فقط حواسشون به یک سری منافع کوچیک خودشونه که از دست ندن و تا آخر عمر فقط تنها فکر و ذکرشون شوهر و بچشونه و فکر نمیکنن که چه حقی در زندگی ازشون ضایع شده. درست آدم باید به فکر شوهر و بچشم باشه اما باید یادشم باشه که اول از همه عضوی از اجتماعه که حقوقی داره و تنها کارش تو زندگی کُلفتی بی جیره و مواجب نیست. از دوستای نزدیک دیگه انتظار نداشتم که منو تنها بذارن. حالا خوبه همتون 24 ساعته توی اینترنت پلاسین .چی میشد گاهی یک سری هم به من و فروم که مظحکه ی خاص و عام شده میزدین. حالا نمی یومدین کار داشتین نمیشد اون لوگوی حمایتی رو لااقل میزدین تو وبلاگتون.اصلا ازتون انتظار نداشتنم انقدر بی بخارو تنبل باشین. حالا نمیخواد ناراحت بشین .من فعلا عصبی هستم ولی یک کوچولو به حقوق از دست رفتتون به علت سهل انگاری فکر کنین. من فکر کردم شاید نمیدونین چطور باید در فروم مطلب ایجاد کنین واسه همین یک مطلب آموزشی توی فروم ایجاد کردم اینم لینکش. منتظرتونم !!!

ذهنیات درونی دانشجو سه ساعت بعد از امتحان : ای خدا بگم چی کارت کنه .هر چی بهش میگم سوال دوازده یابو آب میده. خدا کنه میان ترم رو لااقل سه داده باشه.چقدر خوابم میاد .فردا هم که امتحان دارم. حالا چه گِلی به سرم بگیرم.
دانشجو و دوستش هنگام انتخاب واحد ترم بعدی : این تعداد واحدی که من گرفتم کمه. بذار این لیسانس فکسنی رو زودتر بگیرم .این ترم هم میشینم سفت و سخت درس میخونم . دوست : نگاه کن داره خیلی زیاد میشه ها میتونی ؟؟ دانشجو : چی ؟ کی ؟ من ؟ معلومه بابا چی فکر کردی.کل اون کتابه بود همین چند روز پیش تو یک روز خوندم .چی فکر کردی ماییم دیگه . دانشجو : راستی از ا این به بعد با بچه ها قرار داریم هر هفته دو روزشو بریم یه جایی عشق و صفا . تو نمیای ؟ دوست : هان !! کجا میرین ؟ همین دور و بر پیش هم باشیم عشق صفا مهربانی محبت ....
ذهنیات درونی دانشجو سه ساعت مانده به امتحان : ترم آینده ...
ـ برداشت هفتم: تو اتاق تنهای تنها نشستم رو زمین ٬ آهای خدای مهربونم٬ امشب نمیخوای باهام حرف بزنی؟ بعد گوش میخوابونم٬ نه صدایی نمیاد. یه مقدار یقمو مرتب می کنم و لبه ی لباسم را هم میزون میکنم تا بشم مثل آدمای با نزاکت و مودب. صدایم را صاف می کنم و دوباره خدا رو صدا میزنم: یـــــــــوهــــــــو! جواب نمیدی؟! دیگه نتونستم تحمل کنم دستام را گذاشتم رو گوشهام و و فشار دادم. درمانده شدم . کامیوتر را روشن کردم ٬آخیش صدای همسر عزیزم ...کمی آروم شدم و صداش زدم . ای بابا این هم که صدای ضبط شده اس ... داره میگه شام خوردی٬ مسواک زدی اومدی نیشستی پای کامپیوتر؟
ـ برداشت ...برداشت چندم بود؟ آقا بی خیال!
کـــــــــات!!!

اگر علاقه ای به وبلاگ نویسی و وبلاگی که در حال حاضر دارین این خبر رو بخونید (توصیه میکنم نظرات مردم در این نوشته رو هم بخونین) حتما پشت سرش این یکی رو هم حتما بخونین.طبق آیین نامه ای که در پنج آذر تصویب شده تصمیم گرفته شد که محتوای وبلاگها و وبسایتها حتما ساماندهی بشن.همینطور بودجه ای هم به این کار اختصاص داده شد. قبل از این کشور چین برای وبسایتهای یک چنین طرحی رو ترتیب داد ( تنها برای وبسایتها) و ایران از اون الگو برداری کرده. شما برای اینکه وبلاگتون فیلتر نشه باید از یک سری قوانین پیروی کنین.اما اول از همه باید وبلاگتون رو در این سایت ثبت کنین.توجه داشته باشین که در این ثبت نام تمامی اطلاعات خصوصی شما پرسیده میشه از جمله نام , نام خانوادگی, آدرس دقیق , شماره تلفن همراه و ثابت و ... .همینطور در این آیین نامه اعلام شده که : اتخاذ تصمیم نسبت به پایگاه های موضوع این آیین نامه مانع طرح شکایت علیه آنها در مراجع ذی صلاح و جبران خسارت و مجازات قانونی نمی باشد . یعنی اینکه ممکنه به علت چیزی که مینویسین یا عکسی که میذارین یا هر چیز دیگه ای که خلاف قوانین گفته شده باشه کارتون به دادگاه بکشه. یک مطلب مهم هم شایان ذکره که تمامی اطلاعاتی که در وبلاگتون مینویسین خوانده میشه و کسانی که اونها رو میخونن.. شما رو میشناسن و آدرس دقیق و کلیه ی موارد در مورد شما رو میدونن.پس میتونیم بگیم مستعار نویسی (نوشتن اسم مستعار) در وبلاگها زیر سوال میره.در این آیین نامه در مورد کسانی که اطلاعات خصوصی مردم رو میخونن (با توجه به شناسایی فرد) هم توضیحی داده نشده.نکته ی قابل توجه اینه که تمامی اطلاعات (اطلاعاتی که موقه ی ثبت از شما گرفته میشه) روی سروری در آمریکا ذخیره میشه و این بدان معنیست که آمریکایی ها هم به اطلاعات خصوصی شما دسترسی دارن و هر موقه که اراده کنن میتونن بفهمن صاحب فلان وبلاگ کیه کجا زندگی میکنه شماره تلفنش چیه و ...من از وقتی که این آیین نامه رو خوندم احساس بدی پیدا کردم .اول اینکه فکر میکنم کسی به حریم شخصیم در وبلاگم وارد شده و من نمیتونم حرفم رو اون جور که باید بزنم و همیشه میترسم که فلان آقا داره این مطلب من و میخونه که میدونه من کیم و کجا زندگی میکنم .به خصوص اینکه حریم خانوما خیلی شخصی تر از آقایونه آدم یه عمر آبروش رو حفظ کرده تا آقایی بهش نگاه چپ نکنه فردا هر کسی میتونه بهش نظارت کنه.پس من مجبورم در وبلاگم هم چادر سر کنم . من بیشتر وقتا خواننده هامو از صافی میگذرونم اما این بار بهم تحمیل شده از طرفی هر کارمند سیا در آمریکا هم میتونه اطلاعات من و داشته باشه.