم به کربلا تشریف ببرین متوجه میشین) اما تقریبا این دو قسمت به هم نزدیکه طوریکه میتونن همدیگه رو ببینین.

یه مسئله بی غیرتی رو یکی عنوان کرده بود. کسی که این رو نوشته از وبلاگ نویسی و کلی وقایع و مستعارنویسی بیخبره و توضیح دادن برای یک چنین آدم بی منطقی رو در شان خودم نمیدونم.

دلم نمیخواست یک چنین اتفاقات بچه گونه ای رو به وبلاگمون بکشم اما دیدم دفاع از یک دختری پاکدل که مظلوم واقع شده و همه ی اونایی که میگن دوستشن ازش دفاع نمیکنن از هر چیزی مهمتره.

اگر ببینم اینجا هم کسی کامنتی بذاره که بوی نفرت ازش بیاد بدون اینکه حتی بخونم ماله کیه و چی نوشته و حتی کوچکترین فکری دربارش حذفش میکنم .ممکنه تعدادی نکات رو فراموش کرده باشم که در این مطلب بنویسم چون خیلی طولانی شده به محض اینکه یادم اومد و توضیح خواست یا به مطلب اضافه میکنم یا اینکه در کامنت ها مینویسم.

سلطان بانو

در 1:33 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Tuesday February 6, 2007
شما بگید چی بنویسم این بالا...!!!

همی سلام و بسی علیک میتقدیمونم بر مخاطبان همچین تیریپ ایول این محفل با صفا... مدتی بود که لنگ و پاچه ی خویشتن را بر روی لاین احساس نمیکردیم و در فراق و بازم فراغ یاران افسرده نمود می نمودیم. و از دور و نزدیک زجه ها و آه هایی میشنیدیم به این فرم : کجایی ممد که به گل نشستگانیم و در ادامه اش می شنیدیم... وای... خدا خفت کنه ممد... الهی جیز جیگر بگیری! معلوم هست این مدت کدوم گوری هستی؟!

-بابا این همه مدت کجا بوده ؟ همش دو هفته هم به طول نینجامید... خب حالا بابت اونم از کل جمعیت عذر خواهی و طلب آمرزش می نمایم..!

-تیکه ی خاطره مانند: دیشب در شعاع ۴۰-۳۰ متری سی و سه پل نشسته بودیم و گذر عمر را از زیر پای مردمی که بی هیچ توجهی از آن میگذشتند ( ما زیر پل و اونا رو پل) مشاهده میکردیم که جسمی از بالای پل به زیر سقوط نمود و دلمان به شدت از نظاره ی این منظره گرخید و نخ کش شد . دخترکی بود زیبا روی ... اما این بار او مرده بود ( کسی هلش نداده بود روزگار هلش داد ...پاهاش سست بود ... نتونست بایسته..)

-تیکه ی تیریپ وضعیت قرمزی: خطر حمله ی نظامی آمریکا جدیست.

ـ تیکه ی آه از ته دلی: سد سیوند را آبگیری کردند اگه روزی از کنارش گذشتم و دیدیم سوراخ شده انگشتمو توش نمیکنم تا بشم ممد فداکار . کجایی کوروش تا ببینی این نئشگان قدرت چه بر سر ایرانت آورده اند. فرزند ایران نیستم اگر خاموش بمانم.

- تیکه اخلاقی: ( نداریم..!)

بله شرمنده اخلاق غیر ورزشکاریتون تیکه اخلاقیمون به ته دیگ برخورد کرد

-تیکه ی بی ربط:(امشب...!)

شايد از فردا كنار خيابان خوابيدم ،
شايد از فردا لقمه نانم را گدايي كردم ،
شايد از فردا برهنه ميان شهر چرخيدم ،
شايد همين فردا نعشم را بر بستر لجن ،
در جوي متعفن پيدا كرديد ،
اما خودمانيم ؛

امشب عجب هواي خوبيست !

امضا : ممد رضا

موندگاریم به موندنتون

در 1:20 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Saturday January 20, 2007
شروع به کار تالار گفتمان گل بانو

بله به امید خدا ما از امروز کار تالار گفتمان رو به صورت رسمی آغاز میکنیم. امیدوارم که همتون خوشتون بیاد و بتونین از قسمت های مختلف اون استفاده کنین. منتظر حضور تک تک تون در تالار هستم.

انجمن تخصصی بانوان : گل بانو
حمایت از ما : من به عنوان مدیر سایت از همگی دوستان و بخصوص بانوان خواهش دارم که برای حمایت از این انجمن پرچم حمایتی یا لوگوی حمایتی انجمن گل بانو رو در وبلاگشون قرار بدن تا هم دیگران با خبر بشن و هم بتونیم از اطلاعات بیشتری بهره مند بشیم. اگر بلد نیستین کدها رو در قالبتون جاگذاری کنین آی دی و پسورد وبلاگتون رو برام ایمیل کنین تا خودم براتون بذارم. کد لوگوی حمایتی : کد لوگو رو میتونین در هرجا از قالب وبلاگتون که مایل بودین قرار بدین.

کد پرچم حمایتی : برای قرار دادن پرچم حمایتی در وبلاگتون کافیه که کدهای زیر رو بعد از تگ بادی در کدهای قالب وبلاگتون قرار بدین .( برای پیدا کردن تگ بادی در قالب وبلاگتون کافیه از بالای کدها فقط سر خط ها رو نگاه کنین بعد از چند خط در سر سطر این کد رو پیدا میکنین و کد پرچم رو دقیقا بعد از این کد قرار بدین.)

یوزربار انجمن بانوان : دوستانی که عضو فروم ها و انجمن های دیگه ( و همین طور همین انجمن بانوان هستند) میتونن با قرار دادن یوزر بار انجمن گل بانو در امضاشون در فرومها از ما حمایت کنند. میتونین از کدهای زیر برای قرار دادن یوزربار در امضاتون استفاده کنین.


اول از همه لازمه که یه توضیحاتی در مورد چیستی تالار گفتمان بدم چون ممکنه خیلی ها در این زمینه اطلاعاتی نداشته باشن.تالار گفتمان یک تالار مجازی یا یک انجمن مجازی برای بحث , گفت و گو و حل مشکلات و موضوعات متنوع دیگست. امروزه تالارهای مجازی نقش عمده ای در رفع مشکلات و تبادل نظر ها در دنیای اینترنت دارند و خیلی از مردمی که (مردمی که دسترسی مستقیم و فوری به نیازشون ندارن و خواستار بهره مندی از نظرات دیگران در هر موضوعی هستند )نیاز به دریافت اطلاعات دارن از این تالارها استفاده میکنن.

در مورد تالار گفتمان گل بانو : تالار گفتمان گلبانو یک فروم اینترنتی مختص بانوان و با حضور آقایونه. این فروم از بخش های متنوع و مورد نیاز بانوان تشکیل شده و هدف اصلی از تاسیس این فروم رفع مشکلات و پاسخ گویی به نیاز بانوان به صورت آنلاینه. البته این بدان معنی نیست که آقایون نمیتونن در این فروم رفع مشکل کنن یا اینکه پاسخ اونها داده نمیشه. در واقع خانومها در این فروم در اولویت قرار دارن.این فروم از بخش های متنوعی تشکیل شده که میتونین ببینین. البته شما هم میتونین برای ایجاد بخش های جدید در این فروم پیشنهاد بدین (در قسمت انتقادات و پیشنهادات فروم پیشنهادات و نظراتتون رو بنویسین)

بخش های مختلف فروم گل بانو :

1 : اولین قسمت در رابطه با انجمن هست و با توجه به دو تالار مشخص شده (اخبار و اطلاعیه ها و انتقادات و پیشنهادات ) کاملا مشخصه این دو قسمت به چه علت ایجاد شده. در قسمت اخبار و اطلاعیه ها مدیران انجمن اخبار انجمن رو بیان میکنن و شما میتونین با خبر بشین. در قسمت انتقادات و پیشنهادات با بیان نظراتتون میتونین به ما کمک کنین و مدیر سایت و یا مدیران بخش ها در صورت لزوم برای شما در عنوان ایجاد شده توسط شما توضیح میدن.

2 : قسمت فن زندگی : مدیر این بخش جناب دکتر میری هستن .این قسمت برای رفع مشکلات زندگی ایجاد شده و از سه قسمت متفاوت (دل مشغولیهای روزمره , مشکلات بزرگ در عین حال کوچک , با همسرم مشکل دارم چون ...) تشکیل شده توضیحات رو میتونین در خود انجمن بدست بیارین.

3 : آشپزی : فکر نکنم نیاز به توضیح زیادی داشته باشه .هر مشکل و هر دستور پخت غذایی که در نظرتون باشه میتونین اینجا به جواب برسین.هم مشکلات آشپزیتون حل میشه . هم میتونین غذاهای جدید یاد بگیرین و همینطور میتونین اگر غذای جدیدی بلیدن دیگران رو هم سهیم کنین و با ایجاد یک موضوع جدید غذای خودتون رو به دیگران آموزش بدین.

4 : شیرینی پزی : دقیقا همه فعالیت های قسمت آشپزی اما در مورد شیرینی ها و دسر ها انجام میشه.برای توضیحات بیشتر به خود فروم مراجعه کنین.

5 : قسمت متفرقه : این قسمت برای مسائل جنبی ایجاد شده که شامل چند قسمته :

الف :گفتگوی آزاد (گفتگو در رابطه با هر مطلبی .یعنی میتونین در مورد هر مطلبی که به ذهنتون میرسه موضوع ایجاد کنین و شروع به بحث کنین.)

ب : نکات آرایشی بهداشتی ( در مورد نکات آرایشی بهداشتی و هر مطلبی در این زمینه حتی آموزش میتونین سوال کنین یا تاپیک ایجاد کنین)

ج : وبلاگ (در رابطه با وبلاگ و وبلاگ نویسی , معرفی وبلاگها و حل مشکلات وبلاگ .انجمن های زیر گروه: معرفی وبلاگها , وبلاگ نویسی و حل مشکلات وبلاگنویسی)

د : موضوعات فنی در ارتباط با اینترنت و کامپیوتر (اینم که دیگه نیاز به وتوضیح نداره میتونین سوالاته فنی کامپیوتری و اینترنتیتون رو سوال کنین و همین طور آموزش هم بدین)

منتظر حضور پر مهر شما در تالاز گفتمان گل بانو هستیم

در 12:43 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Saturday January 13, 2007
شما چی میدونین ؟

متوجه شدین که این چند روزه حضور من و ممد یه کوچولو کم رنگ شده؟ علت داره عرض میکنم خدمتتون. راستش یک سری تحولات بزرگی داره رخ میده. مدتی هست که آقای مبین زاده کوچک قبول کردن که اسپانسر ما باشن در تمامی قسمتهای سایت و وبلاگهامون. به این منظور که ما قسمتهایی از خدماتمون رو به هاست مجزا انتقال بدیم و کلا از سرویس های رایگان استفاده نکنیم.بعدا از ریز کارها با خبرتون میکنم.

حتما یادتون هست اون انجمنی که تشکیل شده بود و تازه داشت شکل میگرفت بله انجمن تخصصی بانوان رو میگم. تصمیم بر این شده که یک سایت کاملا مجزا و تخصصی بشه و یک تالار گفتمان حرفه ای شکل بگیره. که من فکر میکنم یک نیاز اساسی بود .البته توضیحات در مورد این تالار گفتمان رو در یک پست جداگانه براتون مینویسم و همین که تالار گفتمان آماده شد آدرس اون و توضیحات مربوطه رو برای همه ارسال میکنم.

خوب حالا همگی توجه کنین : به نظر شما یک تالار گفتمان ( forum یا انجمن ) چیه ؟ به چه کاری میاد ؟ شما در مورد فروم (forum) چی میدونین ؟

اینم یه سوال اضافه برای خانوما : تا به حال به جایی فکر کردین که بشه خیلی از مشکلاتتون که مستقیم به خانوما هم مربوط میشه رو اونجا حل کنین ؟ دوست دارین جایی باشه که بتونین سوال کنین و زود به جواب برسید. دوست دارین مکانی در اینترنت وجود داشته باشه که بتونین دستور غذا , نکات خونه داری , شیرینی پزی و یا هر چیزی که مربوط به خانوما میشه رو اونجا پیدا کنین ؟ و در آخر تا به حال به جایی فکر کردین که همیشه چند نفر باشن برای بحث و تبادل نظر ؟

لطفا همگی به این سوالات جواب بدین.اینبار قسمت اصلی این پست در کامنت ها شکل میگیره و من و ممد اگه کامنتها نیاز به جواب داشت جواب میدیم.موفق باشین

سلطان بانو

در 12:39 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Saturday December 30, 2006
عیدی شما قالب

یک قالب تمام مینیاتور با کلیه ی امکانات لازم برای یک بلاگر هم آماده شده که میذارم برای فروش .هر کسی که خواست میتونه درخواست بده به صورت کامنت یا ایمیل. نام قالب هست درویش و کسی که اونو میخره میتونه تغییرات دلخواهشو بگه تا براش انجام بدم.قیمتشم با توجه به ظرافت زیادی که قالب داره ارزونه.قیمت هست ۲۰ هزار تومان. سرعت لود قالب بالاست.امکاناتی از قبیل تابلوی گفتمان و باقی قضایا هم به خریدار داده میشه.

نمای دور قالب

در 12:33 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Sunday December 10, 2006
چند کلمه حرف

خیلی وقت بود که میخواستم به آقای شیرازی ایمیل بدم و در مورد یک سری پیشنهاد باهاشون حرف بزنم .هر چند ممکنه که توجهی نشه اما من این کارو کردم که بعد پشیمون نشم. متن کامل اون ایمیل رو میذارم توی ادامه ی مطلب که بخوینین.

یک سری حرف و مطلب هم بود که چند وقتی میخواستم یک فرصتی پیش بیاد دربارش با هم حرف بزنیم .فکر کنم الان فرصت خوبی باشه.اول اینکه یه معذرت خواهی واسه اینکه چند وقته من کمتر میام پیشتون (در واقع فقط ممد میاد) من مطالب بیشتر وبلاگها رو میخونم اما فرصت کامنت گذاشتن ندارم.اما جالب اینجاست که هر شب با ممد ساعتها در مورد مطالب وبلاگها با همدیگه بحث میکنیم .واقعا واسه خودم متاسفم که نمیتونم تو وبلاگای خوشگلتون کامنت بذارم. حتی وقت نکردم چند تا از کارای جدیدمو بذارم تو قالب.چند تا مبحث هم مغزمو بدجور گرفتار کرده که دلم میخواد دربارش بنویسم.انشاالله از پستای بعدی دربارش مینویسم.یادمه یه زمانی من و ممد سر مطلب نوشتن به همدیگه تعارف میکردیم اما حالا با همدیگه سر مطلب نوشتن دعوامون میشه .

خوب نکته ی اول .اگه توجه کرده بودین خبرگزاری کار خودشو با یک انرژی مضاعف شروع کرده و کم کم داره بازدیدهای خودشو بالا میبره. همونطور که میدونین ما یه سیستم تبلیغاتی در این وبلاگ داریم یعنی هر کس لینک خبرگزاری رو توی وبلاگش بذاره وبلاگش در نوبت مشخص تبلیغ میشه .نمونشو میتونین توی خبرگزاری ببینین. اگه ممکنه به ما در لینک دادن به خبرگزاری کمک کنین ما هم از خجالتتون در میایم.

همونطور که قبلا گفته بودم ما به چند تا خبرنگار هم احتیاج داریم که براشون یک سری مزایا هم به مرور زمان در نظر گرفتیم. اگر کسی واقعا میبینه به این کار علاقه داره و در هفته میتونه حداقل 5 خبر بنویسه ما رو خبرکنه تا براش اکانت درست کنیم .بعد از یک ماه کار به صورت آزمایشی میتونین کار خودتونو ادامه بدین.

نکته ی دو : خیلی ها در مورد تبادل لینک صحبت کرده بودن .من این موضوع رو به وضوح توی اون لینک منوی اصلی به اسم تبادل لینک کامل توضیح دادم فکر نکنم دیگه جای شبهه باشه.

نکته ی سه: یک سری قالبهای جدید در نظر گرفتم که به زودی به آرشیو اضافه میکنم .قالبای خیلی عالی و جذابی هستن.در مورد اون قالب مشکی هم تو نوبته انشاالله کار مردمو که راه انداختم اونم میذارم واستون.

نکته ی چهار : نمیدونم چند نفر تو جمع ما از فروم ها (انجمن ها) ی اینترنتی استفاده میکنن. انجمن یا فروم (forum) دقیقا مثل یک اتاق میمونه که موضوعات مختلفی بحث میشه و همیشه افرادی اونجا هستن که به سوالات شما جواب بدن.شما میتونین خیلی از مشکلاتتون رو اونجا به صورت آنلاین حل کنین.(این یک نمونه فروم پزشکیه با سرچ تو گوگل میتونین فروم های مورد علاقتون رو پیدا کنین). معمولا هر کس در این فرومها واسه خودش یک امضا داره و از یک سری عکس هم استفاده میکنه که نشون دهنده ی علایق و و بسایت های مورد علاقه ی شخص میشه. یک مدل از این عکس ها یوزربار (userbar) نامیده میشه .ما برای تمامی قسمتهای سایتمون یک سری یوزربار طراحی کردیم که از این به بعد میتونین در فرومها در قسمت امضای خودتون بذارین.برای قرار دادن اونها در امضاتون پس از وارد شدن به قسمت کنترل پنل خودتون .روی قسمت ویرایش امضا کلیک میکنین و بعد راحت مثل ورد (word) یوزر بار رو (دقیقا مثل عکس) وارد میکنین و بعد اونو به قسمت مربوطه لینک میکنین.

که به گالری لینک کنید

به وبلاگ ماجراهای من و ممد لینک کنید


به خبرگزاری کیلویی لینک کنید


به قمست قالب رایگان لینک کنید

ایمیل من به اقای شیرازی

سلام آقای شیرازی.حالتون خوبه؟

تولد بلاگفا مبارک باشه.امیدوارم بتونین خوب نگهش دارین و روز به روز به مزیتاش اضافه بشه.

من یکی از کاربراتونم. چهار سالی میشه که وب نویسی , برنامه نویسی و طراحی میکنم و حدود یک سالی میشه که مهمان بلاگفا شدم.البته قبل از اون با توجه به دیدی که نسبت به بلاگفا داشتم خیلی ها رو از سرویس های خارجی به بلاگفا فرستادم و دست آخر خودمم اومدم.تا حالا خیلی کارا واسه بلاگفا کردم اما مطمئن باشین انتظار تشکر یا هر چیز دیگه ندارم.فکر کنم تجربیاتم در مورد وبلاگ به درد شما بخوره و پیشنهاداتم برای بهتر شدن بلاگفا خیلی کارساز باشه. هر چند من 98 درصد احتمال میدم که شما هیچ توجهی به نوشته ی من نکنین اما به خاطر همون دو درصد و علاقه ای که به بلاگفا داشتم این مطلب و نوشتم. خیلی وقته میخوام این کارو بکنم اما فکر کردم اگر مناسبت خاصی باشه بهتره و از پیشنهادات من برداشت دیگه ای نمیشه.

چرا بلاگفا هنوز بعد از دو سال به شکل کلیشه ای خودش ادامه داده؟

فکر میکنم شما در این مورد برنامه هایی دارین.اما شاید هم بخواین ظاهر بلاگفا تا چند سال دیگه همینطور بمونه.به نظر من در حال حاضر بلاگفا امکاناتش کمه و همینطور طراحی صفحات کاربری خیلی یکنواخت , سرد و بی روحه.یکی از دلایلی که بلاگفا پرطرفداره اینه که استفاده از اون خیلی ساده و آسونه و به نظر من هر کسی که چت کردن و استفاده از ایمیل رو بلد باشه به راحتی میتونه در بلاگفا حساب کاربری درست کنه و شروع کنه به وبلاگنویسی.این دلیل میتونه برای کاربران مبتدی بلاگفا خیلی جالب و قانع کننده باشه اما نظر کاربران حرفه ای بلاگفا ( که البته تعداد زیادی حرفه ای هستن طبق تحقیقات من) تامین نمیکنه.خوب اگر بخوایم امکاناتی در حد ورد پرس برای بلاگفا تامین کنیم خیلی عالی میشه .اما در عین حال از سادگی بلاگفا کاسته میشه.

راه حل من : در صفحه ی کاربری سنتی بلاگفا دکمه یا لینکی برای ارتقا بلاگفا به ورژن بالاتر قرار بدین.انوقت هر کسی که دوست داشته باشه و یا استفاده رو بلد نباشه از ورژن سنتی استفاده میکنه و هر کس هم انتظارات بلاتری داشته باشه میتونه از ورژن جدید استفاده کنه.

چرا شما از سیستم های دیگه عقب افتادین؟!!؟

هر چند بلاگفا هنوز در صدر پراستفاده ترین سیستم بلاگنویسی فارسی قرار داره اما آیا این مقام و میتونه حفظ کنه؟ به نظر من اگه به همین روند ادامه بده نمیتونه. رقبای بلاگفا تمهیداتی به کار بردن. از جمله اضافه کردن جذابیت به سرویس هاشون که میتونه کاربر مبتدی (که خیلی از وبلاگنویسها و انرژی بالقوه آینده رو شامل میشه) گول بزنه.وقتی مبتدی عزیز متوجه میشه اشتباه کرده که یه آرشیو بزرگ رو دستش مونده و نمیتونه کار دیگه بکنه.

راه حل من : شما هم جذابیت اضافه کنید .جذابیت های به روز و امکانات خارق العاده و تصور نکردنی.باید امکان انتقال آرشیو از تمامی سرویس ها هم امکان پذیر باشه (البته باید روشی برای این کار انتخاب بشه که ساده باشه و مردم زود بفهمن چی به چیه).بهتر نیست امکاناتی مثل خبرنامه , یک کانتر ساده در قالب , نظر سنجی , ترک بک و امکان ویرایش و اصلاح و تغییر در قسمت کامنت و جستجو در وبلاگ! رو به کاربراتون بدین.

جنگ بین کاربر بلاگفا و بلاگفا بر سر تبلیغ بلاگفا!

امسال بیشتر با کاربراتون سر گذاشتن تبلیغ جنگیدین تا اینکه به بهتر شدن سیستم فکر کنین. چرا کاربرا نمیخوان این تبلیغ توی وبلاگشون باشه؟جواب خیلی سادست بنر وبلاگشون رو کاملا خراب میکنه دیر حذف میشه و سطح طراحی تبلیغات بسیار بسیار آماتوی و در حد پایینه (به جز در چند مورد معدود) .جوابتونو توی پستهای قبلی در این مورد دیدم اصلا قانعم نکرد.درسته همه همون اول قبول کردن که شما میتونین توی وبلاگشون تبلیغ بذارین اما کسی فکرشو نمیکرده که انقدر مزاحم باشه چون در مورد شکل تبلیغات و دفعات و باقی جزئیات اصلا از کاربر موافقت گرفته نشده.دیدم که گفتین با صرف هزینه ی اندک اونو حذف میکنین.اما خیلی ها (اکثر خاطره نویسها که فکر کنم 50 درصد شایدم بیشتر کاربران بلاگفا رو تشکیل بدن) حاضر نیستن واسه مثلا درج یه خاطره پول اندک هم بدن و راحت میرن در یک سرویس بدون تبلیغ که این روزا زیاد هم شده ثبت نام میکنن.

راه حل من : بلاگفا انرژی بالقوه ی زیادی برای تبلیغ گذاشتن داره.بدون اینکه قالب بچه ها خراب بشه بدون اینکه از درآمد بلاگفا کم بشه.بدون اینکه کسی آزرده بشه .چند جا برای تبلیغات وجود داره که هیچ کس و اذیت نمیکنه و همینطور ممکنه کاربر رقبت بیشتری به کلیک روی اونها کنه.

پنل کاربری: معمولا وقتی کاربر داره پست میذاره مغزش از همیشه فعالتره و بیشتر به صفحه توجه میکنه تا وقتی که فقط اومد واسه یکی کامنت بذاره.معمولا کاربرا وقتی واسه کسی کامنت میذارن تند تند یه چیزی تایپ میکنن و سریع صفحه رو میبندن و میرن سراغ 20 سی تا وبلاگ دیگه ای که باید کامنت بذارن دیگه تبلیغ بماند .تبلیغات پنل کاربری باید عریض و باریک باشه و شکیل.حرکت زیاد مناسب نیست چون بازم مزاحمت ایجاد میکنه .معمولا ما با چیز مزاحم میجنگیم تا اینکه باهاش کنار بیایم.

تبلیغات در کامنت دونی : بیشتر کاربران وقتی وارد یک وبلاگ میشن (معمولا اونایی که کارشون وبلاگنویسیه و به تبلغات بلاگفا هم دیگه عادت کردن) اول میخوان ظاهر قالب وبلاگ و برانداز کنن تبلیغ روشو گرفته پس اونو میبندن وبا یک نگاه کوتاه میرن سراغ پست و در چند دقیقه اونو میخونن.بیشترین زمانی که صرف میکنن تقریبا توی کامنت دونیه .بخصوص اینکه خیلی ها توی کامنت دونی چت هم میکنن.بهتر نیست تبلیغات باریک و خوش ساختی رو در لابه لای کامنت ها اضافه کرد.البته به شرطی که سرعت کامنت دونی پایین نیاد.

تبلیغات متنی کوتاه (فقط یه دونه) در ساید بار sidebar :ساید بار میتونه بهترین جا برای تبلیغات باشه بدون اینکه قالب و به هم بریزه و کسی رو اذیت کنه.البته همین هم اگر بزرگ و عکس دار باشه آزار دهندست.پس باید با انصاف یک تبلیغ متنی جالب و مطمئنا موثر در ساید بار گذاشت.معمولا کاربرا دنبال لینکاشون یا چیزای جذاب توی ساید بار میگردن و تبلیغ در اون قسمت میتونه خوب جواب بده.

لینک انتقال از قالب به صفحه ی تبلیغات: میشه یک صفحه طراحی کرد که چند مرتبه داشته باشه.مرتبه ی اول و بلاترین مرتبه تبلیغات کوچک و تصویری (که هزینه دارند) قرار بگیره .مرتبه ی دوم کمی ارزون تر باشه و مرتبه ی سوم رایگان برای کاربران بلاگفا باشه. این لینک در تمامی صفحات قالبها قرار بگیره .البته یک لینک معمولی و ساده که وبلاگنویس رو آزار نده.مطمئن باشین همه به علت دیدن تبلیغشون داوطلبانه به اون صفحه مراجعه میکنن و شما میتونین بدون جنگ با کاربرا اونا رو به دیدن تبلیغات پولی هم تشویق کنین.

صفحه ی اول بلاگفا : در این صفحه از همه ی پتانسیل صفحه برای تبلیغات استفاده نشده و میشه با گسترش صفحه و رنگ بندی جدید کارهای خیلی بهتری کرد.لبته تمایم این کار بدون ضربه زدن به کار اصلی صفحه ی اول.اگر ظریفتر خواستین بدونین نظرم چیه بگین تا توضیح بدم.

فکر کنم این چند تا راه که من پیشنهاد دادم همگی بتونه جای اون تبلیغ رو در بالای وبلاگ و روی بنر رو بگیره.

در مورد کامنت دونی : به نظرم بهتره بشه اگه کاربر بتونه اونو ویرایش کنه مثل قالب.کاربر بتونه از صورتک های خودش استفاده کنه و واسش کد نویسی کنه.اگه بشه کاری کرد که بتونیم آی پی کسی رو در کامنت دونی ببندیم خیلی عالی میشه.

اگه چیز دیگه به نظرم دسد بعدا براتون پست میکنم.راستی ممنون که اون سرور رو درست کردین خیلی بهتر شده.حتما اینا قبلا به فکر خودتون رسیده ولی من گفتم دوباره بگم بد نباشه.ممنون از توجهتون.

در 12:18 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Friday November 17, 2006
!!!؟؟؟؟

اندکی سکوت...!!!
لختی تامل...!!!!!!!
این پست به خاطر یه مهربون از امروز اینگونه خوانده شود...
اندکی خنده..!!!
لختی شادی...!!!!
طور دیگه خوانده شود پیگرد قانونی داره ها ...!!!!!

در 12:01 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   1 نظر
           
Friday October 20, 2006
تا آخر با تو میمانیم..

با عرض ادب و احترام خدمت جناب آقای شیرازی :
بارها گفته ایم و باز هم تکرار میکنیم که بلاگفا نیرومندترین کارآمدترین و مطمئن ترین سرویس وبلاگ برای ما ایرانیان بوده هست و امیدواریم که در آینده نیز اینگونه باشد . مطمئن باشید که تمام زحمات و مرارت هایی که تاکنون شخص شما برای بهتر بودن این سیستم با دل و جان تحمل نموده اید از چشمان تیز بین کاربران پنهان نمانده و نتیجه ی همه ی این خستگیها و زحمات امروز این است که بلاگفا قدرتمندترین پرطرفدارترین و پر جمعیت ترین سرویس وبلاگ ایرانی و پر بازدید کننده ترین سایت ایرانیست که تا به حال در ایران فعالیت کرده. بارها شاهد آن بودیم که دوستانمان از سرویسهای دیگر به بلاگفا نقل مکان کرده اند و این باز هم دلیلی بر برتری بلاگفاست .
امروز خوشحالیم از اینکه میبینیم مدیریت بلاگفا نگرانی ما کاربران را از کم شدن اعتبار بلاگفا حس میکنند و دلسوزانه و معقولانه به ما پاسخ میدهند و هر روز در جهت رفع این مشکلات تلاش میکنند هرچند که در این راه با کم مهری برخی از دوستان مبنی بر اینکه ما دست نشاندگان دشمنان بلاگفا هستیم رو به رو بودیم اما میدانیم که آنان نیز دوستدار بلاگفا هستند و ما دوستدار تمام آنهایی که بلاگفا را دوست دارند و همینجا از طرف همه ی امضا کنندگان آن فرم اعلام میکنیم که هیچ سرویسی در حد رقابت با بلاگفا وجود ندارد چون بلاگفا مدیری چون علیرضا شیرازی دارد که بلاگفا را یک تعهد میداند نه یک تفریح و کاربرانی چون ما که تا آخر با بلاگفا میمانند.
با تشکر
ماجراهای من و ممد
متن ذیل پاسخ جناب شیرازی به همه ی دوستداران بلاگفا نویس است :

مرا دریاب تا آخر
روز زیبایی است برای پاسخ به سوالات یا نظرات دوستان و خوانندگان این وبلاگ، اگرچه معتقد بوده و هستم که این وبلاگ شخصی علیرضا شیرازی است و نه پایگاه اطلاع رسانی درباره سایتهای تحت مدیریتم اما با اینحال در چنین روزهای خوبی هیچ چیز بعید نیست و بنابراین آنچه خواهید خواند پاسخی است در حد و حوصله این وبلاگ بر برخی انتقادات و سوالات خوانندگان و دلسوزان سایت

1.نظرات:برخی خوانندگان معتقد بودند که نبایستی بخش نظرات این وبلاگ همراه با تایید توسط نویسنده باشد و به نوعی در راستای آزادی بیان خواستار باز بودن و نمایش هم نظرات ارسالی بودند. معتقدم که محتوای بخش نظرات یک وبلاگ نیز همچون نوشته های یک وبلاگ میتواند بیانگر دید و شخصیت نویسنده باشد. خواندن بخش نظراتی که در آن کلمات توهین آمیز و رکیک نمایش داده شده است میتواند باعث آزار خوانندگان و نویسنده وبلاگ شود و متاسفانه گاهی شاهد چنین نظراتی در وبلاگ خویش بوده ام از طرفی فکر میکنم امکان تایید نظرات در واقع نوعی مدیریت بر محتوای بخش نظرات وبلاگ است. بسیاری از دوستان مسائل و مشکلات شخصی خود (مثل فراموش کردن کلمه عبور و...) را مطرح میکنند یا گاهی شاهد نظرات تبلیغاتی و یا بی ارتباط با نوشته های این وبلاگ هستم. من نظرات ارسالی را می خوانم و در صورتی که ارتباطی با این وبلاگ و نوشته شخصی من داشته باشد جهت نمایش تایید میکنم.

2.تبلیغات:بارها اعلام کرده ایم که اگر فردی تمایلی به حذف تبلیغات از وبلاگش دارد میتواند درخواست خود را برای ما ارسال کند (ایمیل) تا بررسی و در صورت امکان تبلیغ از وبلاگ ایشان حذف شود و تاکنون دهها درخواست بررسی و بصورت رایگان تبلیغات از وبلاگ حذف شده است . همچنین این امکان را داریم که برای همه کاربران سایت و با دریافت هزینه ناچیزی تبلیغات را حذف کنیم.
در مورد محتوای تبلیغات، قاعدتا همانطور که در بسیاری از رسانه های دیگر نیز این قضیه صدق میکند بخش بازرگانی مستقل از دید مدیریت رسانه فعالیت میکند و نمایش تبلیغات در یک رسانه به معنای تایید آن توسط مدیریت رسانه نیست. قاعدتا آنچه به عنوان تبلیغ توسط سایت و در بالای وبلاگها نمایش داده میشود به معنای تایید آن توسط من یا همکاران دیگرم و یا وبلاگ نویسها نیست.آنچه در چهارچوب قوانین رسمی مورد تایید باشد و یا منعی در آن نباشد توسط سایت نمایش داده میشود و حتی آنچه به عنوان سی دی آموزش هک و... تبلیغ شده است توسط پست جمهوری اسلامی ایران تحویل داده میشود و انواع مشابه آن در هر فروشگاه نرم افزاری پیدا می شود و حداقل تاکنون از هیچ مرجع رسمی درخواستی برای حذف تبلیغ فوق نداشته ایم.

به خاطر بسپاریم که هزینه این سایت توسط من و همکار دیگرم پرداخت میشود و به عنوانی سایت خصوصی و مستقل نیازمند آن هستیم تا بخش بازرگانی و کسب درآمد سایت را تقویت کنیم تا علاوه بر تامین هزینه های سایت امکان توسعه آنرا و احیانا برخورد با بحرانها و مشکلات احتمالی را نیز داشته باشیم.بر این باورم که سایتی که دارای استقلال مالی است امید بیشتری به ادامه فعالیت خود خواهد داشت.

3.مشکلات حقوقی: این سایت در طول زمان فعالیت خود درگیر پرونده های حقوقی متعددی در زمینه محتوای وبلاگها بوده است که خوشبختانه با کمک مشاورین حقوقدان و توضیحات داده شده تاکنون مشکلات به نفع سایت به پایان رسیده است. صرف ادعای یک نفر در رسانه نیز نمیتواند دلیلی بر مشکل حقوقی بر مالکیت سایت بود و این قضیه آنقدر برای ما روشن است که حتی نیازی به صرف وقت و درگیری رسانه ای برای آن ندیدیم. زمان خود بهترین روشنگر است و بدانید اگر فردی دلایل محکمه پسندی داشت هرگز در رسانه ها ادعا نمی کرد و دلیلی هم بر نگرانی کاربران نیست دیدیم که ادعای فیلتر کردن سایت در دو هفته هرگز عملی نشد و به شما قول می دهم هرگز براساس ادعای چنین افرادی سایت فیلتر نخواهد شد و من همچنان در خدمت شما هستم.

3.کار،کسب یا تفریح: این سایت نتیجه روزها، شب بیداریها و ساعتها وقتی است که صرف آن شده است، تک تک خطهای برنامه سایت را من نوشته ام و بارها و بارها آنها را مرور کرده ام و بهینه کرده ام.شرایطی بوده است که در طول سه روز و سه شب تنها کمتر از پنج ساعت آنهم پشت کامپیوترم خوابیده ام تا بتوانم عملکرد سایت و سرور آن را نظارت کنم و مشکلات احتمالی را برطرف کنم و شرایطی مشابه نه یک بار بلکه بارها اتفاق افتاده است. دیگر دریافت احضاریه دادگاه به خاطر محتوای یک وبلاگ برای من عادی شده است. به خاطر مطالب وبلاگها، کلانتری و دادگاه رفته ام و
بارها تهدید و برخورد بد معاونین و مسئولین و حتی افراد معمولی را تحمل کرده ام.اگر اینها را تحمل کرده ام، اگر از ساعات تفریحم زدم تا مشکلات سایت را برطرف کنم، اگر در مسافرت تفریحی اکثر وقت خود را در کافی نت صرف نظارت برای سایت کردم اگر وقتی که چشمهایم را عمل کرده بودم با وجود تاری دید و تاکید بر استراحت در تاریکی وقت زیادی را صرف حل مشکلات سایت کردم به خاطر عشق و ایمان به کارم بوده است. این سایت و بسیاری از چیزهایی که توسط من ایجاد شده برایم بسیار عزیز و ارزشمند هستند و تا آنجا که لازم باشد از صرف وقت، انرژی و هزینه برای آنها دریغ نخواهم کرد و بگویم هم این چیزها عزیز و ارزشمند برای من ارزشی ندارد اگر روزی فردی به خاطر استفاده از این سایت بازداشت شود. حال فکر می کنید اینها تفریح من است و یا نشسته ام گوشه ای و پولهایم را که از تبلیغ دزدی و ترور در سایت بدست آوردم می شمارم ؟ اگر اینگونه فکر میکنید فقط می توانم بگویم کم لطفی میکنید.

اینها را گفتم که در آخر بگویم برای هر صفحه خطایی که کاربران سایت می بییند بسیار شرمنده ام و بدانید که این مشکلات برای ساعتی کار در سایت را برای شما سخت میکند، روزها و شبهای مرا تباه میکند. هر کاربری که این سایت را به عنوان میزبان وبلاگ خود انتخاب میکند به نوعی نتیجه زحمات مرا انتخاب کرده است و این برایم افتخار است و خود را مسئول مشکلاتی میکنم که به خاطر نقص کار من ایجاد شده است.

در 11:52 PM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Friday October 13, 2006
بیانیه مشترک بلاگفا نویسان

در جریان مشکلات هشت ماهه ی سیستم سرویس وبلاگ فارسی بلاگفا با هماهنگی جمعی از بلاگفا نویسانی که هنوز هم معتقدند بلاگفا بهترین سرویس دهنده یوبلاگ فارسی است بر آن شدیم که بیانیه ای را در جهت رفع مشکلات و اصلاح این سیستم به اتفاق امضا کنیم به امید آنکه باز هم بلاگفا اقتدار همیشگی خود را در اذهان حفظ کند . و بدین منظور فرم تنفیذی را تدارک دیدیم تا با امضا یکایک کاربران محترم بلاگفا قدمی در جهت رفع این مشکل برداشته باشیم و از مدیزیت محترم بلاگفا جناب شیرازی صمیمانه خواستار آن هستیم که توجه خاصی به بلاگفا که ما به شدت نگران کاسته شدن منزلت و اعتبار آن هستیم داشته باشند.
در ضمن از همه یکاربران محترم خواستار آنیم که بنر تدارک دیده شده که در سمت چپ و بالای این وبلاگ میبینید در وبلاگ خود تا زمان حل این مشکلات استفاده کنند .»»»لینک اعتراض و امضا کردن«««
متن بیانیه به شرح زیر است :

هوالحکیم جناب آقای علیرضا شیرازی مدیریت محترم سایت بلاگفا
متنی که در ذیل می آید حرف بسیاری از کاربران سرویس بلاگفا می باشد که امروز به صورت هماهنگ ابراز می شود.امیدواریم این بار هم مثل گذشته به این انتقادات جواب دهید.

مدت زیادیست که کاربران بلاگفا به دیدن این متن عادت کرده اند.

مشکلی در اجرای برنامه یا عملیات درخواستی پیش آمده است.

شاید این مشکل به خاطر بروز رسانی سایت باشد،لطفا درخواست خود را دقایقی دیگر تکرار کنید و اگر همچنان مشکل ادامه داشت آنرا به ما اطلاع بدهید.

البته این تنها یکی از مشکلات اخیر کاربران بلاگفا می باشد.تبلیغات زننده و سطح پائین در وبلاگ ها ٬ مشکل در بروز رسانی وبلاگها‌ ٬ مشکل در سیستم نظرات وبلاگ ها و مشکلاتی از این دست مدتیست که گریبان گیر بلاگفانویسان شده است.قبلاْ هم گفته ایم که ما به بلاگفا ایمان داریم و این سیستم را بهترین می دانیم ولی با رویه جدید سایت خیلی از این اعتماد ها کم رنگ شده اند.دیگر کار بجائی رسیده که کاربران برای رهائی از دست تبلیغات تاسف بار سایت دست به دامان کدهای مختلف شده اند تا شاید بتوانند کلاس کاری خود را حفظ کنند.خیلی ها به سیستم های دیگر نقل مکان کرده اند و گروهی هم پشت دست خود را داغ نموده اند و برای همیشه با سرویس های ایرانی خداحافظی کرده اند.کسانی که دوست دارند در عوض انجام تعهدات خود شاهد انجام تعهدات مدیریت سرویس خود باشند.و این بار هم شاهد هستیم که یکی از بهترین سایت های ایرانی به چالش کشیده شده است.
قضیه فروش سایت و ترس از مسدود شدن سایت به اندازه کافی با اعصاب کاربران بازی کرده است.پس مدیریت سایت لااقل با حفظ کیفیت خود این امید را به کاربران خود بدهد که در انتخاب خود اشتباه نکرده اند.شاید روزی بلاگفا یک پروژه ساده بود و شاید یک تفریح ولی اکنون به عنوان بزرگترین منبع وبنویسی فارسی (به گفته مدیریت سایت) دیگر تفریح نیست.یک تعهد بزرگ است که باید بر آورده شود.

جناب آقای علیرضا شیرازی
شما در قبال اعتماد کاربران خود مسئول هستید.همانگونه که خود قبلاْ گفته اید.
مدیریت و سیاستها یک هدف مهم برای سایت بلاگفا حفظ حریم کاربران و نویسندگان وبلاگهاست و در حقیقت چنین هدفی را برگ برنده سایت میدانیم و از همین رو سعی شده است تا حداقل اطلاعات از کاربران در سایت به ثبت برسد و حتی بخشی از آن بصورت کد شده نگهداری شود. مدیریت بلاگفا متعهد است که هیچگونه اطلاعات خصوصی از کاربران خود را در اختیار هیچ موسسه یا فرد حقیقی ویا حقوقی قرار نخواهد داد. بلاگفا در ایران مدیریت میشود و سعی داریم تا شرایطی فراهم باشد تا خدمات سایت بدون هیچ مشکلی ادامه داشته باشد و ضمن اعتماد به کاربران سایت آرزو داریم تا آنها نیز شرایط و هنجارهای فرهنگی و سیاسی موجود در کشور ایران را در نظر داشته باشند. امیدواریم هرگز اتفاق نیافتد اما وبلاگهایی که به نحوی باعث ایجاد مشکل برای سایت و مدیریت آن شوند مسدود خواهند بود و باز تاکید میکنیم که مدیریت سایت نسبت به حفظ حریم و اطلاعات خصوصی کاربران خود را مسئول میداند.
ما سعی خود را می کنیم که به تعهدات خود عمل کنیم ولی شما ...مطمئن هستید که در این مدت به تعهدات اولیه خود عمل نموده اید؟؟؟
----------
در پایان لازم است یادآور شویم که این متن تنها نقدیست (نه اعتراض) مانند گذشته!!!
(انتقاد قبلی به مدیریت بلاگفا :اشکالات بلاگفا را برطرف کنيد... )دوست داریم که به اعتماد خود افتخار کنیم...
و باز هم میگوئیم :اکنون ما کاربران بلاگفا (که اعتقاد داریم بهترین سیستم وبلاگنویسی ایرانی است) خواهان آنیم که مدیریت بلاگفا نیز سعی در بهبود و ارتقای کیفیت خدمات خود نماید.و سعی در مرتفع نمودن مشکلاتی نماید که این چند ماه گریبانگیر کاربران بوده است.
Å خوب برای اینکه از این پرچما بذارین تو وبلاگتون باید این کد ها رو بردارین و بعد دقیقا بذارین بعد از تگ در قالب و بلاگتون.من این پرچما رو در دو اندازه درست کردم که هر کسی بر طبق میل خودش انتخاب کنه. و هیچ کدوم فرقی نداره بجز در اندازه.یادتون باشه باید بذارین بعد از این کد برای اینکه اونو پیدا کنین از بالای کد ها و فقط سر سطرها رو دقیقا نگاه کنین اونوقت اونو میبینین.اگر نتونستین بذارین پس ورد وبلاگتون رو بذارین تا براتون بذارم.


لینک دریافت کد پرچم ها

در 6:17 PM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Wednesday October 11, 2006
بلاگفای زخمی و بی نوای من

امروز چند بار این پیغامو دیدین؟ دیروز چند بار؟ طی شش , هفت ماه گذشته چند بار این پیغام خطا رو زیارت کردین.بیست بار ؟ ده بار ؟ یک میلیون بار؟

گفتن تا آخر این هفته درست میشه اما مگه اون دفعه که گفتن اینجور درست شد ؟ اصلا چه ضمانتی وجود داره یا اینکه اگه درست نشه ما چیکار میتونیم بکنیم؟ فقط ایمیل پشت ایمیل کامنت پشت کامنت که در راه رضای خدا یه فکری واسه ما بکنین. تنها جواب مسئولان در طی هفت ماه گذشته (یا شایدم بیشتر ) فقط دو تا پست بوده اونم هر کدوم در پنج شش خط. بدون اینکه معلوم بشه این خرابی ها تا کی ادامه داره.

بلاگفا قدرتمند ترین , پربینده ترین و رایگان ترین سرویس وبلاگی کشور.اینو رو سر در بلاگفا نوشتن:

" بلاگفا یک ابزار قدرتمند برای ساخت و مدیریت وبلاگ است . بلاگفا به شما کمک میکند تا با سرعت و سهولت اطلاعات، خاطرات، مطالب و مقالات خود را در اینترنت منتشر کنید "

اما فکر کنم حالا باید اینو بنویسن "بلاگفا یک ابزار قدرتمند برای ساخت و مدیریت وبلاگ بود . بلاگفا به شما کمک می کرد تا با سرعت و سهولت اطلاعات، خاطرات، مطالب و مقالات خود را در اینترنت منتشر کنید"

من بلاگفا رو دوست دارم.هیچ سرویس دیگری باعث نمیشه که من اونو ترک کنم .اصلا کدوم یکیشون میتونن به پاش برسن؟ پرشین بلاگ با اون سرعتش ؟میهن بلاگ با اون امنیتش ؟ ریواس بلاگ با اون تبلیغ قلنبش؟ آفتاب لاگ با 200 مگ فضاش ؟ بلاگ اسکای با .... .هیچ کدوم نمیتونن.

اما بلاگفای من دیگه اون بلاگفای قدیم نیست. بلاگفای من زخمی شده. مدت سرویسش در شبانه روز از 24 ساعت به 8 ساعت کاهش پیدا کرده. الان خیلی وقته اینطوری شده.

بلاگفای من دیگه پولکی شده . ارزون ترین تبلیغش 60000 تومنه. بلاگفای به یغما رفته ی من بیشتر هکر ها رو تو حریمش راه داده.

بلاگفای سفید و ساده ی من واسه پول , روزانه یه عالمه تبلیغ میچسبونه روی تنش و خودشو خوشحال نشون میده. بلاگفا دیگه واسه وبکم مردم , واسه شماره تلفن مردم ,واسه آی دی مردم دل نمی سوزونه .

یکی نیست بهش بگه حالا نمیشه یه خورده تبلیغاتو خوشرنگ تر انتخاب کنی ؟ حالا نمیشه تبلیغات هر کس و .. رو نزنی رو پیشونیت.حالا که انقدر خانوادت بزرگ شده و سری تو سرا در آوردی و آبرو دار شدی نمیشه دم به ساعت تبلیغ اون خانوم رو که لباسشو به نمایش میذاره رو نشون ندی ؟

خیلی میترسم , میترسم از اون روزی که خیلیهای دیگه که جرات تبلیغ دادن به هیج جا رو ندارن بیان و اینجا تبلیغوشونو بچسبونن.

ما میخوایم به بهتر شدن بلاگفا کمک کنیم .واسه همین میخوایم یه کارایی انجام بدیم .از همه ی دوستان و دشمنان عزیز خواهشمندم حتی به خاطر آبروی وبلاگ خودتون هم که شده کمک کنین.اگرم براتون مهم نیست که هیچی...


در 3:04 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Monday October 2, 2006
وقتی آدم وبلاگ مینویسه

من در مورد وبلاگ نویسی یه نظراتی دارم. نمیگم که اونا درستن یا غلط فقط میخوام اونا رو اینجا بنویسم. نظر شما چیه؟ مثل من فکر میکنین یا نه؟ میشه شما هم بگین نظرتون چیه ؟

وقتی آدم وبلاگ مینویسه باید خود خودش باشه.بدون سانسور و ظاهر سازی. وقتی خود خودت باشی خیلی راحتی .اگرم برات مشکل داره که کسی بفهمه تو (یعنی خود خودت ) کی هستی میتونی از اسم مستعار و شیوه های مخفی نویسی استفاده کنی. بعضی ها وبلاگ مینویسن واسه اینکه توی اجتماع اونی نبودن که میخواستن باشن اما حالا یه جایی رو پیدا کردن که میتونن اونی باشن که میخوان (به دروغ) .اما وقتی این کارو بکنی دیگه از وبلاگ نویسی لذت نمیبری.چون آدما دوست دارن مردم اونا رو دوست داشته باشن به خاطر اون چیزی که هستن نه به خاطر اون چیزی که دوست دارن باشن. وقتی بدون خود سانسوری وبلاگ مینویسی میتونی راحت و بی درد سر همه جا در مورد هر مطلبی نظرتو رک و راست بنویسی .میتونی هر لینکی رو که دوست داری به جمع لینکات اضافه کنی.میتونی به وبلاگهایی سر بزنی که واقعا از ته دل دوست داری نه وبلاگهایی که فقط واست کامنت بیشتری میارن. انوقت اون احساس خوب و شیرین و دیرین آزادی میاد سراغت. و دست آخر با وبلاگت پرواز میکنی.

وقتی آدم وبلاگ مینویسه باید نظر دیگران رو با دلش گوش کنه , یا به بیان کلیشه ای باید انتقاد پذیر باشه. هر موقه مطلبی مینویسی باید به این نکته توجه داشته باشی که همه نوع آدمی با فرهنگها و عقاید مختلف این مطلب رو میخونن یک عده تو رو قبول میکنن یک عده به عقلت شک می کنن یک عده تو رو دعوا میکنن یک عده میگن این بی فرهنگه یه عده ... و همه ی اونها واست نظر مینویسن.بالاخره هر چی باشه تو هم یکی از همون عده ها هستی و نظرت فقط با یک گروه جور در میاد. اینجا ممکنه حالِت گرفته بشه یا اینکه خوشت نیاد همه واست نظر بدن . اما حالا بیا تصور کن که همه ی آدما فقط موافق تو باشن فکر نمی کنی یه خورده دنیای وبلاگت بیمزه تر از اونی شده که باید باشه ؟ از نظر من بهتره نظر همه رو گوش کرد و در آخر یک نتیجه کلی گرفت و یک طرفه به قاضی نرفت حتی اگه نظر مورد نظر یک حرف بی ادبانه باشه.

وقتی آدم وبلاگ مینویسه باید نظرات رو بشماره . تعداد نظرات مثبت , نظرات منفی و نظرات مخالف مهمه . اگه نظرات مثبت بیشتر بود خوب در کل میشه این نتیجه رو گرفت که مطلب تو مورد پسند و تایید اکثریت مردمه.اگه نظرات منفی بیشتر بود ,خوب باید در مورد مطلبت بیشتر فکر کنی.اگه نظرات مخالف خیلی زیاد بود بعد از فکر کردن باید در خودت تغییر ایجاد کنی.شاید هم به این نتیجه برسی که همه اشتباه می کنن و تو فقط درست فکر میکنی. اگه به این نتیجه رسیدی کمی در مورد هیتلر هم میتونی فکر کنی.گاهی در موارد نادر پیش میاد که یک گروه از مردم اشتباه فکر کنن اما این مورد خیلی خیلی نادره .پس بهتره زود به این نتیجه نرسیم.

وقتی آدم وبلاگ مینویسه نباید دزدی کنه . وقتی وبلاگ مینویسی و خود خودتم باشی نیاز نیست از چکیده ی افکار دیگران دزدی کنی چون خودت به اندازه ی کافی حرف برای گفتن از خودت و زندگیت و دل مشغولیات داری که نیاز به دزدی نباشه. از نظر من عکس دزد وبلاگ نویس مطلب دزد هم میشه . به نظر شما جزای دزدی در وبلاگ چیه ؟ قطع دست وبلاگنویس ؟؟؟؟

وقتی آدم وبلاگ مینویسه نباید روز شمار تاریخ و تقویم آنلاین باشه . اگر تقویم ایرانیا رو باز کنی هر روز درضمن اینکه یه روز خدا هست یک روز خاص هم هست.پس تو میتونی بدون اینکه حتی به مغزت ذره ای فشار بیاری ویژگی خاص اون روز رو مطلب خودت کنی و چند خط در تایید و تکذیب اون روز بنویسی.به همین راحتی دفتر هزار برگ وبلاگ تو پر میشه . آخر سر اگر یه نگاه بندازی میبینی آنچنان تحفه ای هم نشده .تو خونه ی هممون دست کمش یه دونه تقویم پاره پیدا میشه که از روی اجبار هم مجبوریم در هفته چند بار بهش سر بزنیم.در مورد وقایع تاریخی هزاران فیلسوف و دانشمند و غیره و غیره داد سخن دادن .وقتی موضوع مهمتری به اسم " من " برای بحث بررسی و پیشرفت درونی و برونی وجود داره چرا باید وقتمو برای چیزی که گذشته به هدر بدم.البته تمام وقایع تاریخی در جای خودشون محترم هستن اما از نظر من وبلاگ جای نوشتن چیزهایی بیشتر و بزرگتر و مهمتر از تقویمه. نکته ای که از همه مهمتره اینه : تاریخ آری , تقویم نه

وقتی آدم ( یعنی ممکنه جونوری به غیر از آدم هم وبلاگ بنویسه ) وبلاگ مینویسه ....

سلطان بانو (خوب دلم هوس کرد امروز کابٌی بشم دیگه )

در 3:07 PM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Sunday September 24, 2006
قالب Whitish

این قالب و یک هفته هستش که طراحی کردم اما متاسفانه وقت معرفی نداشتم. یه مژده بدم که دارم چند تا قالب خیلی زیبا ازMT و Wordpress هم ترجمه میکنم که به زودی برای دانلود میذارم. خوب بریم سراغ قالب خودمون به نام Whitish ...

قالب whitish یک قالبه سبک ساده و شیکه که به سبک مدرن طراحی شده . تمامی امکانات بلاگفا به همراه آرشیو همسان قالب از امکانات این وبلاگه. به علاه اینکه در انتهای هر پست امکان پی ام به نوبسنده در نظر گرفته شده. همچنین در کنار هر لینک بالت طراحی شده که زیبایی و تمیزی لینکها رو دو چندان میکنه.

سطح نوشته ها (هم در sidbar و هم در قمست پستها ) عریض در نظر گرفته شده. همونطور که از اسم قالب بر میاد رنگ قالب سفید و خیلی روشنه.

مشاهده ی قالب دریافت قالب

Å اگر توجه کرده باشین قسمت قالبهای رایگان هم به روز شده. دو قسمت جدید اضافه شده. که با این حساب حدود 30 قالب جدید در قسمتهای اصلی اضافه شده. همینطور هشت تا قالب جدید هم به قسمت قالبهای یکی یه دونه اضافه شده.

Å جا داره از آقای مبین زاده به علت همکاری شون در قرار دادن تبلیغ خبرگزاری در وبلاگشون تشکر به عمل بیاد.آقای مبین زاده ممنون از این همه لطفی که نسبت به این وبلاگ دارین.

Å یک تشکر مخصوص واسه داداش امیر (سردرگم) که تا به حال فعالترین خبرنگار ما بودن.

سلطان بانو

در 2:54 PM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Sunday August 27, 2006
افتتاح خبرگزاری کیلویی

عرض ادب داریم خدمت شمایی که به عناوین مختلف اعم از بیکاری یا هر دلیل خوب دیگه زندگی رو رها کردینو چسبیدین پشت شیشه مانیتور و دارین این چرندیات ما که البته درست ترش گاه نوشته های ما رو میخونین

خب ما همراه با عیال مربوطه تصمیم گرفتیم که رو این قضیه که باید در این دنیای مجازی رسالتی داشته باشیم و برای نیل به اون تلاش کنیم بیشتر فکر و سرمایه گذاری کنیم نتایج حاصله هم کماکان راضی کننده بود پس تا اینجا ما تصمیم گرفتیم ببینیم کجای وبلاگ نویسی هستیم که یکی از دوستانمون (استاد احسان صدیقی)طبقه بندی جالبی رو راجع به بلاگرای محترم ارائه دادند ایشون جزو اولین کسانیه که در ایران صاحب سبک هستند واز قدیم الایام میلاگیدند: و شرحی که ارائه داده به قرار زیر است:

برخی خاطره نویسی میکنند که این کار از قدیم مرسوم بوده و به میمنت تکنولوزی از کاغذهای کاهی به وب منتقل شده بعضی دیگر داستان مینویسند و برخی از کارهای هنری و خود ودیگران که همه اینها در دسته وبلاگهای هنری جا میگیرند.برخی وقایع روزمره را مینویسند و نکته سنجی میکنند و نقد بر جامعه و اطراف دارند و در حقیقت نوعی روزنامه نگاری است.برخی دیگر که صاحب نظر و سبک هستند و در حقیقت لیدر جامعه های مختلف محسوب میشوند و با قلم بر تفکرات لایه گذاری می کنند که در مدت زمان خاصی حمایت جمعی را برخوردار میشوند . به خواسته خود خواهی و نخواهی دست پیدا میکنند.
برخی دیگر از دیوار مردم بالا میروند اینگونه که وب گردی را پاسی از شب گذشته آغاز می کنند و هر آنچه زیباست به یادگار (البته امانت) برمی دارند که عده ای رسم ادب بجا می آورند و عده ای دیگر از دیوار پایین می آیند.
برخی دیگر حجویات سر هم می کنند بر سر این و آن فریاد می زنند و بی هیچ منطقی خزاولات سرهم می کنند.
اما عده ای دیگر بر این عقیده اند که ببینیم وبلاگ که می گویند دیگر چیست؟ نکند از بقیه جا بمانیم! و نمیدانند چه کنند و از کجا شروع کنند
پس تصمیم بر این مطلب گرفتیم که جایی رو بسازیم اسمشم بذاریم خبرگزاری کیلویی
خواستیم مجله ای باشه که بهترین بلاگرای ایران سایر بلاگرها را در حوضه ی تخصصی خودشون نقد کنند البته این کار از عهده ی من ساخته نیست ولی سلطان بانو با سابقه ای چهار ساله از سابقه ی پنج ساله ی وبلاگ نویسی در ایران
و داشتن افتخار نویسندگی در وبلاگ خبر چین نخستین مجله ی تخصصی وبلاگ ایران به سر پرستی مجید زهری قول یاری به من دادند اما خب پس از مدتی متوجه شدیم که در جابلاگی قبل از ما اساتید دست به کار شدند و جای اشاره به این نکته هم هست که حضرت مکافات که معرف حضور بچه محلا هستندو من برای ایشون به عنوان یک پیشکسوت احترام زیادی قائلم نیز در جابلاگی حضور دارندو خب مجبور شدیم مسیرمون رو عوض کنیم
حالا ما به یاری حق با روزی شش خبر در سه نوبت کار را آغاز میکنیم از دوستان هم دعوت به همکاری میکنیم و امیدواریم که به زودی خبرگزاری کیلویی جزو بهترین خبرگزاری های فارسی و صاحب سبک قرار بگیره
در ضمن از رفقای بچه محل هم که لینک خبر گزاری را با عنوان خبرگزاری کیلویی و با آدرس www.m4ndm.blogfa.com به لینکدونی خود اضافه کنند کمال تشکر و قدر دانی را دارا هستیمو هر هفته دو تا لینک از بچه های خودمون که در این زمینه ما را یاری کنند در خبرگزاری معرفی میکنیم
امضا: ممد رضا
هیچوقت پیش بینی نخواهید کرد ماجراهای من و ممد چه خواهد نوشت !!
ماندگاریم به ماندنتان

در 3:05 PM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Tuesday August 22, 2006
سرویس ملی افتخار ملی ؟؟؟

از قدیم و ندیم فکر میکردم آدمیزاد باید واسه حمایت از هموطنش هم که شده هر موقه جنس یا هر محصول ایرانی که میاد به بازار بره بخره و کالای مشابه خارجی رو تحریم کنه .لااقل پولش تو جیب ایرانیا بره به از اینه که یه مشت خارجی بخورن. تو اینترنت هم از این قاعده پیروی میکنم .اما ای بابا همیشه باید از کیفیت بنالم.که چنینه و چنانه.مشکل واسه من اولین بار از بریو تولز شرروع شد که توی وبلاگ اولم از اون استفاده میکردم.با اینکه بعضی روزها کلا از کار میافتاد و مشکلاتی داشت اما من مُدارا میکردم و با یه ایمیل به ادمین قضیه تموم میشد.اما بعد از مدتی سایت به کلی فیلتر شد . چند روز پیش دوباره فیلترش برداشته شد اما همه ی آی اس پی ها اینطور نبود که بازم از استفاده از چنین سایتی منصرف شدم.

بعد از اینکه از بلاگر بار و بندیلم و بستم و با ممد اومدیم اینجا خیالم از بلاگفا دیگه تخت تخت بود که همیشه سرویس خوبی ارائه میده. که اونم چند وقته حسابی رو سفیدمون کرده .البته ناگفته نماند که بلاگفا در مورد این مشکل حق داره .چون دارن یه کارایی برای بهتر شدن سایت انجام میدن یک چنین ایرادات جزئی اونم در ساعات خاصی از شبانه روز که مشغول آپدیت سایت هستن قابل تحمله.

سرویس مجید آنلاین هم چند روز حسابی از کار افتاده بود اما خوب انگار دو روزی میشه که دوباره داره کار میکنه.البته همین چند روز از کار افتادگی باعث شد که من یک سریس خارجی صد برابر بهتر رو گیر بیارم که دیگه این مشکلات پیش نیاد.

یک سایت جدید بود که چند روز از سرویس هاش استفاده میکردم البته چون تازه راه اندازی شده نمیشه بر مشکلانتش خرده گرفت اما به هر حال بد نیست یه نگاهی بهش بندازین اما اینم بگم که از 24 ساعت شبانه روز 12 ساعتش و خوب سرویس نمیده.اون 12 ساعت کارایی هم معمولا از 12 نصفه شب شروع میشه.

این دم آخری دلم به بلاگرد خوش بود که حداقلش ما رو از دست بلاگ رولینگ نجات داد که اونم معلوم نیست تو 24 ساعت اخیر داره چیکار میکنه .بازم خدا رو شکر دیشب تا به حال لینک ها رو نشون میده اما آنچنان که از شواهد بر میاد اطلاعات وارد شده از پنج 6 روز پیش کلا از دیتا بیسشون پاکشده. پس نگاه کنین ببینین اگه لینکتون نیست اعلام کنین. هنوز هم مشکل کاملا بر طرف نشده مثلا نمی تونین وارد حساب کاربری خودتون بشین.

آهای عالیجنابان, سرویس دهندگان ایرانی محترم به ما فقیران بیچاره رحمی بیاورید لااقل وقتی سرورتان دچار مشکلی میشه یا اینکه کارفنی دارین انجام میدین قبلش یه اطلاعی به مصرف کننده ی از همه جا رانده و مانده بدهید.

نتیجه گیری:

یک : اگه میخواین وبلاگ بزنین اول از همه به فکر یک سرویس کاملا اختصاصی باشین "کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من"

دو : اگه پول ندارین و دنبال سرویس رایگان میگردین .اول دنبال خارجیش باشین. اون ته مها یه جایی واسه ایرانیا هم بذارین

سه :نزن بابا .اگر میخواین از سرویس ایرانی استفاده کنین اول از کیفیت کارش صد در صد اطمینان حاصل کنین و بعد استفاده کنین.

سلطان بانو

Åدوستانی در مورد قالب و قیمتها سوال کرده بودن .قالبهای ما در قمیتها و امکانات مختلف تهیه میشه حالا من یه بازه میدم خدمتتون که یه مزنه ای دستتون بیاد قالبها از 5 هزار تومان هست تا 70 هزار تومان.

در 1:24 PM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Thursday August 10, 2006
شهرت و هزار درد سر

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما

خواهش میکنم تشویق نکنید قابل شما رو نداشت....بله دیشب که روح لطیفم به اون اوج احساسیه خود رسیده بود ناخودآگاه این یک بیت شعر از قلبم عبور کرد و بر زبانم جاری شد البته با اجازه حضرت حافظ

بله سرقت ادبی

من در مقابل چشمان مسلح و غیر مسلح این بیت رو از حضرت حافظ رو حساب رفاقت دیرینه ای که با هم داشتیم دزدیدم و اینجا به اسم خودم ثبت کردم ملت هم که نمیفهمن

با شمام شازده با شما که برای ابراز وجود اینجا رو انتخاب کردی تا یه جورایی مهم شی خوب آره دیگه وبلاگای پر طرفدار هر از گاهی با مسایلی از این قبیل رو به رو میشن منم اگه یه وبی پیدا میکردم که رنک گوگلش 3 بود حتما اونو واسه معروف شدن خودم انتخاب میکردم واسه این که ملت محترم هم دو زاریشون بیفته توضیحات مختصری ارایه میدم

یه آقایی که خودشو حامی حق و مخالف تروریسم بین الملل معرفی کرده اومده تو این خراب شده ی ما و برای ابراز وجود و خالی نموندن عریضه مدعی شده که از روز ازل تمام مطالب ما سرقتهای ادبی بوده و و گفته که شما رو در انظار عمومی به صلیب میکشمو این صحبتنا فکر کرده اینجا چاله میدونه(خبر نداره که اینجا چاله میدونه)

خلاصه بنده هم گفتم واسه اینکه یه ذره معروف شه و دست خالی از اینجا نره یه پست را اختصاص به ایشون بدم

با اجازه ملت شریف

عمو جون کلیه مخاطبان ما به نحوه ی نویسندگی و سبک نوشتاری من چه در پست ها و چه در کامنتهایی که میشه گفت تو این 1 ساله 10 برابر پستهامون بوده آشنایی کامل پیدا کردن و به راحتی هر کسی که یک ماه با من آشنایی داشته باشه میتونه نوشته های ممد رو از بین یه خروار کاغذ پاره تشخیص بده پس زیاد زور الکی نزن

از سوی دیگه اگرم نوشته های من دزدی باشه پس من واقعا واسه اون ادیب نویسنده متاسفم چون واقعا چرند مینویسه اما خوب بازم باعث خوشحالیمه که بالاخره یه آدم هرچند هم مثل تو ابله اینطور به نظرش رسیده که نوشته های من اونقدر در سطح بالایی هست که بشه بهش انگ دزدی زد و این باعث افتخار و مباهات منه

و در آخر گیریم که ما دزدیم تو رو سننه

عزیزم چون میدونم عشق شهرت داری بهت توصیه میکنم این راهش نیست که بچسبی به آدمای معروف تا از طریق اونا شهرت پیدا کنی هر چند که من خودمم متعجبم که چرا تو فکر کردی که ما اینقدر مشهوریم

در ضمن میدونم به خاطر اون مشکل خانوادگی که با من داری میخوای به نظر خودت با من در بیفتی ولی هنوز اونقدر بزرگ نمیبینمت که بخوام خونمو کثیف کنم پس بعد از این که این پست رو خوندی خیلی مودبانه اینجا رو واسه همیشه ترک میکنی و دیگه پشت سرتم نگاه نمیکنی چون اونموقع میتونم به دلیل ایجاد مزاحمت برای خانوادم به صورت کاملا قانونی و رسمی ازت شکایت کنم پس توصیه میکنم که همه ی گذشته رو فراموش کنی و بری دنبال زندگی خودت چون من از حشرات موزی و سمج اصلا خوشم نمیاد پس تا تحملم تموم نشده بزن به چاک

پ.ن: از همه ی بلاگرای محترم همسایه و مخاطبان عزیز غذر میخوام که یه کم ایندفه پستمون شخصی شد

ممد رضا

حرفای بی ربط:

یک قطره ی آب بود با دریا شد یک ذره ی خاک با زمین یکتا شد

آمد شدن تو اندر این عالم چیست آمد مگسی پدید و ناپیدا شد

در 2:07 PM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Wednesday July 26, 2006
یا ا..

سلامی به بلندای چنار و به پهنای برگهای ایضا همون درخت به حضور و روی ماه رفقا و همراهان همیشگی و با مرام جمع که در این مدت که ما زده بودیم گاراژ و به دلایلی که گفتنش از حوصله ی جماعت حاضر خارج است نمی نوشتیم همراه ما بودند و با الطاف بی سر و ته خویش ما را لچ عرق شرم کردند.

از همه کمال تشکر و قدر دانی و سپاسگزاری را بسی دارا هستیم.والا از امروز سعی بر این شده که روزانه ساعتی از وقت بی ارزش خود را در خدمتگزاری دوستان به کار گیریم باشد که هم خدا خوشش بیاد هم پیغمبر.تو این مدتی که نبودیم تازه فهمیدیم چقدر مهر همه تو دلمونه و کلی دلون دیواراش به هم چسبید.دیگه شرمنده ام یه جورایی نوشتن هم یادم رفته.فقط یه سری خورده عرایضی هست که عرض میکنم خدمتتون همونطور که همه قبل از خود من دیدید اینجا یعنی این آلونک ما یه تغییراتی کرده که خود منم وقتی اومدم تو فکر کردم اشتباهی اومدم.

من تا حدودی در جریان این تغییرات قرارتون میدم هرچند که سلطان بانوی عزیز قبلا زحمت این کارو کشیدند ولی قسمتی هست که فرموده بودند مربوط به من میشه اونم این خبرگزاری کیلوییه والا این قسمت به پیشنهاد خود من پایه گذاری شده و با اختیارات و سلایق من اداره میشه و خبرگزاری کیلویی الهام گرفته شده از یه مجله ی دانشجویی است که در دانشگاه صنعتی اصفهان چاپ میشه و در دوران طفولیت )همین دیروز پیروزو میگما( خیلی خوشمون از خوندنش سوت میکشید یه جورایی هدف بر فرهنگ سازی دروبلاگ نویسی و و به قول خودمون بالا بردن سطح کلاسمونه که از کمک افرادی هم به عنوان خبرنگار استفاده میشه در اینجا با زبانی طنز آلود به بررسی مشکلات وبلاگها توسط خود شما پرداخته میشه و حتما و صد در صد مخالفان و موافقان زیادی هم پیدا میکنه )قبلا آزمایش خودشو پس داده( ولی با همین اوضاع و احوال و در عین سرگرم کردن خوانندگان حرفایی توش گفته میشه که یه جوارایی واقعیتهای موجود است

سایتون مستدام

یا حق

ممد رضا

حرفای بی ربط:

اگر روزی تنها ترین تنها شوم باز هم خدا هست

در 11:22 PM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Monday July 17, 2006
نصیحت بلاگری

امروز تصمیم گرفتم چند تا نصیحت مادربزرگانه بذارم تو وبلاگ . خیلی مفیده برای تازه کارایی که می خوان وبلاگ بنویسن یا اینکه از قالبی چیزی استفاده کنن .هر بلاگری که بخواد یک وبلاگ استاندارد داشته باشه باید از این قواعد پیروی کنه.

1- عدم استفاده از فونتهای درشت

در قالبهای پیش فرض بلاگفا اندازه مناسبی برای نوشته ها در نظر گرفته شده است بنابراین نیاز چندانی به تغییر اندازه یا فونت نوشته ها نیست. نوشتن مطالب با فونتهای دیگر و بخصوص با اندازه بزرگ باعث نوعی بهم ریختگی در وبلاگ می شود بخصوص آنکه اکثر کاربران به خواندن نوشته ها با فونت و اندازه پیش فرض عادت دارند.همچنین اندازه بزرگ فونتها به نوعی نشان از تازه کار بودن نویسنده دارد.فونت Tahoma و سایز 8 ، 9 و 10 یکی از بهترین فرمتها برای مطالب وبلاگ است.

2- عدم انتقال مستقیم مطالب از نرم افزار Word و یا از دیگر صفحات سایتها

بسیاری از کاربران عادت دارند که مطالب خود را در نرم افزار Word می نویسند و سپس در ویرایشگر مطالب بلاگفا درج (Paste ) می کنند. اینکار باعث انتقال کدهای اضافی می شود که میتواند باعث افزایش بی مورد حجم مطلب و کند شدن نمایش وبلاگ شود همچنین ممکن است باعث نمایش مطالب با فونت و اندازه ای دیگر شود. پیشنهاد میکنیم که حتما قبل از انتقال مطالب ار نرم افزار Word و یا دیگر سایتها و وبلاگها به وبلاگ خود یکبار آنها را در نرم افزار Notepad (در همه ویندوزها نصب است ) برده و سپس آنرا مجددا از آنجا کپی و به ویرایشگر بلاگفا انتقال دهند در چنین حالتی فرمت و کدهای غیر متعارف حذف می شود.

3-بیش از حد از جاو اسکریپت استفاده نکنید .

حتی المکان از افکتهای جاوا اسکریپت مانند بارش باران و برف و یا ساعتی که دنبال ماوس می آید را در وبلاگ خود استفاده نکنید .توجه داشته باشید که بازدیدکنندگان وبلاگ شما دنبال مطالب نوشته شده توسط شما هستند و نه دیدن ریزش برف و باران و گل در وبلاگ! در ضمن این موارد تنها مورد علاقه افراد تازه کار است و حتی می تواند باعث آزار خواننده مطالب بلاگ شما شود.

4-در صورتی که آشنایی به HTML ندارید از دستکاری کدهای قالب وبلاگ پرهیز کنید .

برای کسانی که علاقمند به آشنایی با HTML و طراحی صفحات وب هستند دستکاری کدهای قالب وبلاگ میتواند مفید باشد اما اگر شما جزو این افراد نیستند از تغییر در کدهای وبلاگ و مثلا تغییر رنگها خودداری کنید و یا حداقل اینکار را با نظارت دوستی آشنا به این مباحث انجام دهید.

5-کدهای ابزارهای آمار بازدیدکنندگان وبلاگ یا نظرخواهی را در بخش تنظیمات وارد کنید.

بخش ویژه ای در بخش مدیریت وبلاگ و در قسمت تنظیمات وبلاگ برای قرار دادن کدها و اسکریپتهای ابزارهای نمایش آمار بازدیدکنندگان و یا نظرخواهی در نظر گرفته شده است که بهتر است بجای درج کدها و اسکریپتهای آماری در بین کدهای قالب وبلاگ این اسکریپتها را در این بخش وارد کنید.

برگرفته از وبلاگ وبلاگها

سلطان بانو

Å یه قسمت جدید به نام قالب های رسمی و اداری به آرشیو قالبهای رایگان اضافه کردم. پنج تا قالب جدید هم به قسمت قالبهای یکی یه دونه اضافه کردم. امیدوارم خوشتون بیاد

در 11:31 PM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Saturday June 24, 2006
ثبت دومین با نازلترین قیمت (خبرای تازه)

حراج به پایان رسید .اما نگران نباشید حراجهای آینده در راه است

حراجهای آینده:

.ir .com .biz .org .info

--------------------------------------------------------------------------------


سلام سلام

می دونم از من بعیده که انقد زود آپ کنم اما چون یه سری خبرای جدید بود مجبور شدم آپ کنم .اما از این به بعد (یعنی از وقتی ممد هم برگشت ) تعداد آپهای این وبلاگ زیاد میشه.

خوب حالا بریم سراغ خبرای جدیدمون:

دو تا بخش به وبلاگمون اضافه شده.یکی خبر گذاری کیلویی و قسمت دوم بزرگترین آرشیو قالبهای رایگان بلاگفا.حالا یه توضیحات کلی در مورد این دو تا قسمت:

3 خبر گذاری کیلویی : یک مجموعه خبری که هر نوع خبری که بخوای توش پیدا میشه اما مهمترین قسمت اون قسمت خبر های وبلاگیه .این قسمت در لحظه آپ میشه و شامل اتفاقاتیه که توی وبلاگهای همسایه ها می افته . فعلا به دست من و ممد اداره میشه اما قراره چند تا خبر نگار افتخاری هم به خبر نگارا اضافه بشه.انتخاب خبر نگار ها به عهده ی ممده که بعد از اومدنش خودش این کارو به شخصه انجام میده (انشاالله).اگه دوست داشتین خبرنگار بشین می تونین به وسیله ی کامنت ثبت نام کنین .خبر گذاری کیلویی فعلا در وضعیت نیمه فعال به سر میبره تا اطلاع ثانوی.وقتی دارین صفحه رو باز می کنین اگه موقعه باز شدن یه خورده طول کشید refresh کنین.

3 آرشیو قالبهای رایگان :یه مجموعه ی کامل از قالبهایی که تا به حال واسه بلاگفا طراحی شده. این قسمت هم زود به زود با ایجاد قالب ها توسط طراحان مختلف آپ میشه.قالب کلی شم هر قدر که فرصت کنم مرتب تر میکنم .فعلا حدود صد قالب وجود داره (نشمردم هنوز هر کی فرصت کرد بشمره).کار همتون و راحت کردم دیگه از این به بعد نباید یه لنگه پا دنبال قالب بگردین.

خوب این از خبرامون .اما یه خبر ویژه :::: دیروز تولد داداش امیر (سردرگم) بود.داداشی می خواستم واست کامنت بذارم نشد (عجب شانسی داریا ) به همین علت اینجا تولدت و تبریک می گم.انشالا هزار سال با خوبی وسلامتی و شادی زندگی کنی.

حالا در این قسمت یه نصیحت داشتم واسه بعضیا که خودشون می دونن :نه عزیزم با تو نبودم اون یکی .ماجرای چوپان دروغ گو رو که شنیدی.خوب فکر کن. آهان همون چوپانه که خیلی دروغ می گفت....خوب حالا بازم رو هوا وبلاگتو پینگ کن.آدم واقعا خجالت می کشه بعضی چیزا رو بگه .حالا گفتم که فکر نکنی ما نمی فهمیم.

در نهایت یه پیشنهاد داشتم : شماها موافقین بریم به مسئول بلاگفا به خاطر اشکالات کامنت دونی شکایت کنیم.این چند وقته دم به ساعت یا قسمت نظر ها باز نمیشه یا اینکه کامنت ها فرستاده نمیشه. ای بابا پرشین بلاگ هم که کامنت دونیش خیلی ضایه بود درستش کرد نمی دونم بلاگفا چرا همین طور مثل عهد بوق مونده.

در 9:54 PM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Friday June 2, 2006
قالب چنگ

سلام به همگی .

امروزم دوباره حراج قالب داریم.این قالب مشکی وسبکه وبرای بلاگفا طراحی شده .از آیکونهای ویندوز ویستا تو اون استفاده کردم و در انتهای هر پست امکان پی ام دادن به آیدی یاهوی صاحب وبلاگ فراهم شده. از امکانات دیگه ی این قالب نمایشگر آنلاین بودن در یاهو و امکان پخش آهنگه.در ضمن قالب آرشیو همسان هم داره.البته هر شخصی که اونو خرید می تونه چیزای دیگه ای هم سفارش بده تا به اون اضافه بشه.

روی عکس کلیک کنین تا اونو بزرگتر ببینین.

خوب در مورد شیوه ی فروش اولین قیمت 9000 تومان هست و قالب به کسی تعلق می گیره که بالاترین قیمت رو پیشنهاد بده. در نهایت با صاحب قالب در مورد قیمت و شیوه ی پرداخت صحبت میشه.

در 12:17 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   2 نظر
           
Thursday May 25, 2006
بهتر نفس بکشیم

تا حالا همچین مسئله ای برات اتفاق افتاده که...

فکر کنی دیگه همه چی تموم شده , دیگه نمیشه کاری کرد . دلت خالی بشه و فقط به مردن فکر کنی .فکر کنی تغییری تو زندگیت رخ داده که تو هیچ کاری نمی تونی بکنی بجز اینکه بشینی و نگاه کنی یا اینکه زودتر بمیری و راحت بشی . فکر کنی به بن بست رسیدی و دلت می خواد هر جوری که شده به یه روشی خودت رو از این شرایط نجات بدی

زندگی که خدا واسه آدما خلق کرده همش تغییره . صبح تا شب و شب تا صبح همه چیز داره تغییر می کنه .گاهی ممکنه این تغییرات انقدر کند باشه که ما متوجه نشیم اما همین تغییرات در دراز مدت ممکنه تاثیر زیادی روی زندگی ما داشته باشه. به علت همین مسئله باید همیشه گوش به زنگ باشیم (چون ما آدما نمی تونیم از دست تغییرات فرار کنیم) و قبل از اینکه تغییر یهویی از راه برسه ما خودمون اون رو زودتر پیش بینی کنیم یا لااقل برای همچین اتفاقی آماده باشیم . خوب حالا وقتی اون اتفاق یا تغییر (چه خوب و چه بد ) روی داد باید چیکار کرد باید اول از همه , همه ی جنبه ها شو بررسی کرد . ببینیم مشکل چیه ؟ بدترین و بهترین حالت تاثیر این اتفاق در زندگی ما چیه؟ انوقت باید بر ترس خودمون غلبه کنیم وتا اونجایی که ممکنه و به سرعت خودمون رو با تغییرات وفق بدیم . شاید اوایل کار خیلی سخت باشه اما ممکنه . اگه ما خودمون رو انعطاف ندیم ممکنه که به همون نتایجی که در بالا گفتم برسیم که اگه اینطور بشه هر لحظه از زندگی یک مرگ جدیده . بعضی از آدما وقتی اتفاق بدی رخ میده دلشون نمی خواد که هیچ کاری بکنن ممکنه دست به خودکشی بزنن و اگه جرات نداشته باشن افسرده میشن و یه گوشه ای کز می کنن اما آیا این دو تا کار هیچ فایده ای هم داره

خودکشی : از دست دادن دنیا و آخرت . مثل اینکه در کل به هدر رفته باشی .امکان موقعیت بهتر رو از خودت می گیری

افسردگی : صد رحمت به همون خودکشی .قبول غم و اندوه تا آخر تا آخر عمر .گرفتن امید از دلت . دادن کسالت به خودت

این دو تا کار ,کاره آدمادی ترسو و تنبله که نمی خوان مزه ی شیرین موفقیت های بعدی رو بچشن

پس باید چی کار کرد ؟؟؟ الان میگم

همه ی مسائل رو تا اونجا که ممکنه ساده کن (تا حلش ساده بشه) خودت رو با شرایط وفق بده و برای تغییر خودت سرعت داشته باش

هیچ وقت مشکلات رو پیچیده نکن ترس و وحشت هم نداشته باش . همه ی چیزهای ترسناک فقط ظاهرشون ترسناکه و ترس فقط در دید شما به مسائل به وجود میاد همیشه دقت داشته باش که تغییرات کوچیک از کی شروع میشه چون اگه این کارو بکنی میتونی فورا برای مقابله با تغییرات بزرگ آماده بشی و این نکته که خیلی خیلی مهمه : باید همیشه قبول کرد و مطمئن بودکه همیشه چیزی بهتر از اون چیزی که حالا هست در انتظارمونه (موقعیت های بهتر همیشه هست ) . برای اینکه بتونیم خوب مقاومت کنیم و افسرده نشیم باید سعی کنیم از تلاش و کار , که برای کسب موفقیت های بیشتر می کنیم لذت ببریم تا صرف وقت در این راه برامون زجر آور نباشه

ما دست به گریبان دو نوع ترس هستیم : ترس منطقی که مفیده و ما رو از خطر حفظ میکنه .دوم ترس غیر منطقی که مانع از پیشرفت انسان به سوی موفقیت های بیشتر میشه. پس باید همیشه خودمون و ترسمون رو کنترل کنیم که یه موقه بی جهت از چیزی نترسیم

پی نوشت :یه تشکر حسابی و خسته نباشین فراوان واسه همه ی اونایی که تو جشن تولد آقا ممد شرکت کردن واقعا که سنگ تموم گذاشتین و ما رو شرمنده کردین انشالا که تو جشن تولد (واسه متاهل ها ) و عروسی تون (واسه مجردا) بتونیم جبران کنیم.

سلطان بانو

در 9:41 PM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Monday April 24, 2006
قالب رایگان

اینم یه قالب عمومی واسه هر کسی که بخواد.اسم قالب هستNot book و به شکل یه دفتر طراحی شده .

امکانات این قالب کامله و شامل : قسمت قالب آرشیو وبلاگ , کانتر کامل , نمایشگر حضور و غیاب در یاهو , آیکون اضافه کردن به علاقه مندی ها و آیکون Homepage هست

میتونین کد ها رو از اون پایین بردارین و در قسمت مدیریت وبلاگ خودتون past کنین.کد های فسمت دریافت قالب رو در قسمت ویرایش قالب کپی کنین و کدهای قسمت آرشیو قالب رو در ویرایش قالب کپی کنین.اگر مشکلی هم براتون پیش اومد کامنت بذارین تا خودم کد ها رو براتون جا گذاری کنم

مشاهده و دریافت قالب
در 1:04 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   1 نظر
           
Monday April 10, 2006
پینگ یادت نره!!!

شرمنده ما یه مدتی زیر ابر بودیم و وقت نوشتن نداشتیم. میدونم دلتون برام تنگ شده (حالا اگه تنگ هم نشده من به بزرگی خودم می بخشم).تو یه ماه گذشته انقدر طراحی کردم که به قول ممد قیافم شبیه کُد شده , حالا حدود دو روز میشه که دارم یه نفسی تازه می کنم اما دوباره تا چند روز دیگه شروع میشه.امروز با خودم عهد کردم که حتما آپ کنم اما هر چی فکر کردم چی بنویسم هیچ چیزی به فکرم نرسید.اما خوب چند کلمه حرف حساب به نظرم رسید گفتم بگم بهتر از اینه که نگم.من چند روز پیش داشتم به وبلاگ بچه ها سر میزدم و نوشته ها و ظاهر وبلاگهاشون رو تماشا می کردم چند تا نکته توجهمو به خودش جلب کرد:

اولیش و تعجب بر انگیز ترینش این بود که متوجه شدم بعضی از بچه ها وقتی که وبلاگاشون رو آپ می کنن دونه دونه به تمام دوستاشون سر میزنن و با گذاشتن کامنت اعلام می کنند که وبلاگشون به روز شده.امروز دیگه تو عصر ارتباطات دیگه نیاز نیست که واسه یه آپ کردن ساده دونه دونه دعوت نامه بذاریم. یک نوع سیستم وجود داره که این کارو واسه ما به طور خودکار انجام میده که من به شما توصیه می کنم از اون استفاده کنین.سایت هایی که این امکان رو میدن زیادن اما اخیرا آقا کیوان یه سایت طراحی کرده که این سیستم رو به طور کاملا فارسی در اختیار ما قرار میده.استفاده و کار با اون هم خیلی آسونه اما با این حال یه بار دیگه اینجا میگم که مطمئن بشم دفعه ی بعد هر کس آپ می کنه پینگ هم می کنه.

همونطور که گفتم سایت هایی که این امکانات رو برای ما فراهم می کنن زیادن اما سایتی که آقا کیوان طراحی کرده هم فارسیه هم امکانات خیلی وسیعی داره که واسه وبلاگ نویسا خیلی خوبه از جمله :امکان اضافه کردن لینک دوستان به تعداد بی نهایت, امکان پینگ همزمان در 5 سیستم مختلف (weblogs.com , blo.gs , Blogrolling , Technorati , Blogard ) و خیلی از امکانات دیگه که می تونین در اینجا بخونین.اسم سایتشم هست بلاگرد.قراره در آینده به امکانات این سایت اضافه هم بشه.

خوب واسه اینکه اینا رو بهتر بفهمین باید مفهوم پینگ کردن رو توضیح بدم.پینگ در این نوع سیستم یعنی کلیک روی یک دکمه برای اضافه شدن وبلاگتون به لیست وبلاگهای به روز شده .البته معنای دقیقش این نبود اینطوری گفتم که بهتر بفهمین.به همین راحتی شما می تونین لینک وبلاگتون رو در صدر وبلاگهای به روز شده ببرین تا همه بفهمن که وبلاگ شما آپ شده , در ضمن با نگه داشتن موس روی لینک شما تاریخ و ساعت به روز شدن وبلاگ هم معلوم میشه.

خوب حالا اینکه چه کارایی باید بکنیم تا این سیستم رو داشته باشیم: اول از همه باید در سایت بلاگرد ثبت نام کنین بعد می تونین وارد کنترل پنل مخصوص خودتون بشین. در این مرحله امکان پینگ کردن برای شما وجود داره که داخل کنترل پنل لینکشو میبینین.از این به بعد هر کس شما رو در بلاگرد (و سیستم های دیگر نام برده شده) لینک کرده باشه بعد از پینگ کردن شما متوجه میشه که شما به روز شدین.

حالا اگه خواستین که برای خودتون لیست لینک ( مثل اونی که ما اون پایین داریم) داشته باشین اول باید لینک دوستاتون رو با کلیک روی قسمت افزودن لینک (در کنترل پنلتون) اضافه کنین. بعد با دریافت کدی که خود سایت در اختیار شما میذاره و قرار دادن اون در قسمت پیوندهاتون همه ی لینکها رو در قالبتون ببینین و در آینده هم به راحتی میشه لینک های بیشتری (به تعداد نامحدود) اضافه کرد.

اگه سوالی در این مورد داشتین می تونین از خود آقا کیوان بپرسین که بیشتر کمکتون کنه .

می دونم که شما همه ی اینایی رو که گفتم و می دونین. اما خواهشا بعد از این هر موقه آپ می کنین پینگ هم بکنین .

البته منظورم از این همه حرف این نبود که دیگه به دوستاتون سر نزنین منظورم این بود که واسه خبر آپ کردن کار خودتون و ما آسون بشه.

سلطان بانو

در 5:32 PM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Thursday March 16, 2006
کوروش کبــــــــــــیر در سیدنی

خدایی یه نیگا به این عکسا بندازید!!!!.....

به نظرتون چی میتونه باشه؟؟!!!

این بنا رو استرالیایی ها در پارک Bicentennial شهر سیدنی در یاد بود کوروش کبــــــــیر و اینکه او اولین قدرتمند و پادشاهی بوده که به حقوق بشر احترام گذاشته....

یه نیگا به خودمون بندازیم ببینیم کجای کاریم

تاریخ ما جایی قرار گرفته که همه ی دنیا بهش غبطه میخورن تا جایی که که خودتون دارید میبینید خدایی خیلی حرفه ها ....... دو هــــــــــــــزار سال پیش وقتی اصلا استرالیا یا هرجای دیگه هنوز رو نقشه جهان وجود نداشتند توی کشور ما منشور حقوق بشر نوشته شد .حالا یه عده اومدن میخوان این ایرانی بودنمونو ازمون بدزدند

شما هم دستاتونو بذارید تو دستای ما و هم صدا با ما اعتراض خودتونو به این اقدام ضد ملی اعلام کنید

پس وعده همگی 28 اسفند هر کی بالای پشت بوم وبلاگ خودش بره و داد بزنه

"من ایـــــــــــــــــــــــــــــــرانیـــــــــــم"

در اعتراض به اقدام مجلس مبنی بر عدم تعطیلیه دو روز بزرگ ملی و ایرانی ۲۹ اسفند (روز ملی صنعت نفت) و ۱۳ فروردین (سیزده بدر)

از اینجا شروع شد.

پ.ن : الیوم حفظ السخن الکورش بای نحو کان واجبا

پ.ن۲: لحظات باقی مونده تا سال جدید رو برین اون پایین مایینا ببینین

در 12:07 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Thursday March 9, 2006
حراجی

نزدیکای عید که میشه بازار حراجی خیلی داغ میشه.ما هم مثل همیشه جوگیر شدیم و هوس حراج کردن قالب های از پیش ساخته خورد به مغزمون. این پیشنهاد از طرف من بود. ممد بیچاره بیگناهه. بالاخره زندگی خرج داره ما هم اول جونی و هزار جور خرج. این اقدام من تو این مرحله جنبه ی سنبلیک داره.چون نزدیکای عیده تخفیف پنجاه درصدی دادیم.از این نمونه قالب ها هم که واسه حراج میذاریم از این به بعد زیاد اینجا میبینین.البته بستگی به استقبال هم داره.یه چیز دیگه هم ضمیمه کنم این قالب ها از این قالب های رایگان و آبکی نیست اینا معمولا خیلی کار میبره.

خوب این قالب و تا آپ بعدی اینجا به حراج میذاریم .قیمت پایه رو هم خیلی خیلی ارزون در نظر گرفتم که اگه کسی خواست و پول نداشت زیاد بهش فشار نیاد . قالب بین چند تا مشتری به اونی تعلق میگیره که قیمت بالاتری نسبت به بقیه اعلام کنه.اگه خودتون دوست دارین تو حراجی شرکت کنین و اگه کسی رو میشناسین که ممکنه این قالب و بخواد خبر کنین.در آخر کار هم یه تغییراتی روی قالب با توجه به سلیقه ی خریدار میدیم. اگه خودش خواست.اگر سوالی هست تو کامنت ها بپرسین.

اینم بازار حراجی ما قیمت پایه هست >>>>>> هشت هزار تومان

عکس قالب رو هم گذاشتم اینجا تا ببینین. نام قالب هست >>>>>> آنجلینا جولی

راستی سفارش قالب های اختصاصی رو هم قبول میکنم با قیمت خیلی ارزون.

نترسین بابا مطالب ما و ماجراهای من و ممد سر جای خودشه.اینم واسه تنوع بد نیست

سلطان بانو

در 12:30 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Saturday February 18, 2006
کلاه مخملیا

به نام سوگماد هستی

اونوقتایی که لابلای محاسبات لگاریتمی پیچیده, واکنشهای در هم تنیده ی بیو شیمیایی وفرمولهای چند طبقه ی فیزیک مدرن گیر میفتی ,اونوقتایی که عبور قواعد حاکم بر جریانات متناوب سینوسی از میون سلولهای خاکستری, مغزتو آتیش میزنه, خسته و کوفته کتاب متابا رو از پنجره اتاق پرت میکنی وسط حیات و دلت پر میکشه که از دخمه ی تناسبات تجربی چند قدمی تو حیاط با صفای روح بزنی. تا به قول شاعر, "بگذاری که احساس هوایی بخورد" قدم زنون میری تا کنار حوض کوچیک آبی وسط حیات که صدای شرشر فواره ی کوچیکش با تناوبی دلپذیر و غیر سینوسی! روحت رو جلا بده. روی اون تخت چوبی که گلیم قرمزی روش افتاده و لبه هاش از کنار تخت آویزونه, چهار پاچه میشینی. ریه هاتو با یه نفس عمیق پر از اکسیژن لذت میکنی و بعد کتاب اون پیر تزویر ستیز را میذاری جلوت . میذاری که باد صبا به میون برگهای کتاب بپیچه و برات تفالی بزنه. از میون برگهای همیشه بهاری کتاب این صدا به گوشت میرسه که:

تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او

زان سفر دراز خود عزم وطـــــن نمیکند

یه بار میخونی, ده بار میخونی, دو ده بار , سه ده بار ,... و هر بار بیشتر ایمان میاری که این لامصب ! اصلا نقاش بوده نه شاعر , که کدامین نقاش میتواند چنین تصویری در ذهن ایجاد کند.

احساس سبکبالی میکنی و دلت میخواد داد بزنی : "آهای شعر تو چقدر خوبی!"

احساس میکنی که با ادبیات میتونی به جنگ بدیهای جامعه بری و به اون تازگی ببخشی حتی جامعه ای که در اون:


"دهانت را میبویند,

مبادا گفته باشی دوستت دارم !"

شاملو

آقا ولش کن اصلا ما رو چه به این صحبتا ! بذارید کارمو بگم

والا تقریبا اکثرتون اطلاع دارید که جمعی از وبلاگ نویسای همین دور و اطراف تصمیم گرفتن که یه وبلاگی گروهی تشکیل بدند با کلی ایده های نو و میشه گفت که تقریبا همگی دستی در طنز نویسی ( جک نه! طنز .طنز میدونید یعنی چی؟) دارند. یه جورایی تصمیم گرفتن که واسه این محل یه شورا تشکیل بدند که توش حرفایی که زده نشده را بزنند

یه مدت پیش واسه اسمش رای گیری کردیمو با اکثریت آرا اسم برازنده ی "کلاه مخملیا" واسه این گروه انتخاب شد . حالا چون این شورا متعلق به همس از کسایی که فکر میکنن میتونن بالاخره یه گوشه ی کارو بگیرنو کاری انجام بدند تشریف بیارن و اعلام آمادگی کنن بعد از تایید صلاحیت به وسیله ی شورای حکام میتونن به عنوان کاندید انتخاب بشن و بهشون فرصت میدیم 3 روز بیان تبلیغات خودشونو بکنن و بعد تو یه رای گیری افراد مورد نظر انتخاب میشن

پس کاری که شما امروز میکنید اینه که هرکسی میخواد ,اعلام آمادگی کنه و بیاد تو میدون , ما هم یه کم پیاز داغشو به اتفاق حضرت مکافات زیاد میکنیم و تبلیغات سوء را بر علیه کاندیداتورا اعمال میکنیم که دور هم یه کم بخندیم

پس تا سه شنبه صبح علی الطلوع که تیلیغات کاندیداتورا شروع میشه( با معرفی اسم اونا توسط ما)

بدرود....!!!!!!!!!

ممد خان

در 6:32 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   1 نظر
           
Wednesday February 8, 2006

اگه دیوونه ندیده ای به ما میگن دیوونه

اگه دیوونه شنیده ای به ما میگن دیوونه

منم یه روز عاقل بودم عشق تو مجنونم کرد

ز شهرعقل و عاقلا یک باره بیرونم کرد

به جرم عشق و عاشقی به ما میگن دیوونه

بذار ملامت بکنن یه خوب و بد میمونه

دل من از روز ازل اسیر یک نگاهه

حسین رو دوست مگه خاطر خواهی گناهه

دیوونه ی حسینم و ویروونه ی حسینم

خراب و مست گوشه ی میخونه ی حسینم

دل هر کی با یاری خوشه یار دل ما حسینه

ترانه ای که دلو میبره صدای یا حسینه

عقل از سر من پریده و دیوونگی جا گرفته

حرف اگه داری با خدا بزن عقلمو خدا گرفته

هر کی عاقله غمی داره روزگار ماتمی داره

عاشق نشدی نمیدونی دیوونگی عالمی داره........

والا قصدش نبود, هیئت اینا هم نرفتم که جو گیر مداحش باشم همینجا تو اتاق بودم ...ولی دیدم ته دله همه هست حتی اونایی که میگن نیست. همه چیش مثل همون چیزایه که بالا نوشتم

هرکی درد و دلی با حسین داره بیاد تو کامنتا بنویسه , خدا رو چه دیدی شاید اومد خوند

اگرم دوست ندارید اسم و آدرستونو نذارید

ممدرضا

در 10:49 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Sunday January 29, 2006
گوش وگیر ببین چه وگووم

جمیعا سلام علیک

نوشتن پست وبلاگ هم واسه ما شده مصیبت ,چند شب که تو خواب کابوس نوشتن پست را میبینم

حالا بالاخره دستو میذاریم رو کیبورد و شروع میکنیم بالاخره یه چیزی از توش در میاد دیگه

حالا... یک...تفکر...دو...بازم فکر...سه ...زور به همه جا از جمله مخ مبارک....آهان اومد

یکی از خصوصیات بدی که من دارم اینه که خیلی کارا رو همینطوری انجام میدم منظورم از همینطوری اینه که برای انجام اونا از قواعد مشخصی که برای انجام اونا وجود داره پیروی نمیکنم .اسم این نوع کار کردنو گذاشتم همینطوری ! مثلا وقتی یه وسیله جدید میبینمم اونقدر این تکمه و اون تکمشو فشار میدم تا ببینم چه جوری کار میکنه. در حالی که هر وسیله تو جعبش کاتالوگی داره که راجع به تمام قسمتای اون وسیله و چگونگی استفاده از اون توضیح داده ولی متاسفانه بنده هیچوقت اونا رو نمیخونم(بهانم هم اینه که وقت ندارم! در حالی که به خاطر اطلاع نداشتن از طرز استفاده صحیحش کلی از وقتم به خاطر آزمون خطاتلف میشه تا عاقبت کاری رو که میخوام با اون وسیله انجام بدم) کامپیوتر رو هم همینجوری یاد گرفتم , استفاده از اینترنت هم همینطور .میرفتم تو صفحه های مختلف , اینقدر کلیدای مختلف رو فشار میدم تا یاد بگیرم کار هر کدوم چیه؟ در بحث روشهای فراگیری به این میگن :((فاجعه))!!!

وقتی به اطرافم نگاه میکنم میبینم خیلی از کارهامونو همینطور(( فاجعه ای)) انجام میدیم یکیش همین نوشتنمون واسه ملت که کلی از اهداف اولیمون دور شدیم( انتقاد سلطان بانو بود به این جانب)

دفتر خاطراتم رو که ورق میزنم میبینم دوران تحصیلم هم که دوره ای نزدیک به خیلی بوده درس خوندنم به همین روش ((همینطوری)) بوده.خیلی سال ((همینطوری))!! الان که فکرشو میکنم مغزم سوت میکشه اگه من طی اون دوره طولانی با روشهای مطالعه به صورت علمی و کاربردی آشنا بودم واصولی رو میدونستم که به کمک اونا بشه کیفیت و بازده مطالعه رو چند برابر کنم حاصل این همه خیلی سال چقدر پر بارتر بود؟

مگه عمر آدم چند تا از این خیلی سالها داره؟ (راستش را بخواین الان اینقدر عصبانیم از عمق فاجعه ای که رخ داده , دلم میخواد بلند شم و محکم سرمو بکوبم به دیوار. ولی از اونجایی که الان معتقدم هر کاری رو باید اصولی انجام داد, فعلا صبر میکنم تا یه کتابی راجع به (( روشهای موثر کوبیدن سر به دیوار))! پیدا کنم , بخونم , بعد این کارو بکنم که بازده اون بالاتر باشه)

خلاصه این که همه ی این حرفا رو زدیم تا بگیم: بابا جان, شما مثل من نباش ! و اگر چه یه بار شب دیر وقت بود, به یه بچه کوچولوی 5/5 ساله گفتم: (عزیز جان دیگه دیره برو بخواب) برگشت به من گفت: (خودت چرا بیداری, رطب خورده منع رطب کی کند!!!) و من رفتم یه دور دیگه شناسنامه این فسقلی رو چک کردم, ببینم این وروجک تو شناسنامش هم 5/5 سالشه یا.... . ولی میدونم که شما اینو به من نمیگید . اشکال نداره اگه یه انسانی که خودش از ضعفی که داشته سوخته, فریاد بزنه بر کسانی که در همون راه میروند که: (آهای, آتیش, آتیش ! )

در آخر حرفای بی ربط :

آرزومند آن نباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی , بکوش تا در کمال آنچه هستی باشی


برکت باشد..


ممد رضا

در 11:47 PM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Tuesday November 29, 2005
خبر جدید و مهم

از اونجایی که دیدم توضیحات خیلی زیاده و از یه پیوست کوچیک بیشتره .مجبور شدیم دوباره آپدیت کنیم (با اجازه ی ممد آقا ).

ببینین بچه ها ما توی کلوب دات کام یه کلوپ واسه خودمون ساختیم که فقط و فقط مخصوص اونایی باشه که توی بلاگفا مطلب می نویسن .با توجه با امکاناتی که سایت کلوب دات کام داره کار هممون خیلی راحت میشه و ارتباطمون خیلی نزدیکتر میشه ( فکر پیشنهاد و ایجاد این کلوپ مال آقا امیر (سردرگم) خودمونه ) .خوب واسه اینکه شما بدونین چطور توی کلوپ عضو بشین من یه صفحه طراحی کردم که اگه یه نگا بهش بندازین فورا یاد می گیرین که چطور عضو بشین .عضویت و استفاده از این سایت هم کار خیلی راحتیه چون همه ی امکاناتش فارسیه

صفحه ی راهنمای عضویت

خوب حالا نوبت میرسه به امکانات کلوب دات کام برای هر فرد :

آلبوم تصاوير با گنجايش 9 تصوير.
نمايش ليست دوستان جامعه مجازي کلوب.
صفحه پيوندهاي شخصي ( Links ) با ظرفيت 15 پيوند.
صندوق پيام خصوصي ( ظرفيت 20 پيام ) و قابليت ارسال پيام توسط بازديد کنندگان.
وب لاگ شخصي با قابليت درج آسان تصاوير و فايل هاي فلش و پيوند و تعيين اندازه و رنگ متون.
امکان ايجاد 5 صفحه اضافي HTML با توجه به نوع سايت.
و ...

امکان ایجاد یه سایت کوچولو هم میده که امکاناتش اینه :

اختصاص يک آدرس اينترنتي ( http://myname.mycloob.com ).
اختصاص يک MB فضا جهت ذخيره فايل هاي gif ، jpg و swf.
قابليت انتخاب از ميان 30 الگو سايت ( Template ) آماده ( به کمک شرکت تجارت الکترونيک صبا افزايش خواهد يافت ).
مديريت محتوي و انتخاب سرويس هاي سايت در محيطي بسيار آسان.
کنترل آمار بازديد کنندگان بصورت روزانه و کلي.

تو کلوپ خومون که رفتین می تونین همه ی بچه ها رو اونجا ببینین. پیغام بذارین و در مورد هر موضوع بحث کنین واسه اطلاعات بیشتر به آقا امیر مراجعه کنین.راستی من واسه خودم عکس این بازیگر هندی رو گذاشتم نگین این سلطان بانو عقده ای ها .راستش خودم هشت ساعت خندیدم بعد آخرش گفتم همین عکس و میذارم چون از گذاشتن عکس خودم معذورم (مسائل امنیتی و غیرتی و این حرفا).ممد هم هنوز عکس نذاشته ایشالا بعدا میذاره

موفق باشین

سلطان بانو

تگ ها:
     
در 3:19 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر
           
Thursday November 10, 2005
اولین سلام من و ممد

سلام این اولین نوشته ی منو ممده اوففففففف که چقدر حرف داریم

تگ ها:
 
در 10:24 AM توسط سلطان بانو ارسال شده موضوع : عمومی
کاربرآنلاين: نفر   چت زنده   لينک مطلب   0 نظر