Results tagged “پسته”

سلااااااام دوست جونای خوشگلم خوبین؟
انقدل دل پیسته بلاتون تنگ شده بوده که نگو.ملسی از همه ی طلفدالان پل و پا قلص پیسته که پیسته رو به این جنگولک بازیهای جدید خاله سلطون نفلوختن .ههههه چی فکل کلدی خاله من انقددددددل طلفدال دالم که میتونم تو وهمه ی سایتات و بخلم و آزاد کنم. حالا دلُسته قدم به میز کامپیوتلت نمیلسه ( به میز کامپیوترت نمیرسه) اما گازت که میتونم بگیلم.
خوب حالا به قول ننه جون بگذلیم مادل (مادر) این که نشد زندگی ... موضوهات (موضوعات) جدیدی که مغز پیسته اییه پیسته لو به خودش مشغول کلده خیلی خیلی خیلی زیاده.از جمله خلید عید و قل و پز دادن و دهوای (دعوای) مدلسه , انتخابات و همو محمد ( محمد خاتمی) که دوباله اومد و خیلی دل این همسایه پایینی ما لو جیزغاله کلد , وللوتوآین (ولنتاین) که خیلی مسهله (مسئله ی) جذابی بلای پیسته بود بخصوص اینکه داداشی یه چیزای قلمزی خلیده بود داد به دختل همسایه بالایی و و و ...
چیزی که خیلی برای پیسته سوال شده و قلبش و فشال میده یک چیز خیلی خیلی هجیبه.پیسته چند لوز پیش لفته بود یه جایی توی صف اتوبوس واستاده بود بعدش ییهو پشتشو نگاه کلد و دید ااااااا چقدر تهه سیگال ( سیگار) و این سوال ییهو اومد تو مغز پیسته که چطول میشه آدم این همه سیگالش ته داشته باشه یا اینکه تهش سیگال داشته باشه ؟ مامانی میگه سیگال خیلی خیلی چیزه اَخ , بد و خیلی بدیه و اصلا بچه تو لو چه به این حلفا.بابایی گلدالی میگه این سیگال خانومان براندازه ( خانمان براندازه) و خیلی بویه بدی میده و بچه های بد فقط اونو دالن اما پیسته بازم یه سوال بلاش پیش میاد که داداشی آیا بچه ی بدیه؟ خودم اونلوز دیدم وقتی دختل همسایه بالایی داداشی و چسبوند پشت دل داداشی سیگال کلد تو دهنش و بهد از همه جاش دود بلند شد. ننه جون میگه مادل زمان ما انقدل ملدم سیگال نداشتند همش چلو کباب میخولدن و عقش و حال میکلدن حالا نمیدونم چلا این جوونا انقدل اخمخ ( احمق) شدن که این دود بو گندون ( بوگندو) لو میکنن تو حلقشون. خلاصه اینکه پیسته آخلش نفهمید اگه سیگال بده چلا اینقدل زیاده و اگه خوبه پس چلا انقدل بده؟ حالا پیسته چندتا عکس از اون جایی که خیلی تهه سیگال بوده گلفته شما لوش کلیک کن تا ببینی





پيسته شيل (شير) خيلي دوست داله.هم سپيده هم خشمزست هم با همه چيز گاطي ( قاطي) ميشه,مثلا موز, هاناناس, گهوه (قهوه), شکلات و همه چيزاي خوشمزه ي ديگه که پيسته خيلي دوست داله.مامان جونم ميگه باسه استخون خيلي خوبه.بابايي گلدالي (گردالي) هم خيلي دوست داله. ننه جونم ميگه: ننه شير واسه استخوناي چَپل چُلاق من ديگه فايده نداره من اگه اول جوونيم خورده بودم کارساز بود.آبجي نميخوله ميگه حالم بد ميشه داداشي هم اصلا توي باغ شيل نيست.
پيسته صبحونه يک ليوان شيل حتما ميخوله.ميان وهده ( ميان وعده) يک ليوان ديگه ميخوله.بهد از ناهال شيل خيلي ميچسبه. نزديکاي شام يک ليوان ديگه خيلي خوش به حال آدم ميکنه.دو تا ليوان ديگه يکي وسط شب, يکي وقتي پيسته مي خوابه.با اين حساب پيسته لوزي 6 ليوان شيل مي خوله تا گوي و پل زول (قوي و پر زور) بشه و مثل ننه جون چَپل چُلاگ نباشه.
پيسته اخيلا با لوند (اخيرا با روند) شيل خولدن خودش دچال مشکل شده. يهني پيسته دچال مشکل نشده بابايي گلدالي و تا حدودي ماماني جوني دچال مشکل شدند.بابايي و ماماني وقت ندارن توي صف شير وايسن تا بلاي پيسته شيل خوش طعم لايانه اي (رايانه اي) بخلند .ننه جون هم ميگه مادر من کمر وايستادن توي صف ندارم.آبجي ميگه آخه نيم وجب بچه مگه چقدر شير بايد بخوله.داداشي هم طبق مهمول توي باغ نيست. از طلفي (طرفي) شيل غيل لايانه اي پاستوليزه (پاستوريزه) خيلي بد طعمه و پيسته به هيچ وجه دوست نداله و اگه از اونا بخوله حالش بد ميشه و ميميله ( ميميره), هلگز هلگز  (هرگز) پيسته هلگز تن به چنين حقالتي (حقارت) نميده .تازشم شيل استليزه خيلي گلونه (گرونه) و بابايي گلدالي ميگه نميتونم هر دو لوز بلاي تو سه پاکت شيل استليزه بخلم.ميشه به عبالتي سه ليتر که اگه کم چلب باشه ميشه 2700 تومن و اگه پل چلب باشه تقليبا (تقريبا) ميشه 3000 تومن, که ماهيانه ميشه 40500 تومن يا 45000 تومن .خوب شما اگه جاي پيسته بودين چيکال ميکلدين ؟ واقعا يک کودک در اين دولان سخت زندگي چقدل بايد ملالت بکشد .آه اي زندگي از تو بيزالم من شيل مييييييييييييييخواااااااااااااااااااااااااااااااام.
بالاخله پيسته املوز در يک اگدام (اقدام) بي سابقه به صف طولاني شيل محله با صفاي خودش پيوست تا مشتي باشد بل دهان گلاني شيل (گراني شير) و نيم وجبي بودن خودش و همينطول اينکه نمي خواهد چپل چلاق شود.اکنون صداي پيسته لا از سوپلي محله ي باصفا, آخر صف, قسمت بانوان پشت سر زري خانوم مامان گيتي ميشنوين دل حالي که حالا ساعت 7:30 دقيقه صبح ميباشد و يک کودک در سن و سال پيسته بايد در تخت گرم و نرمش لالا باشد, اما هنوز جلقه هاي اميد دَل دِل پيسته خاموش نشده چون املوز پيسته ميتواند تا ساعت 10 شيل بخلد و بهد بخولد.

ننه جون میگه به این ده لوز (روز) میگن محلم ( محرم) اما محلم یک ماهه . یه اتفاق مهمی افتاده اونم اینکه آقامون امام حسین (ع) و یزیدیا از لوی کینه و بی تلبیتی کشتن  یا به طول دقیق تل (به طور دقیق تر) شهید کلدن ( پیسته هنوز توی شهید مشکل مهنایی ( معنایی ) داله) .ننه جون میگه آدم باید توی این لوزا عزادالی ( عزاداری) کنه , هل چند پیسته تا اون شب که نلفته بود تیکیه ( تکیه) نمیدونست عزادالی یهنی چه.ننه جون از ده لوز قبل دیگه موهاشو لنگ مکشی ( رنگ مشکی) و ناخوناشو حنایی نکلده.آبجی جون و مامانی هم از چند لوز قبل دیگه نلفتن آلایشگاه.مامانی میگه باید توی محلم ساده و مکشی پوش باشیم این نشون میده که ما غم دالیم و ما شیهه ( شیعه) هستیم .داداشی جون لباس مکشی شو از توی کمد دل آولده و کلی قل و پُز داده که من میلم هیات.پیسته اولش نمیدونست هیات یهنی چه.داداشی گفته یه دسته آدمن که با هم عزادالی میکنن.خوب آخه یکی نیست بگه آخه پیسته مهنی عزادالی لو هم نمیدونه .

دیشب پیسته ,مامانی, آبجی جون و ننه جون با هم لفتن تیکیه ( با هم رفتن تکیه).خیلی یه جولی ( یه جوری) بود. یهنی هجیب بود.آخه هجیب هم نبودا.پیسته نمی تونه دلُست حلفشو بهیان کنه (حرفشو درست بیان کنه).همه چیز مکشی بود.البته قلمز هم بود , یه کمی هم بلاق.بوی ادکلن خاله جون ها هم میهومد.مامانی گفته بود آدم وقتی میله تیکیه نباید خودشو آلایش کنه و نباید خودشو بلاق و خوشدل کنه .باید ساده باشه.بابایی گلدالی با داداشی دهوا کلده ونگذاشته موهاشو تیغ تیغی بکنه اما توی تکیه همه چیز یه جولی بود.یکی نیست بگه آخه کودکی مثل پیسته دچال دوکانگی الزشی (دوگانگی ارزشی) میشود . بیشتل خاله جونها خودشونو بلاق کلده بودن .خوش عطل و بو هم بودن هین (عین) آلایشی بهداشتی.تازشم کفشاشون و چادلها (چادرها) و مانتوهاشون خیلی نظلمو جلب کلد.کفشای بلاااااق با هوار متر پاشنه از همونایی که پیسته خیلی دوست داله .

همه ی خاله جونها دو تا دو تا یا سه تا سه تا یا شایدم بیشتل با هم میز ملبع ( میز مربع) تشکیل داده بودن و حلف میزدند (حرف میزدند) .پیسته یواشکی گوش کلده اما به دلاهل امنیتی نمیشه دل این وبلاگ همومی بهیان کلد. یه همو جونی هم با لباس هجیب لفته بود اون بالا و هی میگفت : خواهلان هزیز ( عزیز) لطفا سکوت و نظم مجلس لو لعایت کنید اما خاله جونها گوش شنوا نداشتند.

بالاخله ( بالاخره) از دول یه سل و صدایی بلند شد.خاله جونها میز ملبع خود لا تلک کلدن ( خود را ترک کردن) .یکی میگفت هیات ابوالفضل هست یکی هم میگفت نه امام حسین.آخرش همون همو جونه توی بلند گو گفت هیات عاشقان امام حسین. دل این هنگام لفتال خاله جونها هیجان انگیز و گاهی هم لعب انگیز (رعب انگیز) بود .همه ی خولاکی ها ( خوراکیها) و حلفهاشون و تموم کلدن و یه دفه به دل تیکیه خیله ( به در تکیه خیره) شدند . ننه جون یه نگاهی به خاله جونها انداخت و گفت : لا اله الا الله .بهدش یه هالمه همو جونهای خوش عطل و بو در انواع و اقسام مختلف والد تیکیه شدند.همه ی لباسها مکشی بود و یه هالمه پلچم ( پرچم) و از این چیزا که نمیدونم اسمش چیه داشتند.خاله جونها همین طول میخ شده بودند و هموجونها هینهو ( عینهو) این مدل های پَشِـن (فشـن) که توی این کانالهای ممنوعه که مهسا اینا دالن والد میشدند .بهدش شلوع کلدند دستشون لو میزدند توی سـینه هاشون و یه همو جونی توی بلند گو یکی از آهنگ های همو بنگامین ( بنیامین)  لو میخوند اما خوب یه تفاوت هایی داشت که پیسته دلست متوجه نشد.همه ی همو ها با زنجیل و دستشون لوی بدنشون میزدندو خاله جونها با یه چشم گلیه میکلدند و با یک چشم به همو جونها نگاه میکلدند .تازشم داداشی جونمم دیدم که از همه جیگل تل بود.یه دختل خاله داشت به داداشی نگاه میکلد.پیسته دل یک حلکت انهتالی ( انتهاری) خودشو به دختل خاله رسوند  و سوال کلد : مگه خودت داداش و بابایی ندالی ؟! اون دختل خاله هم قلمز شد و گفت به تو چه !! هل چند پیسته منظولش و متوجه نشد. آخه جواب پیسته آله یا نه ( آره یا نه ) بود اما این دختر خاله جواب دیگه ای داد که پیسته متوجه نشد .

خلاصه اینکه تا آخل شب خاله ها چهار حالت: حلف زدن, گلیه کلدن, میخ شدن و نگاه کلدن لا از خود بلوز ( را از خود بروز ) میدادند و هموجونهای مختلف میآمدند و میلفتند.بهدش دیگه پیسته توی بغل مامانی خوابش بلد و چیزی نفهمید. نتیجه اینکه پیسته بالاخله مهنای سخت و دشوال عزادالی لا فهمید .

سلام خاله و دایی و همو جون های خوبم .

خوبین همگی ؟ خوش میگذله ما لو نمی بینین ؟ ! حتما میگین چه هجب (عجب) پیسته اومده ! بهله .هل چند من مدتی دل قهل ( در قهر) با این همو و خاله ی بد قول بودم اما حالا فقط و فقط به خاطل گل لوی شما خاله جون ها و و همو و دایی های گلم پا به علصه ی ( عرصه ی ) این وبلاگ گذاشتم.و امیدوالم تا چند هفته ی دیگه اینجا لو به طول ( طور) کامل از آن خودم کنم.هان چیه ؟ چی فکل کلدین ؟ فکل کلدین من نمیتونم از این کالا ( کارا ) بکنم ؟ خوب اشتباه فکل کلدین چون شما هنوز نیلوی هجیب و باول نکلدنی ( نیروی عجیب و باور نکردنی ) پیسته لو ندیدین . هه چی فکل کلدی داداش.اگه این یه ماهه من نبودم خوب دلیل داله.اونم اینکه من یه جاهایی بودم که بیشتل از اینجا بهم خوش میگذشته.مثلا آدم عاگل ( عاقل) که نمیاد مسافلت های خوش آب و هوا , جشن تولد و علوسی لو ول کنه بله وبلاگ بنویسه که .

خوب دیگه همین گیده ( از خاله سولنا اینو یاد گلفتم).

من امسال میلم کلاس اول و خیلی میخواد بهم خوش بگذله ( خوش بگذره) .البته نه باسه اینکه میخوام دلس ( درس) بخونم و به خودم لنج و ملالت ( رنج و مرارت) بدم. نـــــه .باسه اینکه مامانی و بابایی گلدالی مجبولن باسم یه هالمه  ( عالمه) چیزای خوشدل خوشدل بخلن .منم یه جایی لو دالم ( رو دارم) که میتونم بلم نشون بدم که اینا لو دالم.هینهو ( عینهو ) این خاله خوش تیپا هستن که توی تلویزیون میذاله که وسط جمعیت هی اینجولی اینجولی لاه میلن و آخلش یه قل (قر) میدن به کملشون (کمرشون) بعد دوباله از همونجا که اومدن دوباله میلن . هینه اونا.

از این به بهد این پیسته اون پیسته ی سابق نیست.این پیسته قدم دل علصه ی هلم و دانش گذاشته  و هی به خودش می بالد و از خودش قل و پز دل میکند ( قـِر و پـُز دَر میکند ) .مثل اون خاله های خوشدل دانشجوی خودم.خلاصه گفته باشم.من دیگه اون پیسته ی شیشت ساله نیستم این باید دل لفتالتون ( در رفتارتون) با من کاملا نمود پیدا کنه .

هااان ؟ چی ؟ خاله سلطون و همو ممد ؟ اصلا اینا آدمن از من سوال می کنین ؟ خوب خودشون بیان بگن چه ملگشونه (مرگشونه) خوب  .وای وای الان مامانی دهوام میکنه.تصحیح میکنم منظولم این بود که خودشون میان خدمتتون می گن .اون همو ممد که کامپیهوتلش قالامپی تلکیده !! دوباله و همش از خودش قـِل و پـُز ( اینو تازه یاد گلفتم کلمه ی خوش دهنیه)  دَل میکنه که من تا لپ تاپم و نخلم حاضل نیستم وبلاگ بنویسم و از این حلفا که یهنی ما خیلی با کلاسیم و مهندسیم و ... اون خاله سلطونم که بچم بهد یه عمل ( یه عمر) دانشجویی و قل و پز دادن تازه امسال می خواد بله خوابگاه تا اینکه قل و پزش این هوا بیشتل بشه .اما گفته به صولت کاملا بلنامه لیزی شده ( برنامه ریزی شده) و دقیق به وبلاگ لسیدگی میکنه. دل پی تهدیداتی که از طلف کالبلان ( طرف کاربران) به خاله شده که ای سلطون اگه بلی می کشیمت ( اگه بری می کشیمت) خاله هم در یک حلکت انحتاری ( انتحاری) تمامی اتهامات والده ( وارده) لو محکوم کلده و گفته من تا پای جان به این وبلاگ لسیدگی می کنم .

پ ن صفرم : خاله نیکا جونم حالش هل لوز بهتل از دیلوز  . خاله بیا ماچت کنم هوال هزااال تا .

پ ن یه کوچولو مونده به اول : تولد خاله کوچولو جونم و تبریک میگم .البته من خودم به اندازه ی کافی دل وبلاگ ایشان خودی نشون دادم اما بازم باید تشریفات ملبوطه و لو دلست به جا بیالم .دوست دالم خاله جونی .تولدت مبالک.

پ ن اول : خاله سلطون میاد اون نوشته ی آموزشی لو مینویسه انقد نیاین پا پی بشین که چی شد .

پ ن دوم : من دیدم این صولتکا  که تازگی مد شده خاله ها استفاده میکنن خیلی خوشدله منم دلم خواست استفاده کلدم .اصلا هم جوگیل نشدم.حسودیم هم نشده . خیلی هم دلتون بخواد.

پ ن سوم : من از این به بهد همه جا هستم.پیسته اینجا , پیسته اونجا , پیسته همه جا .

پ ن چهالم : قابل توجه همو احسان : اگل دیدین که یک کودک شیشت ساله ساهت یک بهد از نصفه شب بلاتون کامنت گذاشته اصلا تهجب نکنید.از این هجیب تلشم به زودی واستون لو میکنم .

1