

به به به یه شب بلند زمستونی. سوز و سرمای برفی,آجیل و میوه های آبدار و خوش بر و رو .دلای نزدیک بهم از عشق.آهنگای سنتی و بوی هندونه که تموم خونه و آشپزخونه و رو پر کرده.صدای گر گر آتیش توی شومینه.صدای سرفه های آقاجون از اون اتاق که داره خودشو واسه حافظ خونی آماده میکنه. اینا همش واسه من و ممد رنگ یلدا (چله) داره.یلدای همتون مبارک .خوب بخورین و خوب بخندین که از این شبای قشنگ کم پبدا میشه.شنیدم تهران برف اومده بابا ایوالا بازم دل شما تهرانیا. اصفهان که هنوز خبری نشده. میترسم امسال خشکسالی بشه.همش تقصیر این پیرمرد, پیرزناست .بیخود نمیگم که یه ذره صبر کنید.چند روز پیش رفته بودم کتابفروشی, فروشندش یه پیرمرده ,داشت به یه دختر خانوم میگفت الحمدلله که امروز نه برف اومد نه بارون و نه باد راحت اومدیم و رفتیم !!! یادمه مادربزگ خدا بیامرزم هم اگه بارون و برف میومد کلی شاکی میشدو فقط آرزوی روز آفتابی میکرد. خوب ما هم بالاخره پیر میشیم و عبور و مرور برامون سخت میشه اما تو رو خدا بیاین روزای بارونی و برفی بشینیم توی خونه هامون و هی دعای خشکسالی نکنیم .
امروز عیده.عید قربان همیشه منو یاد ابراهیم میندازه .مرد بزرگ و پیامبر خدا .ایستاده در برابر ظلم تا پای جان.عیدتون مبارک.
توصیه های ایمنی : عزیزم مگه مجبوری انقد بخوری که عیدت عزا بشه حالا درسته شب چلست اما دلیل نمیشه که خودتو بترکونی اونم خونه فامیل که اصلا آبرو حیثیت خانواده رو ببری.آفرین از همه چیز یه کم بخور تا ظرفیتت تکمیل بشه.
پ ن : این نوشته ی خانوم کوچولو قوانین خوبی در مورد اینترنت رو تذکر داده که فکر کنم خوندنش خالی از لطف نباشه.
پ ن دو : داداش سهیل به مناسبت شب یلدا مراسم حافظ خونی دارن که میتونین از طریق این لینک برین و شرکت کنین.