فید روز نوشت  
سه شنبه 15 خرداد 1386
خداحافظ بلاگفا

بلاگفا جان ما دیگه رفتیم. ذره ی آخر بار و بندیلمون رو هم جا به جا کردیم. خونه ی نو اصلا مثل تو نیست .ولی بوی تو رو میده .یه کمی گـَل و گشاد تره .همچین دم و دستگا شم بیشتره.دلمون نمیخواست تو رو ول کنیم و بریم به امون خدا اما خوب خودت اینجور خواستی.مهموناتو دوست نداشتی. هر روز یه بامبول جدید! ما هم مجبور و از همه جا رونده. اما خدایی از اینکه اینطوری ولت کردم اصلا ناراحت نیستم. حداقلش مجبور نیستیم اون تبلیغت و که عین جیغ بنفش بود و تحمل کنیم .زت زیاد .امیدوارم یه دستی تو خودت ببری و یه کمی آدم بشی.


القصه , یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود یه ماجراهای من و ممدی بود که کارش و از سر گرفته بود.میخواست از نو شروع کنه و با کمک اسپانسر مهربونش همه چیزو از نو شروع کرد. البته نه همچین از نوی نو اما یه جورایی هم همه چیز نوی نو.روز بخصوصی برای نو شدن انتخاب کرد.روز تولد ممد. بعدشم گفت بسم ا... آستینا و پشت گیوه هاشو زد بالا .


تقریبا تمام قسمتهای وبلاگ و کامل کردیم.اگه ریز کاری دیگه ای به ذهنم رسید دوباره تکمیل میکنم .منتظر انتقادات و پیشنهادات با ارزش شما دوستان هم هستیم. قسمت قالبهای رایگان هم داره کم کمَک تغییراتی میکنه. که وقتی انجام شد براتون توضیح میدم .قسمت خبرگزاری کیلویی : میخوایم کلا تغییرش بدیم. اونم به موقش خدمتتون عرض میکنم .میخواستم برای این پست توی وبلاگ اصلی مطلب بنویسم از دست این پسته خانوم... راستش جرات نکردم.یه وقت دیدی شبانه به خاطر یه پست زودتر ودیر تر من و ممد و به قتل میرسونه ! خیلی دلش واسه نوشتن پر پر شده.50 تا مطلب هم آماده کرده !! هی میگه پس من کی آپ کنم ( با عصبانیت میگه ها).اگه حرف و حدیث یا سوالی بود تو کامنتا جواب میدم..

+      نویسنده : سلطان بانو