فید روز نوشت  
یکشنبه 15 بهمن 1385
روز مرگی

واقعا چه دلیلی داره که آدم باید درد ها و رنج ها رو تحمل کنه. که چی ؟ که چی بشه ؟ فکر نکنین حالا با یه مشکل برخورد کردم دنیا برام تیره و تار شده و قدرت حل مشکل ندارم یا اینکه افسرده شدم. نه واقعا که چی بشه.اصلا متوجه نمیشم دلیل این همه فشار درد و رنج بر انسان چیه ؟ دلم نمیخواد این سوال و با جوابهای ماورایی جواب بدم .یا اینکه به خودم بقبولونم که آدم آزمایش میشه و باید لایق خدا بشه. یه جواب صریح میخوام. اگه به امید بهشت دارین تو این دنیا خودتون رو خفه میکنید و یکی یکی بدبختی های وارده رو تحمل میکنی کور خوندین. آخه بهشت چیه ؟ واقعا این همه درد و رنج و تحمل میکنین که تا ابد برین توی یک سرزمین خوش آب و علف و خوش بگذرونین و حوریان بهشتی دورتون بشکن و بالا بندازن. اگه آخرش اینه میخوام صد سال سیا نباشه. آخر آخر آخرش  چی؟ میخوای به خدا برسی.اونوقت چی؟

آخه وقتی نمیتونی درک کنی خوبی در کنار خدا بودن چیه چطور یه عمر بدبختی تحمل میکنی تا اون لحظه ی آخر مرگ هم نمیدونی بعدش چی میشه. زندگی آدم یک علامت سوال بزرگه .حالا هی بیاین تو سر خودتون بزنین وعلت فلسفی بیارین که من به این دلایل زندگی میکنم. عرفان هم نتونسته قانعم کنه. تا خودم به اون حالت نیمدونم چی چیه عارفانه نرسم نمیتونم بفهمم باید حتما خودم درکش کنم.حالا مشکل اینجاست که اگر من تا آخر عمرم هم به اون حالات نرسیدم یا جواب سوالاتم و پیدا نکردم باید چه گلی به سرم بگیرم. واقعا مردن هم چیز خوبیه ها ؟؟ نه ؟؟ چیه این کارای بچگونه که از صبح تا شب سگ دو بزنی واسه هیچ و پوچ آخر سرم هیچی به هیچی. هر روزم یک مشکل به مشکلات قبلیت اضافه میشه که نفس کشیدن و برات هر روز سخت تر میکنه.چیه هر روز کار کردن ؟ چیه هر روز مرگی دوباره ؟ چیه زندگی تو دنیای به این کثیفی ؟چیه هر روز دیدن پلیدی های نو که بیشتر ازش اوغت میگیره؟

+      نویسنده : سلطان بانو
چهارشنبه 4 بهمن 1385
چرا پشتيبانی نمی کنين!

الان خیلی عصبانیم اصلا نزدیکم نشین. فقط از دور گوش کنین ببینین چی میگم. این بود حمایتتون از من در انجمن بانوان ؟ چند روزه من خودم واسه خودم دارم اونجا مطلب مینویسم. واقعا که. حالا این زیاد مسئله ای نیست مسخره ی آقایون شدم میدونین آقایون دبارتون چی میگن : این خانوما انقدر آی کیوشون کمه که بلد نیستن توی انجمنشون حتی مطلب بنویسن. باورتون میشه .حالا لینک میدم خدمتتون. من رفتم توی یک فروم برای تبلیغ یک تاپیک ایجاد کردم در رابطه با انجمن بانوان اینم لینکش. ببینین اونا چی گفتن. توی این چند روز من به یک سری جوابها هم رسیدم .جواب سوالاتی که یک عمر توی ذهنم می چرخید و جوابی براشون نداشتم .مثل این سوال : چرا حقوق خانوما انقدر توی ایران ضاییع میشه ؟ حالا جواب : چون خودشون بیعرضه تشریف دارن و حتی بلد نیستن از چیزای کوچیکی که بهشون داده میشه استفاده کنن.

فقط حواسشون به یک سری منافع کوچیک خودشونه که از دست ندن و تا آخر عمر فقط تنها فکر و ذکرشون شوهر و بچشونه و فکر نمیکنن که چه حقی در زندگی ازشون ضایع شده. درست آدم باید به فکر شوهر و بچشم باشه اما باید یادشم باشه که اول از همه عضوی از اجتماعه که حقوقی داره و تنها کارش تو زندگی کُلفتی بی جیره و مواجب نیست. از دوستای نزدیک دیگه انتظار نداشتم که منو تنها بذارن. حالا خوبه همتون 24 ساعته توی اینترنت پلاسین .چی میشد گاهی یک سری هم به من و فروم که مظحکه ی خاص و عام شده میزدین. حالا نمی یومدین کار داشتین نمیشد اون لوگوی حمایتی رو لااقل میزدین تو وبلاگتون.اصلا ازتون انتظار نداشتنم انقدر بی بخارو تنبل باشین. حالا نمیخواد ناراحت بشین .من فعلا عصبی هستم ولی یک کوچولو به حقوق از دست رفتتون به علت سهل انگاری فکر کنین. من فکر کردم شاید نمیدونین چطور باید در فروم مطلب ایجاد کنین واسه همین یک مطلب آموزشی توی فروم ایجاد کردم اینم لینکش. منتظرتونم !!!

+      نویسنده : سلطان بانو