املوز با مامانی از کنار مدلسمون لد میشدیم (مدرسمون رد میشدیم) که ناگهان چیزای هجیب و غلیب (عجیب و غریب) توی مدلسه دیدم.آخه مدلسه فقط عصلا کلاسه فوق بلنامه داله اما املوز صبح باز بود.چند تا عمو و خاله جون تو مدلسه وول میخولدن.از مامانی جونی پلسیدم,گفت :به خاطل فُلم اقتصادیه (فرم اقتصادی) .
اَه ه ه ه این چه زندگیه ما دالیم این چند وقته تو زندگیه پیسته همه چیز به خاطل فُلم اقتصادیه.بابایی گلدالی داهم (دائم) با مامانی سل مصلف (سر مصرف) آب, بلق,تلفن,نون,ماست,شیل و دوغ ... جل و بحث (جر و بحث) میکنه.به بابایی میگم آخه چلا باباییه به این مهلبونی باهد انقدل خشن باشه؟ میگه: آخه یالانه میخواد هدفمند بشه مگه این فُلم (فُرم) و نمیبینی؟
وقتی به مامانی میگم شما که بابایی انقدددددل تفاهم دالی چلا انقدل سرو صدا میکنی؟ میگه: بابایی گناهی نداله آخه دخل و خلج (دخل و خرج) به هم نمیخوره, مگه این فُلم و نمیبینی؟
ننه جون با اون عینکش که مثل ذله بین (ذره بین) داداشیه داهم داله (دائم داره) فُلم و نگاه میکنه و هل سه ثانیه یکدفعه میگه: لااله الاالله, بهد میگه: با همه مال و منال ملدم کال دالن (مردم کار دارن) , لااله الاالله.
اصلا تکلال (تکرار) توی خونه ی پیسته زیاد شده.
آبجی هل 5 ساعت یکدفعه میگه: اصلا نمیفهمم یعنی چه اثلی لوی (اثری روی) زندگی داله و باز فلم و بلمیداله (فرم و بر میداره) و نگاه میکنه بهد میگه: اگه قلاله (قراره) به قبض اضافه بشه پس دادنش با ندادنش چه فلقی (فرقی) داله.
داداشی میگه: اقتصاد دانها گفتن خیلی خوبه شماها چی میفهمین یهنی شماها اصلا چی می فهمین ؟! حقتونه بکشین,جونتون دربیاد, انتخاب خودتونه.بهد بابایی میگه: هیییسسس , آلوم (آروم) حالا آقای دیارمهدی میشنوه. آقای دیارمهدی همسایه بالاییه که فامیلشو 4 ساله هوض کلده (عوض کرده) اولش بوده آریانسب. فامیلش هوض شد نمیدونم چلا قیافشم هوض شده مثلا: دکمه های پیلنشو ( پیرهن شو) تا اون بالااااااا میبنده و میذاله از شلوالش بیلون(شلوارش بیرون). لیشو (ریشو) شده و داهم میگه اجلتون (اجرتون ) با امام زمان .