" /> کاريکاتور‌ زيبای خفته ی ايران : روزنوشت

کاريکاتور‌ زيبای خفته ی ايران

By سلطان بانو on November 30, 2006 10:11 PM

اولین باری که کاریکاتور دیدم توی مجله ی بچه ها گل آقا بود. با اینکه اون زمان کوچولو بودم اما بد جوری عاشق اون مجله شده بودم. تو چند روز اولی که اون مجله رو دیدم صد بار از اول تا آخرشو تماشا کردم  و میخوندم.آخی چقدر با مزه بود.چند بار دیگه هم مجله رو گرفتم و خوندم اما شیطنت های بچگی و تلویزیون مانع از این میشد که من مجله بخونم.تلویزیون (یا بهتر بگم کارتونها) نقاط مشترک زیادی با کاریکاتور داره و من از بچگی دلباخته ی این دو مورد بودم. البته با کمال خجالت باید عرض کنم هنوزم که هنوزه من کارتون زیاد میبینم.نمیدونم علتش چیه اما کارتون خیلی ساده , جالب و جذابه .سادگی در عین مفهوم و تنها مدل نمایشی توی رسانه ها که هنوز مفاهیم مهربونی و صداقت و عشق و ... قاطی پاتی نشده.هر چند اون رو هم دارن رو مخ بچه ها کار میکنن که پارازیت بندازن.

وقتی بزرگتر شدم رو آوردم به گل آقای بزرگسالان , آخ آخ با اون شاغلام بامزه چه حالی میداد.خیلی وقته به علت مشغله ی زیاد از روزنامه و مجله خوندن دور افتادم و صبحانه و نهار و شامم شده اینترنت و طراحی رایانه ای.امروز با دیدن وبلاگ آقای حسین پور یک سری خاطرات برام زنده شد.

دلم واسه روزنامه نگارا و کاریکاتورویستا کبابه.از بس این بیچاره ها سانسور میشن.اما به نظرم در مورد کاریکاتور بیشتر ظلم شده.آخه وقتی آدم طرحی رو با دل و جون ایجاد میکنه دلش میخواد برخورد چند نفر دیگه رو در مقابل طرحش ببینه و تنها بیننده کارش خودش نباشه.یه جوریه مثل اینکه اثر خلق شده رو تو خودش خفه کنن.آقای حسین پور تعدادی از کاراش که اجازه ی چاپ پیدا نکرده رو گذاشته تو وبلاگش.خیلی عالی و جالبن و از همه مهمتر خنده دار.کاریکاتور خلاقیت زیادی میخواد بیشتر از یه طراحی معمولی . به سختیه نوشتن یک مطلب طنز حوصله هم میخواد.

آقا نیکان هم گه گداری کاریکاتو هاشو میذاره توی وبلاگش اونا هم خیلی بامزن و ارزش دیدن و دارن.

نظر شما در ارتباط با این مطلب چیست؟

برای نگارش میتوانید از کدهای HTML استفاده کنید

یک نظر