" /> زبان درازی!! : روزنوشت

زبان درازی!!

By سلطان بانو on February 21, 2007 10:35 PM

میخوام از گفتنی هایی بگم که احتمالا بسیاری از شما اونو میدونید ولی جرات ابراز آن را حتی برای خودتان ندارید. چند سال پیش با یک جهانگرد تحصیل کرده و خوش فکر صحبت می کردم. نظرش را درباره ی ایران پرسیدم. گفت:نمیدانم...مردم خوبی هستند!...اما یک جوری هستند! این پاسخ منو خیلی به فکر فرو برد. راستی چرا ما ایرانیها یک جوری هستیم که خودمون هم میدونیم نباید اینجوری باشیم؟! حالا به نتایجی رسیدم که که چونکه قصد دارم بدون رودربایسی و ملاحظه کاری با برخی از ویژگیهای منفی ای که درفرهنگ کهن و عزیز کشورمان رسوخ کرده سرشاخ شوم٬ و صد البته احتمال میدهم که بزرگترها را رنجیده خاطر کنم٬ خودم پیشاپیش اعتراف میکنم که دارم زبون درازی میکنم و گنده تر از دهنم حرف میزنم٬ ولی آماده ام پاسخ بزرگترها (چه از نظر عقلی و چه از نظر سنی) را بشنوم. ببینید در کل ما ایرانیها علاقه ی چندانی به روبه رو شدن با حقایقی که به دلایلی مطابق میل و سلیقه ی ما نباشد نداریم. از مسائل جنسی بگیر تا معضلات و مشکلات اجتماعی و عاطفی مان ترجیح میدهیم در بهترین حالت با سکوت به آسانی از کنار آن بگذریم٬ نمونه هاش هم فراوانند مثل همین مساله تجرد جوانان که به واقع مشکل بزرگیست در جامعه ی ما و عملا بدون راه حل مانده است.وقتی این مشکل پنهان کاری و حقیقت گریزی در ما ایرانی ها وجود دارد٬ خوب حالا این فرد در آینده وزیر می شود٬ وکیل می شود٬...این روحیه را که نمیتونه از خودش دور کنه.وقتی قرار باشد مشکلات را به روی خود نیاوریم جامعه ای را می بینیم ساکت٬ آرام٬ معقول٬ همه سربه زیر٬ نه کسی خلاف می کند٬ نه چشم کسی به نامحرم می افتد و نه آثاری از این همه تلاطم در جامعه ای که اصطلاحا جامعه ی جوان است٬ به چشم می خورد. وقتی مدتی می گذرد این آتش زیر خاکستر به هر دلیلی در گوشه ای فوران می کند٬ آنچنان که باورتان نمی شود. مطمئن باشید این همه برخورد یک شبه به وجورد نیامده. این مسائل طی سالها شکل گرفته ٬ پنهانکاری که علاقه مندم روی آن تاکید کنم همینجاست . لابد می پرسید چاره ی درد در کجاست؟ پاسخ نگارنده به این سوال این است که در سرآغاز هر حرکتی بیایید به پنهانکاریهایمان پایان دهیم. حداقل دردها را و صورت مسائل را برای یکدیگر بازگو کنیم. اگر قرار بود از حاشا کردن مشکلات درست شوند تا به حال قطعا یک کشور بی درد و مشکل داشتیم. چرا باید آنقدر چشم روی واقعیت ها ببندیم تا روزی مساله خودش را به صورت بحران اجتماعی نشان دهد؟!  

نظر شما در ارتباط با این مطلب چیست؟

برای نگارش میتوانید از کدهای HTML استفاده کنید